<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696</id><updated>2011-07-08T06:20:56.115-07:00</updated><category term='گردهمایی ها'/><category term='طنز تلخ سیاسی'/><category term='اخبار و اطلاعیه ها'/><category term='دردنامه ها'/><category term='کلیپ ها'/><category term='اشعار سبز'/><title type='text'>باور سبز</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>1039</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1703603327761303967</id><published>2009-09-29T09:37:00.003-07:00</published><updated>2009-09-29T09:37:55.227-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>موج آفرینی بیست و دوم:یادمان اسرای جنبش سبز، هر هفته دو اسیر</title><content type='html'>بیش از صد روز از بازداشت بسیاری از پاک‌دست‌ترین و نیک‌نام‌ترین فرزندان این آب و خاک که تنها جرم و اتهامشان پاسداری از شان و آبروی سرزمینشان بوده است، می‌گذرد و بارزترین مفهومی که معنای خود را در این میان از دست داده، نام زیبای عدالت است. عدالتی که از بانیان و پاسداران آن دریغ شده است و توسط عده‌ای که نه تنها رای که جان وآبروی مردم را نیز لگدمال کردند، قبضه شده است.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دادگاه‌ها و میزگردهای نمایشی  گرچه به پایان رسید و جز بی‌آبرویی و ابتذال برای برگزارکنندگانش چیز جدید دیگری به ارمغان نیاورد، اما جان این عزیزان هنوز دربند ظلم گرفتار است و خانواده های بسیاری چشم به راه عزیزان خود، روز و شب را گم کرده‌اند. در این میان رسالت آنان که هنوز از نعمت آزادی برخوردارند این است که نگذارند، ذره‌ای غبار فراموشی بر نام  اسیران دربند جنبش سبز بنشیند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موج سبز آزادی به عنوان صدایی برآمده از مردم و جریانی متعلق به جنبش سبز عدالت‌خواهی که رهبرانش میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی‌اند، بنا بر خواسته‌های مکرر مخاطبان خود به این فکر افتاد که از این پس هر هفته را به نام دو اسیر سبز این جنبش نام‌گذاری کند و در آن هفت روز که متعلق به هر یک از دو اسیر این جبنش است،  برای زنده نگاه داشتن نام آنان و آزادی‌شان از بند اسارت تلاش کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این موج سبز برای آزادسازی اسیران مظلوم جنبش شکل نخواهد گرفت مگر اینکه تک تک شما عزیزان به یاری ما بشتابید و در ساختن این موج ما را همراهی کنید.  قبل از این نیز موج سبز آزادی در یکی از موج‌آفرینی‌های مخصوص ماه مبارک رمضان هر روز ماه مبارک را به نام دو شهید مظلوم جنبش سبز نامگذاری نمود تا بدین بهانه هر روز یاد و نام ان عزیزان در خاطرها زنده بماند. این بار به جای هر روز، هر هفته را به نام دو اسیر این جنبش نامگذاری خواهیم کرد و در طی هفت روز متوالی اقدامات زیر را در جهت زنده ساختن نام آنان انجام خواهیم داد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- در طول هفته‌ای که مخصوص به دو اسیر جنبش سبز نامگذاری می‌شود، از همه وبلاگ‌نویسان عزیز دعوت به عمل می آید تا حداقل یک پست خود را به یکی یا هر دوی اسرای نامبرده در آن هفته اختصاص دهند و یک نسخه از پست وبلاگ خود را نیز به موج سبزآزادی بفرستند تا در سایت منتشر شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- هر نوع دل‌گویه، شعر، بیوگرافی اسرای معرفی‌شده و یا نامه به آنان می‌تواند در زنده کردن نامشان موثر باشد. لزومی ندارد یک شعر ارتباط مستقیم با نام یکی از این اسرا داشته باشد. می‌توانید اشعار و نوشته‌های خود را به این عزیزان تقدیم کنید و برای موج سبز آزادی بفرستید تا در سایت بازتاب یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- از تمامی هنرمندان و علاقه مندانی که دستی در کار موسیقی و نقاشی و عکس، فیلم و پوستر دارند هم دعوت می‌کنیم که بنا به هفته‌های نام‌گذاری شده آثار خود را در یادبود نام اسرای هر هفته خاص به موج سبز آزادی بفرستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- ملاقات با خانواده دو اسیر مربوط به هر هفته نیز یکی از برنامه‌های اصلی مربوط به این موج آفرینی است.  سعی می‌کنیم هر هفته به دیدار خانواده دو اسیر برویم و از آنان دلجویی کنیم تا بدانند ما در کنارشان هستیم و از یادها پاک نشده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5- دعا از مهم‌ترین سلاح‌های حاملان جنبش سبز است. از این پس هر هفته در دعاهای خود به طور خاص دو اسیر این جنبش که هفته به اسمشان نامگذاری شده است یاد خواهیم کرد و در صورت برگزاری مراسم جعی دعا نیز به طور خاص برای آزادی دو اسیر مخصوص به آن هفته دعا می کنیم و از  خداوند مهربان گشایشگر، آزادی‌شان را می خواهیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- در این مدت تلاش خواهیم کرد که علاوه بر اسرای به‌نام و شناخته شده این جنبش از آنان که کمتر نامی از انان برده شده است هم یاد کنیم و تمام توان خود را برای آزادی‌شان به کار گیریم. در این کار نیز نیازمند پشتیبانی شما عزیزانیم  برای اسرایی که کمتر شناخته‌ شده‌اند بنویسید و نوشته‌هایتان را به همراه بیوگرافی کوتاهی از آن اسیر برایمان بفرستید تا نامشان در سایت زنده نگاه داشته شود &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;7- در مجالس و محافل دوستی و خانوادگی یاد و نام دو اسیر هفته را زنده کنیم و از خدمات و شخصیت آن‏ها حرف بزنیم و به ظلمی که بر آن‏ها می‏رود اعتراض کنیم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;8- سخنرانی‏ها، نظریات و تصاویر آن‏ها را پرینت بگیریم و در محافل دوستی و خانوادگی پخش کنیم و در مکان‏های عمومی قرار دهیم. &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;لازم به توضیح است که نام دو اسیر مربوط به هر هفته خاص به همراه عکس‌هایشان در بالای صفحه نمایش داده خواهد شد و علاقمندان می‌توانند با چک کردن نام اسرای هر هفته، موج آفرینی‌های فوق برای آنان را حتی الامکان انجام دهند.  آنچه بسیار مهم است، در نظر داشتن این مساله است که تنها و تنها راه زنده نگاه داشتن یاد این اسرا، تکرار نام آن‌ها با صدای بلند است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;پس با هم برای آزادی عزیزانمان هم‌صدا می شویم وبه نام دادگستر عادل موج سبز خود را برای این دو نام به مدت هفت روز می‌گسترانیم. هفته نخست را با دو نام آشنا که از پیش‌کسوتان و دردی‌کشان سپهر سیاست ایرانند آغاز می‌کنیم: سعید حجاریان و بهزاد نبوی.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1703603327761303967?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1703603327761303967/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1401.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1703603327761303967'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1703603327761303967'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1401.html' title='موج آفرینی بیست و دوم:یادمان اسرای جنبش سبز، هر هفته دو اسیر'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-7211378805507278643</id><published>2009-09-29T09:37:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:37:17.381-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>اعتراف سردار میراث‌خوار جنگ: دومیلیون نفر در تظاهرات سبز روز قدس شرکت کردند</title><content type='html'>سعید قاسمی، در سال‌های اخیر با پشتوانه مالی و استفاده از امکانات لجستیک تبلیغاتی و تشکیلاتی نهادهای خاص، خود را از رهبران حزب‏الله ایران می‌داند و جریان استشهادیون جهان‏اسلام و نیروهای استشهادی دانشجویان و مزخرفاتی از این قبیل را راه انداخته که جز بی‌آبرویی در جهان و ضربه زدن به اسلام، چیزی به ارمغان نیاورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش موج سبز آزادی، این سردار میراث‌خوار جنگ، که امروز هم حامی سرسخت احمدی‌نژاد شده است، با اعتراف به اینکه "دومیلیون نفر" در تظاهرات سبز روز قدس شرکت کردند با بی شرمی اظهار داشت: "بالاخره ساواکی‌ها،‌ اعضای سازمان مجاهدین خلق و... به همراه خانواده‌هایشان هم در این کشور زندگی می‌کنند و بخشی از جامعه را شامل می‌شوند!" قاسمی بعد از وارد کردن این چند گل به دروازه تیم اصول‏گرایان با اشاره به اعتراضات پس از انتخابات و جنبش سبز ادعا کرد که "هنوز سایه بنی‏صدر بالای سر این جنبش مستدام است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی که در میان رزمندگان با سابقه جنگ، به ترس از نبرد و دروغ‏گویی نیز مشهور است با اشاره به سخنان فرزند شهید همت و انتقادات وی از اوضاع فعلی گفت: "وقتی فرزند همت این حرف‌ها را می‌زند باید شبها خون گریه کنم، البته من مقصرم ولی وقتی که در دانشگاه‌ها آن‏ها را چیزخورشان(!) می‌کنند چه می‌توانم بکنم؟"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاسمی که از رسیدن صدای مخالف مجید مجیدی به گوش رهبری نیز بر آشفته بود اظهار داشت: "همان کسانی که تا دیروز دو میلیارد تومان برای کارهای خود پول می‌گرفتند امروز سمفونی ای کاش می‌نوازند! عزیزم مجید مجیدی! درست است که پیش آقا گریه می‌کنی، آقا هم در پاسخ فرمودند این تلخی‌ها زمان جنگ هم بود، اما باید بگوییم آن روزی که با هنرنمایی خود فیلمی را در مقابل احمدی‌نژاد ساختی کمر جبهه اسلام شکست و گاف دادی و برای یک عمر باید جواب خدا را بدهی!"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی در ادامه سیاست کودتاگران، برای تفرقه‏افکنی و ایجاد نفرت در میان اقشار مردم ایران که با رفتارهای محمود احمدی‏نژاد، به ویژه در مناظره‏های انتخاباتی کشور را وارد مرحله بحرانی کرده است گفت: "اعتراضات كسانی كه در مناطق بالای پارك‌وی مینشینند، چندان مهم نیست، ولی اگر روزی دیدیم که اهالی شوش و... هم پشت سر ما نبودند باید فرار کنیم!"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمانده خود خوانده استشهادیون جهان اسلام! در ادامه با اشاره به فیلم 90 سیاسی که در ایام انتخابات منتشر شد و اذعان به اینکه آن فیلم پای خیلی‌ها را لرزانده است از "پسر عموی جانباز" خود هم گذشت نکرد و اظهار داشت: در آن شب‏های فتنه می‌خواستیم تصمیم بگیریم که به چه کسی رای دهیم و حتی از این بالاتر در روز یکشنبه پس از انتخابات و تجمع نیروهای حزب اللهی در میدان ولیعصر پسرعموی جانباز را دیدیم که همراه با گروه دیگر قصد رفتن به صداوسیما را داشت و زانوهایم بخاطراین تفاوت‌ها لرزید. این فتنه همان فتنه‌ای است که عاملان آن حتی اگر نتوانند آن را ادامه دهند پیروز میدان هستند، زیرا دیگر در داخل کشور کسی حواسش به فلسطین و لبنان نیست."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در واقع لازم است که ضمن اشاره به اینکه "در دیزی باز است، حیای گربه کجا رفته؟"، چند جمله‏ای زیر را از زبان یکی از نیروهای قدیمی سپاه به سعید قاسمی یادآوری کنیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول می‌خواهم چند مطلب را از روزهای اول تشکیل سپاه را به تو گوشزد کنم، روزهایی که به یاد بیاوری کی بودی و چی شدی؟ پسر، آیا روزهای اعزام به کرمانشاه را فراموش کردی که برای اعزام نشدن التماس می‌کردی؟ که پدر پیر دارم و چه و چه. آیا باز در کرمانشاه، یعنی منطقه هفت، شهید امانی را فریب داده و به سراغ شهید بروجردی فرمانده منطقه نرفتید که: اجازه دهید من برگردم ؟باز شروع کردی: پدرم مریض است و باید در تهران باشم. شهید بروجردی در حضور تو از شهید امانی سوال می‌کند که این برادر راست می‌گوید، و امانی می‌گوید تا آنجایی که که من می‌دانم این‌گونه نیست؛ که بروجردی از تو می‌پرسد: برای چی عضو سپاه شدی؟ و خودت می‌گفتی: خیلی شرمنده شدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزی که ما را با علی صدقیان به ایلام اعزام می‌کردند، شهید بروجردی سخنرانی کرد و اشاره به دروغ تو کرد؛ البته بدون ذکر اسمت. همه ما می‌دانستیم تو را می‌گوید، ولی به رویت نیاوردیم. ولی تو باز دروغ گفتن را رها نکردی. حاج علی صدیقان هنوز زنده است. در جمع همه گفت: به همه شما در این گردان علی اکبر اعتماد دارم، به جز سعید، چون به بروجردی دروغ گفت. امیدوارم فراموش نکرده باشی که می‌گفتی: امانی من را ضایع کرد، و تا شهادت امانی با او حرف نمی‌زدی. مهمتر از آن، شبی که در منطقه عمومی ایلام (بانی شیطان) در شب عملیات گم شدی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همان شب امانی با تعدادی از بچه ها شهید شدند و جالب‌تر اینکه در همان جا صدیقان به تو گفت: برو که اگر بمانی، نیاز نیست عراقی‌ها تو را بزنند، این بچه‌ها می‌کشندت. بعد فرار کردی به سوی تهران. از همانجا، همه ما که تو را می‌شناختیم، با تو قطع ارتباط کردیم، ولی باز تو در لشگر 27 حضرت رسول پیدایت شد. گروهی جمع کرده بودی و از رشادتت در کردستان و مهران و ... می‌گفتی. می‌توانی بگویی چطور همه ماها دست و پا و بدن لت و پار داریم، ولی تو افتخار خالی‌بندی حتی ترکش کوچکی در بدن نداری. آری، شنیدم در قرارگاه شیمیایی شدی! پسر کمی حیا، کمی شرم، فقط کمی ...!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پسر روزی که دوباره با شهید امانی‌ روبه‌رو شدی چه می‌خواهی بگوی؟ آنجا این دروغ ها جواب نمی‌دهد. یک خاطره از شهید همت نقل کنم تا یادت بیاید همت نیازی به دروغ های تو ندارد. در قرارگاه، بنده خدایی با دوربین دنبال کسی می‌گشت تا با او مصاحبه کند. همه بچه‌ها از دوربین فراری بودند. وقتی پرسید من با کی مصا حبه کنم، همه در یک لحظه به اتفاق گفتند: «خالی‌بند ما قاسمیه»! خبرنگار پرسید: کدامیک از این برادرهاست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همت گفت: بهترین راه برای یافتن او، این است که هر جا دوربین دیدی، سعید هم آنجاست؛ و چقدر راست می‌گفت، چون بعد از مدتی به شهید آوینی آویزان شدی. به قول بچه‌ها آوینی را با دروغ هایی که بافته بودی، درست وسط میدان مین بردی! پسر، تو از اطلاعات و عملیات فقط اسم آن را یدک می‌کشیدی. تو کجا میدان مین رفته بودی؟ البته اگر رفته بودی یا شهید می‌شدی که لیاقت آن را نداشتی، و یا مثل خیلی از ما گوشه آسایشگاه بودی. خالی‌بندی کار خوبی نیست. راستی، قضیه لبنان و بوسنی بماند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: ایلنا&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-7211378805507278643?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/7211378805507278643/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7162.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7211378805507278643'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7211378805507278643'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7162.html' title='اعتراف سردار میراث‌خوار جنگ: دومیلیون نفر در تظاهرات سبز روز قدس شرکت کردند'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1969016055732195175</id><published>2009-09-29T09:36:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:36:55.210-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>رئیس کمیته ویژه مجلس: پرونده‏های تخلفات صورت گرفته در جريان بازداشت‌های اخیر بسیار سنگين و پر تعداد هستند</title><content type='html'>رئيس كميته ويژه بررسی وضعيت بازداشت‌شدگان اخير از جلسه آتی اين كميته با سازمان قضايی نيروهای مسلح خبر داد كه طی آن به 104 پرونده قضايی تشكيل شده در مورد تخلفات كهريزك رسيدگی می‏شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرگزاری ایلنا، پرویز سروری نماینده تهران با حضور در جمع خبرنگاران مجلس با بیان اینكه كمیته ویژه مجلس همچنان به بررسیهای خود در مورد مسائل پس از انتخابات ادامه میدهد افزود: پرونده‌های تشكیل شده در مورد بازداشت‌های اخیر و تخلفات صورت گرفته در جریان این بازداشت‌ها آنقدر سنگین و زیاد هستند كه بررسی آن زمان زیادی را میطلبد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با بیان اینكه تعداد متهمان و شاكیان در این زمینه بسیار زیاد هستند ادامه داد: به همین دلیل چند قاضی به مجموعه بررسیكنندگان این مساله اضافه شده‌اند البته باید مطالب تمامی متهمان و شاكیان شنیده شود تا به یك جمع‌بندی صحیح دست یابیم. سروری كه به نمایندگی از شورای عالی امنیت ملی نیز این مسائل را پیگیری میكند افزود: حجم كاری كه به طور معمول باید طی یك سال بررسی شود را میخواهیم ظرف یك مدت كوتاه به انجام برسانیم اما باید منتظر نتایج نهایی بمانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با بیان اینكه به زودی دادگاه متخلفان كهریزك برگزار خواهد شد در پاسخ به سوالی كه به علنی بودن این دادگاه‌ها اشاره داشت گفت: این مساله از جمله اختیارات قاضی است و باید منتظر شویم و ببینیم كه قاضی چنین تصمیمی میگیرد یا نه.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1969016055732195175?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1969016055732195175/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_222.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1969016055732195175'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1969016055732195175'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_222.html' title='رئیس کمیته ویژه مجلس: پرونده‏های تخلفات صورت گرفته در جريان بازداشت‌های اخیر بسیار سنگين و پر تعداد هستند'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1484382644408342012</id><published>2009-09-29T09:35:00.003-07:00</published><updated>2009-09-29T09:35:52.706-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>به شبنم مددزاده، دختری که همیشه می خندد</title><content type='html'>مهسا امرآبادی&lt;br /&gt;نشسته ام و به عکست زل زده ام. تمام خاطرات می آید تو سرم. می خواهم بیرونشان کنم اما آمده اند جلوی سرم. یادت است؟ می گفتم سعی کن خاطرات بد را ببری پشت سرت تا آزارت ندهند تا نیایند جلوی سرت و روی پیشونی و چشمانت بریزن که در آن صورت دیگر نمی توانی از جلوی چشمت، پاکشان کنی. هرچند که این حرف ها را بیشتر به خودم می گفتم و تو هر روز و هر شب گوش می دادی به پرحرفی های من و بعضی اوقات هم با اون لحجه ترکی ات می گفتی: غمتو نبینم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز اولی که وارد سلول شدم، در آغوشم گرفتید. گفتم آخیش از تنهایی خسته شدم. پرسیدید چند وقت؟ گفتم یک هفته و فکر می کردم چقدر به من ظلم شده که یک هفته در انفرادی مانده ام! جواب های شما اما من را شرمنده خودم کرد. وا رفتم وقتی فهمیدم تو 21 ساله با 3 ماه انفرادی و 7 ماه بازداشت موقت و مهوش و فریبا هم با 4 ماه انفرادی و 15 ماه بازداشت موقت آنجا هستید و من از یک هفته انفرادی می نالیدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هواخوری دوره ام کردید و از وضعیت بیرون پرسیدید. انگار تازه یادم افتاده بود که چه بر سرمان آمده است. از روزهای قبل از انتخابات و شعارها برایتان گفتم. از شوق و شور و شعف مردم گفتم، از لذت آزادی روزهای قبل از انتخابات گفتم و گفتم و گفتم. در چشمهایت شوق بود و امید. می خندیدی، همیشه می خندیدی و من که از فشار بازجویی ها و نگرانی ها، عصبانی بودم با شدت می گفتم « این قدر این دندونات رو نریز بیرون، فکر می کنند خوشمان می آید اینجا باشیم» و باز هم می خندیدی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این خنده تو و دندون های موشی ات تیری بود در قلب نگهبان ها. آنها که التماس و گریه دیده بودند فکر می کردند، دندان‏های یک زندانی تنها برای زجه زدن و ناله کردن باید بیرون بیافتد. می‏گفتند «تو که عین خیالت هم نیست که اینجایی» و تو باز هم به آن‏ها می‏خندیدی که «خب چی کار کنم؟ فعلا که اینجام».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبل از آمدن من به سلول 12، تو و مهوش و فریبای مهربان، صبح ها بعد از صبحانه دعا می کردید و بعد از آمدن من که همیشه تا 12 ظهر می خوابیدم، دعاها را شب ها می خواندیم. فریبا و مهوش دعاهای خود را می‏خواندند و تو هم آیه‏های قرآن را. می‏گفتی «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین». من دعا نمی کردم، فکر می کردم، به زودی آزاد می شوم و اگر دعا کنم، به معنای قبول کردن ماندن در زندان است. یادت می‏آید؟ حتی نمی خواستم حمام بروم، غذا بخورم و حتی نمی خواستم ملاقات بدهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه اینها را به طولانی شدن مدت بازداشت معنی می کردم. اما تو هر شب و هر روز دعا می کردی. به مسخره می گفتم «شبنم تو نماز جعفر طیار می خوانی؟» نمازهایت حداقل 1 ساعت طول می کشید. می نشستی و دستانت را رو به آسمان می گرفتی و آزادی همه کسانی که می شناختی و نمی شناختی را می خواستی اما حتی یک بار هم نشنیدم که از خدا در خواست کنی آزادت کند. هیچ وقت مثل من با خدا دعوا نکردی که چرا اینجایی؟ هیچ وقت به خدا نگفتی که «اعصاب پصاب» نداری و اگر آزادت نکند چنین می کنی و بهمان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما من بعد از اینکه از آزادی ناامید شدم با شما دست به آسمان بردم، نماز یادم دادی و من تند تند نمازم را می خواندم و شبها با شما دعا می کردم که «خدای مهربون تو رو به جون هر کی دوست داری بیخیال ما شو» باز هم می خندیدی و می گفتی خدایا هرچی صلاح است. اما «صلاح کار کجا و من خراب کجا ».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صلاح بود که من بیایم پیش تو و مهوش و فریبا. صلاح بود که از شما دعا کردن را یاد بگیرم. یاد بگیرم که می شه با خدا صحبت کرد و همه چیز را به او سپرد. اما نمی دانم صلاح خدا بود که تو را از مهوش و فریبایی که مانند یک مادر به همه چیز حتی به روحیه تو هم نظارت داشتند، جدا کنند؟ مهوش شهریاری و فریبا کمال آبادی که همیشه من را میخکوب قدرتشان می کردند و واقعا نمونه کامل یک مادر، دوست و یک انسان بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صلاح خدا بود که تو را از آنان جدا کنند و به بند متادون ببرند؟ نمی دانم این بند کجا است و حتی نمی دانم نام واقعی آن متادون است یا چیز دیگر؟ اما خوب می دانم که باز هم در دعاهایت می گویی «خدایا راضی ام به هرچه تو خواهی». ای کاش یک بار هم شده از خدا بخواهی. بخواهی که از بند خلاص و وضعیتت را بهتر کند. نمی دانم صبر خدا تا کجا ادامه دارد. نمی دانم بالاخره تو از او می خواهی یا خدا صبرش تمام می شود و آزادت می کند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبنم، این همه برای آزادی دعا کردم اما نمی دانستم لحظه ای که در آغوشت می گیرم برای خداحافظی چقدر شرمگین می شوم که توی 21 ساله بعد از 7 ماه آنجایی و من می روم. نامه ات را مقابل چشمانم قرار داده ام و صدها بار آن را خواندم. تو را مجسم کردم که نامه را با لهجه شیرینت می خوانی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می دانم قوی هستی و اگر هم با معتادها یک جا باشی نگرانی ندارم. می شناسمت. دو ماه برای شناخت تویی که چند لایه نیستی و قلبت به اندازه دریا است، کافی بود. دلم برایت تنگ شده، قول داده بودم که با دسته گلی بزرگ رو به روی اوین به استقبالت بیایم. می آیم «تراختور» کوچولو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: هم‏میهن نیوز&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1484382644408342012?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1484382644408342012/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7088.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1484382644408342012'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1484382644408342012'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7088.html' title='به شبنم مددزاده، دختری که همیشه می خندد'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1453132130379911424</id><published>2009-09-29T09:35:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:35:32.671-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>دانشگاه شریف یک صدا فریاد مرگ بر دیکتاتور</title><content type='html'>از صبح امروز دانشگاه شریف یک صدا فریاد اعتراض دانشجویان، نسبت به حضور وزیر مبقلب علوم دولت کودتا در این دانشگاه بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار "موج سبز آزادی" صبح امروز با اطلاع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف از حضور کامران دانشجو، وزیر علوم متقلب دولت کودتا در این دانشگاه تجمع بزرگی از دانشجویان معترض تشکیل شده است که هنوز تا ساعت 12 امروز ادامه دارد. بر پایه گزارش های رسیده جمعیتی بین 1000 تا 2000 نفر از دانشجویان این دانشگاه از مقابل درب کتابخانه مرکزی به سمت درب اصلی این دانشگاه در خیابان آزادی حرکت کرده اند و با دادن شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "محمود خائن"، "کروبی بت شکن" و بسیاری شعارهای دیگر، یک بار دیگر به کودتاچیان نشان دادند که دانشگاه زنده تر از همیشه به عنوان قلب جنبش سبز مردم ایران می تپد. با توجه به جمعیت نسبتا کم دانشگاه شریف نسبت به دانشگاه های دیگر و بافت غیر سیاسی آن بسیاری از ناظران از برگزاری چنین تجمعی در این دانشگاه ابراز شگفتی کردند. شدت و حدت شعارها به حدی است که در مقابل دانشگاه در خیابان آزادی مردم عادی نیز جمع شده و به حمایت از دانشجویان پرداخته اند. از جمله شعارهای جدیدی که در این تجمع بر علیه کامران دانشجو داده شده شعار"دروغگوی عمروعاص، 63 درصدت اینجاست" بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1453132130379911424?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1453132130379911424/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3050.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1453132130379911424'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1453132130379911424'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3050.html' title='دانشگاه شریف یک صدا فریاد مرگ بر دیکتاتور'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-3474090315069588037</id><published>2009-09-29T09:34:00.000-07:00</published><updated>2009-09-29T09:35:11.446-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>عضو ارشد حزب اعتمادملی: دیگر جایی برای تشکیل جلسات حزب باقی نمانده است!‌/ در نهایت غربت و مظلومیتیم!</title><content type='html'>مصاحبه روزنامه اعتماد با رسول منتجب نیا، عضو ارشد حزب اعتمادملی درباره وضعيت اصلاح‌طلبان را در این خبر بخوانید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-برداشت و نگاه حزب شما نسبت به صحبت هاي اخير مقام معظم رهبري چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صحبت هاي مقام معظم رهبري در روز عيد فطر نوعي استمالت بود نسبت به برخي از نخبگان و مردم و به عبارت ديگر راه حلي بود براي برون رفت از مشکلاتي که در آن قرار گرفته ايم چرا که سرآغاز اين بحران و مبداء مشکلات فعلي تهمت، افترا و تخريب هايي بود که از طرف بعضي از کانديداها و هواداران شان و به خصوص در مناظره هاي تلويزيوني ارائه شد. آن بداخلاقي ها و تخريب ها موجب شد حريم ها شکسته شود و حرمت ها زير پا قرار بگيرد و معنايي که به وجود آمده بود يعني فضاي اميد، هماهنگي و همدلي بين مردم تبديل شود به معناي تهمت، بددلي و بدبيني. وقتي قرار باشد به جز يک کانديدا بقيه کانديداها همگي دزد، خائن و غارتگر بيت المال باشند، وقتي قرار شود تمامي مسوولان بعد از انقلاب همه خائن يا حداقل ضعيف و ناتوان باشند و تنها اين دولت، دولت موفقي باشد و فقط يک کانديدا، کانديداي واحد و شايسته باشد طبيعي است که اين حرکت بذر اختلاف را بين همه مردم و نخبگان مي افشاند و صف بندي هاي زيادي از آنجا آغاز مي شود. بنابراين مي توان گفت مبدأ و آغاز اين مشکلات توهين و تخريب بود و اگر بخواهيم اين بحران را خاتمه بدهيم و اين روند پايان يابد بايد اين قضايا خاتمه بپذيرد و فضايي به وجود بيايد که کسي نتواند ديگري را به سادگي متهم و تخريب کند، چه برسد به مسوولان بلندپايه نظام و کساني که در انقلاب نقش بسيار موثري داشتند. اگر اين جرات و جسارت از افراد گرفته شود آنگاه امنيت بر جامعه حاکم مي شود و به دنبال آن دوستي و صميميت جاي اين خصومت ها و دشمني ها را خواهد گرفت و به اين ترتيب مردم مي توانند با يکدلي به وظايف خودشان عمل کنند، همين طور نخبگان و مسوولان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-چطور مي توان جلوي اين تخريب ها را گرفت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خصوص بعضي ها نمي توان با تذکر و نصيحت در مقابل اعمال شان ايستاد زيرا آنها متکي هستند به زور و قدرت و دستگاه هاي تبليغاتي. همين طور متکي به بعضي از پشتوانه ها هستند که با توجه به پشتوانه هايشان ارزشي براي تذکر و نصيحت ناصحان قائل نمي شوند. تنها راه مقابله با اين افراد اين است که با آنها برخورد کنند، يعني اگر مسوولي، فعال سياسي، حزبي و روزنامه يي اقدام به توهين کرد با آن برخورد شود، حتي اگر اين کار توسط رسانه يي ملي انجام شده باشد. البته متاسفانه رسانه ملي در اين مرحله بيشترين نقش را در تخريب و بحران سازي ايفا کرده است. حال بايد بپرسيد چه کسي برخورد کند. همه مسوولان نظام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقام معظم رهبري يک بار عنوان کردند قوه قضائيه برخورد کند، مجلس برخورد کند. در مجلس اگر يک وزيري يا حتي شخص رئيس جمهور صحبتي کردند مجلس آنها را بخواهد و از آنان سوال کند و توضيح بخواهد و برخورد قانوني بکنند. در اينجا قوه قضائيه نقش ويژه يي دارد چون وظيفه اش پيشگيري از وقوع جرم و تعقيب مجرمان است. انتظاري که از آقاي لاريجاني و ديگر همکاران ايشان وجود دارد اين است که تلاش کنند فضايي به وجود بيايد که مردم کاملاً احساس امنيت کنند، نخبگان احساس امنيت کنند و در نتيجه دشمنان احساس ناامني کنند. اما اگر کسي انتقاد کرده است نبايد به گونه يي برخورد شود که او احساس ناامني کند. اين رسالت و وظيفه قوه قضائيه است. ما اميدواريم جناب آقاي حجت الاسلام لاريجاني بتوانند چنين فضايي به وجود بياورند و همان طور که شما گفتيد به صحبت هاي مقام معظم رهبري عمل شود تا فضايي صميمانه به وجود بيايد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-حزب اعتماد ملي براي اينکه سهم خودش را در اين خصوص ادا کرده باشد چه برنامه يي دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ببينيد جناح ما امروز در نهايت غربت و مظلوميت است. الان که من در خدمت شما هستم روزنامه ما توقيف شده است. سايت هاي ما را تعطيل کرده اند. حتي دفتر حزب اعتماد ملي، يک حزب سراسري را پلمب کرده و نگفته اند که چرا پلمب کرده اند، و قوه قضائيه هنوز توضيح نداده چه جرمي در اين حزب صورت گرفته است که اين حزب را پلمب کرده اند، در حالي که حزب ما مدعي پيروي از خط امام است و مدعي است در چارچوب نظام مشغول فعاليت است و براي محکم تر کردن سرمايه هاي نظام و انقلاب فعاليت مي کند. حالا پلمب دفتر آقاي کروبي هم که جاي خود دارد. در حال حاضر ما هيچ مکاني براي انجام فعاليت هاي حزبي نداريم. حزب اعتماد ملي در حال حاضر نه دفتري دارد که در آن فعاليت کند، نه روزنامه و سايتي که بخواهد به وسيله آنها نظر خودش را منعکس کند. ما هيچ روزنامه و رسانه يي در دست نداريم. گروه هاي ديگر اصلاح طلب هم همين وضعيت را دارند. بنابراين دست ما هم کاملاً بسته شده است. يعني جبهه اصلاحات کاملاً دستانش در بند است. تمام امکانات را از آنها گرفته اند، حتي اگر بخواهند پيشنهادي را عنوان کنند نمي توانند پيشنهادشان را مطرح کنند. در اين بين صدا و سيما هم قسم خورده است با اصلاح طلب ها مخالفت کند و تا اين مديريت صدا و سيما است تماماً تريبون هايش به دست دولت و جناح اصولگرا خواهد بود. با اين شرايط انتظار انجام کاري از ما درست نيست. جالب است که به شما بگويم ما نتوانستيم بيانيه يي را که براي روز قدس تهيه کرديم براي سايت ها و روزنامه ها فکس کنيم. براي فکس اين بيانيه ناچار شديم از دفتر اين و آن استفاده کنيم. اين مظلوميت در حال حاضر براي جناح خط امام، جناح اصلاح طلب و از جمله حزب اعتماد ملي به وجود آمده است و اگر بنا باشد ما فعال شويم بايد اين کارهايي که تا به حال انجام شده است، متوقف شود. روزنامه را از توقيف دربياورند، دفتر حزب را از پلمب دربياورند. الان صدها نفر از نيروهاي ما بيکار شده اند. در روزنامه، در دفاتر حزب و... همه بيکارند و دست روي دست گذاشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-جناح اصولگرا بر مدعاي ولايت پذيري خود تاکيد فراوان دارد. به نظر شما آنها تا چه حد توانسته اند به رهنمودهاي مقام معظم رهبري پايبند باشند و به آنها عمل کنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جز چند نفر از چهره هاي شاخص و سنتي جبهه اصولگرايان مثل آقايان مهدوي کني، ناطق نوري و باهنر که صحبت از وحدت و اتحاد کردند از ديگران چيزي نشنيده ايم. حتي دولتي ها اظهار کرده اند با اين شرايط صميميت امکان پذير نيست و شرايط سنگيني گذاشته اند تا بخواهند اين وحدت را ايجاد کنند. ما عملاً ديده ايم خيلي از مدعيان ولايتمداري در عمل با نظرات ولايت فقيه مخالفت مي کنند و به عکس خيلي ها که معتقد به ولايتمداري نيستند در عمل اطاعت مي کنند. مقام معظم رهبري در چندين زمينه صحبت هايي کرده اند ولي دولت اعتنا نکرده است. براي مثال در مورد آقاي مشايي مگر مراجع و مقام معظم رهبري نگفتند ايشان معاون اول نباشد و مسووليت نداشته باشد؟ در ابتدا درنگ کردند بعد هم زماني که ايشان را از معاون اولي کنار گذاشتند آقاي مشايي را به عنوان رئيس دفتر و مسوول قرار دادند. يعني در حال حاضر مهم ترين کار دولت را برعهده آقاي مشايي گذاشته اند. هر کس بخواهد با رئيس جمهور ديدار کند، هر کس بخواهد با رئيس جمهور مکاتبه کند، هر لايحه يي و مصوبه يي قرار باشد به امضاي شخص رئيس جمهور برسد بايد از کانال آقاي مشايي عبور کند، يعني در واقع گلوگاه دولت و دفتر رياست جمهوري در اختيار آقاي مشايي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين مورد را ما کم توجهي صريح به رهبري و مراجع تقليد مي دانيم و با اين کار نشان دادند اگر ادعاي ولايتمداري مي کنند اين ادعا، ادعاي صحيح و درستي نيست و عملاً مخالفت مي کنند. همان طور که عرض کردم به جز چند نفري که پيش از اين هم پيشنهاد وحدت ملي کرده بودند کس ديگري اقدامي انجام نداده است. براي مثال صدا و سيما بعد از فرمايشات مقام معظم رهبري چه کار کرده است، روزنامه کيهان چه کار کرده است؟ آيا روزنامه کيهان حاضر شده است يک روز دست از تخريب خاتمي و کروبي بردارد؟ آيا يک شماره روزنامه کيهان به احترام فرمايشات رهبري از تخريب دست برداشته است؟ نه، آنها عمل نکرده اند، به همين دليل ما معتقديم ادعاي آنها ادعاي درستي نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-در بين صحبت هايتان به پيشنهادهاي مطرح شده از سوي عده يي از اصولگرايان سنتي اشاره کرديد. مي خواهم بدانم چرا پيشنهاد صلح حسني که از سوي آيت الله مهدوي کني مطرح شد فقط مورد توجه عده يي خاص از اصولگرايان قرار گرفت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ببينيد بايد در نظر داشته باشيد آقاي کني و ديگر دوستان شان در جريان سنتي اصولگرايي امکانات چنداني در دست ندارند، دولت در اختيار آنها نيست. دولت در اختيار جرياني است که نه اصلاح طلب است و نه اصولگراي سنتي. دولت در اختيار يک نوع تفکر خاص است. اين تفکر، تفکر اصولگرايان سنتي نيست. حتي خانم مريم بهروزي که دبير يکي از نهادهاي اصولگراست بارها از وضع دولت انتقاد کرده، تخريب آقاي هاشمي را به ضرر انقلاب دانسته است. خانم بهروزي يک اصولگراست و هيچ گرايشي به اصلاح طلبي ندارد. بنابراين همان طور که اشاره کردم جناح حاکم که قدرت را در اختيار دارد هيچ تمايلي به وحدت و صميميت عملاً نشان نداده است، اما تعدادي از اصولگرايان سنتي که از پيش اين پيشنهاد را داشته اند طرح را دنبال کرده اند و اصلاح طلب ها هم هميشه به دنبال اين قضيه بوده اند. مضاف بر اينکه اصلاح طلب ها الان در نهايت مظلوميت قرار دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-براي برون رفت از وضعيت فعلي تاکنون چه اقداماتي انجام داده ايد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همان طور که خدمت تان عرض کردم حزب اعتماد ملي در حال حاضر مکاني براي تشکيل جلسات حزب ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-يعني در حال حاضر جلسات حزب اعتماد ملي برگزار نمي شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خير، جلسه يي به آن صورت نداشتيم، مگر جلسات چهار پنج نفره که پراکنده برگزار شده باشد يا ديدارهايي که با آقاي کروبي برگزار شده باشد وگرنه جلسات حزبي به آن شکل نداشته ايم اما در ذهن ما راهکار زياد است. اولين راهکار اين است که به دو طرف آتش بس داده شود. در حال حاضر جناح اصلاح طلب چيزي ندارد که بخواهد دعوا کند. اصلاح طلب ها را خلع سلاح کرده اند. آن طرف هم بايد خلع سلاح شوند و سلاح شان را زمين بگذارند. نيش قلم شان را کنترل کنند تا آتش بس تحقق يابد تا اگر قرار است ريشه يي برخورد شود اين عمل امکان پذير باشد و يک جمع نخبه و بي طرف بررسي کنند و اگر حقي از کسي ضايع شده است حقش را بپردازند. در واقع راهکار اصلي اين است که جلوي تخريب گرفته شود. من يکي از پيشنهادهاي کارساز را اين مي دانم که سپاه و بسيج به مسووليت هاي قبلي شان بازگردند. يعني از فعاليت هاي حزبي و سياسي خارج شوند و به کارهايي که امام و قانون براي آنها تعيين کرده است، بازگردند. ورود آنها مبداء مشکلات شده است و تا زماني که سپاه و بسيج مي خواهند امور را در دست بگيرند اين مساله ادامه پيدا مي کند. آنها بايد امور سياسي را برعهده سياستمداران بگذارند و حرمت امام و خط امام را رعايت کنند. راهکار ديگر اين است که سايت و روزنامه هايي که بدون دليل توقيف شده اند رفع توقيف شوند و کارشان را شروع کنند و کساني که دادگاهي شده اند به صورت قانوني هرچه سريع تر تکليف شان مشخص شود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-3474090315069588037?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/3474090315069588037/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_9203.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3474090315069588037'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3474090315069588037'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_9203.html' title='عضو ارشد حزب اعتمادملی: دیگر جایی برای تشکیل جلسات حزب باقی نمانده است!‌/ در نهایت غربت و مظلومیتیم!'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-8124342384795105090</id><published>2009-09-29T09:30:00.004-07:00</published><updated>2009-09-29T09:33:51.452-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز تلخ سیاسی'/><title type='text'>به دنبال سگ خواندن کارمندان امور مالی نهاد ریاست جمهوری توسط کردان معنا شد: سگ در فرهنگ آکسفورد!</title><content type='html'>&lt;a href="http://mojecamp.rr.nu/images/image/867740645.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 472px;" src="http://mojecamp.rr.nu/images/image/867740645.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یكی از كارهای مطبوعات و رسانه های دیجیتال احمق و بیشعور در كشور ما، جنجال درست كردن علیه نیروهای صادق و خدوم و شریف و تحصیكرده و دلسوز و ماخوذ به حیاست و جنجال اخیر بر سر نامه دكتر هم در همین راستا باید ارزیابی بشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یك مقام فرهنگی در نهاد ریاست جمهوری ضمن اعلام این مطلب به خبرنگار گافنیوز گفت: «چندی‌ست كه این رسانه‌های خاك بر سر مجددا بر سر این شخصیت علمی كشومان كه بی‌شك باعث جاودانه شدن نام آكسفورد در محافل قانونگذاری و قضایی ایران و جهان شد، جنجال به پا كرده‌اند كه بهانه‌ مضحكشان این‌بار پاراف نامه‌ای به خط ایشان بود كه عده‌ای از زیردستان خود را سگ خطاب كرده است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی ضمن تایید وجود چنین نامه‌ای گفت: همان طور كه ملاحظه می‌شود، دكتر كردان در پاراف این نامه نوشته‌اند: « تعجب می كنم چك صادره 88/4/30 چرا امروز آنهم با كنكاش دفتر و با استفاده از سگ های پول مزاج كشف می شود كه بنظرم باید سگ های جدید را بجای یافتن در امور مالی تربیت كرد» كه از این نوشته معلوم می‌شود این برادر ارزشی و مدیر لایق در همان متن كوتاه به نكات تربیتی اشاره كرده‌اند و معلوم می‌شود به امر تعلیم و «تربیت» حتی در امور مالی معاونت اداری مالی ریاست جمهوری نیز عنایت ویژه‌ای دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مقام فرهنگی افزود: « این رسانه‌های الاغ هم با سوء استفاده از آزادی نسبتا مطلقی كه در كشور ما به وجود آمده، همین را كردند توی بوق و كرنا؛ انگار كه چه اتفاق عجیبی افتاده است. در حالی كه رئیس برای همین رئیس است كه هر چه دلش خواست، به زیردستان بگوید و اگر لازم شد حتی توی لوله هم بكندشان، خصوصا اگر تحصیلكرده هم باشد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی در عین حال تاكید كرد كه سگ مذكور در نامه دكتر كردان از نوع سگ‌های معمول نبوده و تصریح كرد: « اصلا سگی كه این برادر عزیز به كار برده به معنای سگی كه به معنای مصطلح است، نیست و معنای دیگری دارد. هر علم و فن و رشته‌ای دارای اصطلاحات تخصصی خود است كه شاید در زبان عوام كالانعام درست و صحیح معنا ندهد. مثلا «ماوس» در حوزه‌ كامپیوتر نام وسیله‌ مفیدی است كه روزانه میلیون‌ها خانم در سراسر دنیا آن را به دست می گیرند. در حالیكه همین ماوس در زبان انگلیسی به معنای موش است كه بعید است هیچ زنی دوست داشته باشد روزانه چند ساعت دستش را روی این جانور بی حیا و سایر جانورها بگذارد. در مورد علم مدیریت و به خصوص به شیوه‌ ایرانی و امروزی آن، كه مخلوطی از صفا و صمیمت و اخلاص و برادری به شیوه سنتی و هیاتی با نظم و دقت و دیسیپلین به شیوه مدرن و اروپایی است هم اوضاع بر همین منوال است كه متاسفانه برخی الاغ‌ها آن را مد نظر قرار نمی‌دهند. به مصداق شعر عرفانی "صورتی در زیر داره اون لامصبی كه در بالاستی" معانی این قبیل اصطلاحات آن چیزی نیست كه در بالا دیده می‌شود و صورتی كه در زیر میز دارند، معنا و مفهوم اصلی شان است. به ویژه آنكه با هجوم خدمت‌آمیز گسترده تحصیل‌كردگان دانشگاه‌های ایرانی و خارجی -كه همگی مسلط بر زبان انگلیسی هستند- به سمت پست های مدیریتی، خداتا واژه از این زبان لعنتی وارد حوزه‌ مدیریت شده است.» &lt;br /&gt;این مقام فرهنگی و ادبی شاغل در نهاد ریاست جمهوری در همین رابطه خبر از انتشار لغت‌نامه‌ ویژه‌ای برای شناخت بهتر اصطلاحات مدیران دولت مهرورز و خدمتگزار داد و گفت: « به همین منظور برای تنویر افكار خصوصی و عمومی علاوه بر تعریف اصطلاح سگ آقای كردان، معنای سایر اصلاحاتی كه احتمالا بعدا موجب سوءتفاهم خواهند شد را هم با همكاری بخش مدیریتیشن دانشگاه آكسفورد سگ پدر توضیح داده‌ایم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا بر بخش‌هایی از این لغتنامه كه با همیاری بخش فرهنگی نهاد مذكور در اختیار گافنیوز قرار داده شد، معانی برخی از اصطلاحات مورد نظر از این قرار هستند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;SAG : كارمند شریف و دقیقی كه به دنبال اسناد مالی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;BI PEDAR:  جمعی از ارباب رجوع‌های ناراضی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;BIJA KARDE:  حق با ایشان است و پیشنهادهای سازنده ایشان باید مورد نظر باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;KHAR عزیزانی كه با بنده هم‌عقیده نیستند&lt;br /&gt;YABOO ALAFI دوستان بزرگواری كه معتقدند در كار ما نقص و ایراداتی وجود دارد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;MIAM KHAFAT MIKONAM HA از اینكه در كارتان اینقدر دقت دارید سپاسگزارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;BISHIN BINIM BABA نظر شما قابل تامل است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;IN GHALATA BE TO NAYOOMADE از اینكه بر روی بیت المال مسلمین اینقدر حساس و ریزبین هستید خوشحالم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ANCHOOCHAK كارمند عزیز و گرامی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;MAGE MALE BABATE ما باید بیش از اینها مراقب حیف و میل در بیت المال مسلمین باشیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;MIZANAM BERI VARDASTE NANAT تشویقی مناسبی برای آسیب‌شناسی‌های دلسوزانه شما در نظر گرفته‌ام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;GAVشخصی با نظرات مفید و ارزشمند اما مخالف ما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;KHARMAGASE MAREKE شخصی كه با فضولی‌های بیجایش در فرآیند برنده شدن اقوام ما در مزایده دخالت می كند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;GHALATE EZAFI وظیفه شناسی زیردستان در پیگیری اسناد مالی حوزه مدیریت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ALDANG شریف، با وجدان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;JOOJE جوان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ZER ZERE EZAFI اظهار نظرهای كارشناسانه زیردستان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;DIGE KHAFE SHO به اندازه كافی مستفیض شدیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: آینده نیوز&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-8124342384795105090?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/8124342384795105090/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2868.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8124342384795105090'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8124342384795105090'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2868.html' title='به دنبال سگ خواندن کارمندان امور مالی نهاد ریاست جمهوری توسط کردان معنا شد: سگ در فرهنگ آکسفورد!'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-8243379659185927823</id><published>2009-09-29T09:30:00.003-07:00</published><updated>2009-09-29T09:30:50.418-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز تلخ سیاسی'/><title type='text'>جواد جغجغه</title><content type='html'>طنزی از ابراهیم رها&lt;br /&gt;اساساً انسان‌ها بر دو دسته‌اند؛ يا اگر حرف و نظري دارند آن را معقول و منطقي بيان مي‌کنند يا جواد لاريجاني هستند. جواد اردشيرلاريجاني باز هم صحبت، جلب توجه و اظهار وجود کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او اصولاً وقتي مي خواهد خيلي جدي حرف بزند حاصل صحبت هايش طنز مي شود، طوري که من با خواندن حرف هايش مي خواستم داد بزنم «طنز ما رو دزديدن/ دارن باهاش پز مي دن». اما بعد دوستان گفتند، جواد جدي حرف زده، طنز نيست، او گفته بود ميرحسين موسوي شبيه مسعود رجوي عمل مي کند. مي خواستم خدمتش بگويم اينکه شوخي بي مزه يي بود، اما به جايش مي شود حرف هاي با پايه و اساس زد و گفت چه کساني مثل چه کسان ديگري عمل مي کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صادق محصولي مثل شعبده بازها عمل مي کند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دولتً بعد از نهم، مثل ترميناتور عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جواد لاريجاني مثل جغجغه عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وزارت بهداشت از اين به بعد مثل حمام که به شدت زنانه و مردانه اش جداست، عمل مي کند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وزارت راه و ترابري در بخش هاي هوايي و جاده يي دقيقاً مثل آمبولانس بهشت زهرا عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- غلامحسين الهام مدت هاست مثل دستگاه غذاساز 11 کاره عمل مي کند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هيات ايراني در سفر اخير به امريکا مثل «اسمال در نيويورک» عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تيم اقتصادي دولت مثل زلزله، سيل و ساير بلايا عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- فدراسيون فوتبال دولت مثل سوراخ فوري عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دولتً بعد از نهم، مثل ترميناتور عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- محمود احمدي نژاد مثل خاطرخواه اسفنديار رحيم مشايي عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دولت در برابر نظرهاي ديگران مثل مدرسه باغچه بان عمل مي کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صدا و سيما نسبت به وقايع پس از انتخابات مثل عزيزان روشن دل عمل مي کند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آها، يک چيز ديگر هم در آخر يادم آمد؛ دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع:‌ روزنامه اعتماد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-8243379659185927823?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/8243379659185927823/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_633.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8243379659185927823'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8243379659185927823'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_633.html' title='جواد جغجغه'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-4649312855389431279</id><published>2009-09-29T09:30:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:30:23.348-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>اعتراف رسانه‌های حامی کودتا به پایمردی و استقامت تاجزاده در زندان</title><content type='html'>برخی از رسانه‌های حامی کودتای بیست و دوم خرداد، تاحدی از ایستادگی افرادی همچون تاج‌زاده به ستوه آمده‌اند که چاره‌ای جز اعتراف به ایستادگی این افراد برایشان باقی نماینده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; به گزارش پارلمان‌نیوز، از جمله این رسانه‌ها روزنامه جوان است که در شماره دیروز خود نوشت: (م.ت) از عناصر اصلی آشوبهای پس از انتخابات که هم اکنون در بازداشت به سر می‌برد همچنان بر مواضع نادرست خود پافشاری می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فخر السادات محتشمی پور همسر تاج‌زاده نیز که هفته گذشته پس از ۱۰۰ روز با وی دیدار کرده بود در گفتگو با پارلمان‌نیوز از ایستادگی تاج‌زاده بر سر مواضع خود علیرغم فشارها و بیخبری مطلق از فضای سیاسی خبر داده بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-4649312855389431279?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/4649312855389431279/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_45.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4649312855389431279'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4649312855389431279'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_45.html' title='اعتراف رسانه‌های حامی کودتا به پایمردی و استقامت تاجزاده در زندان'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-4757062558143277172</id><published>2009-09-29T09:26:00.002-07:00</published><updated>2009-09-29T09:27:21.157-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>آغاز سرکوب دانشجویان در آستانه سال تحصیلی جدید: احکام سنگین برای دانشجویان معترض دانشگاه رازی</title><content type='html'>با آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌های کشور، موج دوم احضار دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه هم آغاز و حکم‌هایی هم برای دانشجویان معترض این دانشگاه صادر شد. در ماه گذشته دهها دانشجوی این دانشگاه در کمیته انضباطی با احکام متفاوت و سنگینی محکوم شده‌اند. دانشجویان چنین موج احضار و احکام را بی سابقه توصیف کرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش کرمانشاه پست، در احضارهای دور دوم مانند مرحله اول “اخلال در نظم و شکستن اموال عمومی دانشگاه “ قید شده است. دانشجویان چنین اتهاماتی را مردود دانسته و علت چنین برخوردهایی را سیاسی می دانند. با این حال هنوز هیچیک از مقامات دانشگاه و استان در قبال وقایع اخیر اظهار نظر نکرده اند. نمایندگان منطقه در مجلس شورای اسلامی هم سکوت اختیار کرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسامی تعدادی از دانشجویان که احکام جدید را دریافت کرده اند بدین شرح است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حشمت الله مطاعی دانشجوی کارشناسی ارشد 2ترم با احتساب سنوات محرومیت از تسهیلات رفاهی و 500هزار تومان جریمه نقدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهدی شادرام 2ترم با احتساب سنوات محرومیت از تسهیلات رفاهی و 500هزار تومان جریمه نقدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مراد تیموری با احتساب سنوات محرومیت از تسهیلات رفاهی و 500هزار تومان جریمه نقدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رضا صحرایی فر 2ترم با احتساب سنوات و محرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آبتین پگاه 2ترم تعلیق بدون احتساب سنوات و محرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میلاد غلامی دوترم و محرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد جعفری دوترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سجاد حیاتی یک ترم با احتساب سنوات ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرمان میرزایی یک ترم با احتساب سنوات ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احسان حیاتی دبیر سابق شورای صنفی یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الهام هاشمی یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مینا افضلی یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روناک محمدی یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پندار علیرضا زاده یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روشنک امیریان یک ترم و محرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود کاکاآذر یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرشته اربابی یک ترم و محرومیت از تسهیلات رفاهی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-4757062558143277172?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/4757062558143277172/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8850.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4757062558143277172'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4757062558143277172'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8850.html' title='آغاز سرکوب دانشجویان در آستانه سال تحصیلی جدید: احکام سنگین برای دانشجویان معترض دانشگاه رازی'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-2106886319071653850</id><published>2009-09-29T09:26:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:26:49.248-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>اعتصاب غذای دانشجویان خواجه نصیر</title><content type='html'>دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، روز یکشنبه در اعتراض به مشکلات صنفی این دانشگاه و وضعیت بد غذای سلف دست به اعتصاب غذا زدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دانشجویان به دلیل نبود شورای صنفی و عدم پیگیری حقوق خود از سوی مسئولین، با این اقدام اعتراض خود را نسبت به مشکلات موجود اعلام کرده و خواستار بهبود وضعیت رفاهی دانشگاه شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لازم به ذکر است در سال های اخیر با افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاه خواجه نصیر، نه تنها از کیفیت آموزشی دانشگاه کاسته شده بلکه مشکلات عدیده ای برای دانشجویان خوابگاهی به وجود آمده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین تعداد زیادی از دانشجویان در خوابگاهی در در حاشیه شهر تهران اسکان داده شده اند که این خوابگاه فاصله ی زیادی با دانشکده های محل تحصیل دانشجویان دارد. این مساله نیز باعث اعتراض دانشجویان شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-2106886319071653850?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/2106886319071653850/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8758.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2106886319071653850'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2106886319071653850'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8758.html' title='اعتصاب غذای دانشجویان خواجه نصیر'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1396488496983150533</id><published>2009-09-29T09:24:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:24:55.594-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>جنبش سبز و مطالبات اجتماعی</title><content type='html'>عباس عبدی&lt;br /&gt;هر جنبش اجتماعي درپي تحقق مطالباتي است، برحسب اينكه مطالبات مذكور چيست، مي‌توان موافقان و مخالفان آن جنبش را در سطح جامعه دسته‌بندي كرد. براي فهم گروه‌هاي اجتماعي حامي حركت اجتماعي موجود در ايران كه به نام جنبش سبز شهره شده است، بايد مطالبات آنان را خوب شناخت، و جايگاه طبقات و گروه‌هاي اجتماعي را حول اين مطالبات تعيين كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پيش از اين كار ذكر يك نكته مقدماتي لازم است. در جوامع نسبتاً بسته كه امكان اظهار و پيگيري مطالبات از طريق مسالمت‌آميز و در موقعيت‌هاي عادي وجود ندارد و چنين كاري با واكنش و سركوب مواجه مي‌شود، درك و بيان عمومي مطالبات چندان شفاف و واضح نيست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلاً در يك جامعه غربي وقتي كه گروه‌هاي اجتماعي مطالبه‌اي را مطرح مي‌كنند، معمولاً همه طرف‌هاي ذيربط و ذينفع اعم از دولت، مردم و گروه‌هاي مخالف و موافق اين مطالبه، درك نسبتاً مشابهي از اين خواسته وحتي شرائط تحقق آن دارند، و در شرايط عادي كمتر پيش مي‌آيد كه بر اثر گذشت زمان ابعاد مطالبات بطور جدي گسترش يافته يا تغيير ماهيت دهد، و از آنجا كه همه طرف‌هاي ماجرا ازپيش هم مي‌توانسته‌اند درباره اين مطالبه اظهارنظر موافق يا مخالف كنند، به طور معمول هم جنبش مرتبط با آن يكباره و به صورت انفجاري شكل نمي‌گيرد، بلكه در بستر زماني و ارتباطي قابل دركي شكل مي‌گيرد و طرف‌هاي ذيربط كمابيش از وقوع آن آگاهي و اطلاع دارند وكمتركسي غافلگير مي‌شود، مگر در مواردي كه گروه‌هاي حاشيه‌اي جامعه ناديده گرفته مي‌شوندو منشاء بروز حركت اجتماعي باشند كه در اين موارد كافيست، جرقه‌اي بر اين خرمن زده شود تا در چشم به هم زدني شعله‌هاي سوزان آن به آسمان رود. اتفاقاتي كه چند سال پيش در فرانسه و دو دهه قبل در شهر لس‌آنجلس آمريكا رخ داد، نمونه‌هاي بارز اين حركت‌ها يا حتي شورش‌هاست. اما اين شورشها هم اگر زمينه اجتماعي كافي نداشته باشند، به سرعت كنترل و جمع مي‌شوند و سپس در مسير برنامه‌ريزي اداري و اجتماعي موجب اصلاح روش‌هاي اداره كشور هم مي‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما به هر ميزان كه يك جامعه بسته باشد، فهم همسان و روشني از مطالبات نزد گروه‌هاي ذي‌نفع و ذيربط وجود ندارد، حتي نزد اعضاي يك گروه مثلا ذينفع هم لزوماً چنين درك مشتركي وجود ندارد. ضمن اينكه بيان مطالبات معمولاً به صورت انفجاري است، و ابعاد مطالبات با گذشت زمان وضوح و حتي گسترش مي‌يابد و به همين دليل موافقان و مخالفان آن نيز به تناسب اين وضوح و گسترش، كم يا زياد مي‌شوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نكته مهم اين است كه به علت انفجاري بودن و نيز عدم وضوح كافي مطالبه، نسبت به شيوه اجرايي و سياسي پيگيري آن نيز داراي وحدت نيستند و هر كس از ظن خود يار جنبش مي‌شود و شايد چنين جنبشي مصداق آن تمثيل مولوي باشد كه تعدادي از افراد در تاريكي يك جاي فيل را لمس كردند و متناسب با آن جزء تصوري از فيل به دست آوردند كه در جزءجزء بيراه نبود، اما در كليت امر با واقعيت فيل تطابق نداشت. جنبش سبز در ايران نيز از اين قاعده مستثنا نيست، وضعيت انفجاري بودن، بسط و گسترش مطالبات، مواجه با بحران و سركوب شدن و بروز تحولات و شرايط جديد جملگي موجب آن مي‌شود كه گروه‌ها و اقشار حامي يا مخالف آن در بلند مدت ثابت نباشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نكته مهم ديگري كه بايد بدان توجه داشت، چگونگي طرح مطالبات اقتصادي است، زيرا عمدتا اين گونه مطالبات است كه طبقات اجتماعي را در مخالفت يا موافقت با خود بسيج مي‌كند، در ايران به دليل سلطه بي‌چون و چراي وجه سياسي بر ساير وجوه جامعه از جمله اقتصاد و فرهنگ، هرگونه مطالبه اقتصادي يا فرهنگي و اجتماعي، به سرعت تبديل به مطالبه‌اي تماماً سياسي مي‌شود و رنگ و بوي اقتصادي خود را به ظاهر از دست مي‌دهد و جنبشي صرفاً سياسي جلوه‌گر مي‌شود. اما در پس اين ماجراي ظاهري، منافع و مطالبات اقتصادي كماكان نقش مهمي را ايفا مي‌كند، هرچند در بيان آشكار، اشاره چنداني به مطالبات اقتصادي نمي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درك ويژگي طبقاتي جنبش سبز، بدون توجه به مسأله نفت عملاً غير ممكن است. وقوع انقلاب در سال 1357، كمابيش منجر به تضعيف طبقه متوسط و سرمايه‌داري صنعتي و توليدي شد، سهم مزدبگيران به نحو چشمگيري كاهش پيدا كرد و در عوض سهم مشاغل مستقل از كل مشاغل رشد شتاباني پيدا كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طي دو دهه گذشته و به مرور زمان طبقه متوسط مدرن جايگاه پيشين خود را به دست آورد و با افزايش سطح تحصيلات و شهرنشيني اين طبقه بيش از پيش قدرتمند شد، هم‌چنين افراد و گروه‌هاي توليدي و صنعتي نيز شكل گرفت بخشي از آنان بهره‌مندان از رانت‌هاي دهه اول و دوم انقلاب بودند كه به جرگه صنعتگران و توليدكنندگان پيوستند، و كم‌كم طبقه سرمايه‌داري صنعتي و خدماتي مفيد شكل گرفت كه درپي بهبود شرايط كار و خارج كردن قدرت دولتي از عرصه اقتصاد هستند. در كنار اين دو طبقه رو به رشد، مي‌توان از گروه‌هاي ديگري نيز نام برد، روستاييان و كشاورزان، كارگران، طبقه متوسط سنتي شهرنشين كه عمدتاً داراي مشاغل مستقل هستند، و نيز بخش مهمي از نيروهاي حقوق‌بگير در نهادهاي خاص حكومت، كه در پيوند با حاشيه‌نشين‌هاي شهري حقوق‌بگير هستند و يك گروه حاشيه‌نشين قوي را تشكيل داده‌اند كه از خوان درآمدهاي بيكران نفتي متنعم مي‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كنار اين تقسيم‌بندي اقتصادي بايد به يك تقسيم‌بندي فرهنگي هم توجه داشت، و آن گروه‌هايي است كه تعلق‌خاطر جدي به اسلام و انقلاب دارند كه در انواع طبقات اقتصادي مذكور حضور داشته‌اند، اما نقش آنان عمدتاً در طبقه متوسط سنتي و مشاغل مستقل و بخشي از كاركنان دولت و تا حدي كارگران مي‌باشد. هم‌چنين بايد به تقسيم‌بندي قوميتي و زباني نيز توجه داشت. كه اين دو طبقه‌بندي اخير، نوعي طبقه‌بندي عرضي از جامعه است كه در كنار طبقه‌بندي طولي اقتصادي براي فهم ماهيت طبقاتي جنبش سبز لازم است. با اين تقسيم‌بندي مختصر مي‌توان به پايگاه طبقاتي جنبش سبز نظر انداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با افزايش درآمدهاي نفتي قدرت دولت بلامنازع‌تر ازپيش شد و گروه‌هاي حاشيه‌اي و حقوق بگيران خاص خود را تقويت كرد و با اقدامات مالي محدود طبقه كارگر و روستايي را منفعل وحتي طرفدار خود كرد و با سوارشدن بر موج مبارزه با فساد همه آنان را در برابر طبقه متوسط جديد و سرمايه دار قرارداد و در كنار اين‌ها در 4 سال گذشته به لحاظ فرهنگي و نظام مديريت واداره اقتصادي كشور، طبقه متوسط و مدرن كشور به اشد وجه تحقير شده بود و در نتيجه آنان هم شركت درانتخابات را راهي براي خروج از اين وضع دانستند غافل از اين كه با وجود درآمدهاي نفتي كاري از طبقه متوسط و همپيمانش ساخته نيست زيرا دراينجا هم پول‌هاي نفت كارخود را درتوزيع ميان طبقات فرودست انجام داد و نتيجه مطلوب را براي طبقه متوسط به بار نياورد و از اين رو اشكالات موجود درانتخابات بهترين زمينه را براي بروز مطالبات متراكم شده اين طبقات فراهم كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا بر اين پايگاه اوليه و اصلي اين جنبش، طبقه متوسط و در مرحله بعد گروهي از سرمايه‌داران غير دولتي هستند ممكن است به دلائل روشني در ادامه فراطبقاتي شود اما در شروع كار طبقه متوسط جديد حاملان اصلي اين جنبش هستند. اگرچه موتور جنبش از جانب طبقه متوسط روشن و رهبري شد، گروه ديگر (سرمايه داري غيردولتي) بيشتر نقش حمايتي داشتند، زيرا اين گروه از يك سو هنوز اتحاد و هويت و تشكيلات روشني ندارد، و از سوي ديگر به طور غريزي احتياط هم مي‌كرد تا مبادا در اثر عدم موفقيت جايگاه خود را به كلي از دست ندهد، در مقابل طبقه متوسط؛ مي‌توان گروه‌هاي حاشيه‌نشين شهري را قرار داد، اين گروه در يك جامعه طبيعي معمولاً وزن زيادي ندارند، در جامعه نفتي كه درآمدهاي نفتي صرف تحكيم موضع سياسي و ثبات حكومت شود، تعداد آنان به سرعت زياد مي‌شود و با اتكاي به روحيه افراد حاشيه‌نشين و حمايت حكومت و با اتحاد با بخش مهمي از كارگزاران خاص حكومت، به قدرت جدي تبديل خواهند شد. اين طبقه در برابر جنبش سبز مقاومت مي‌كرد، طبقات ديگر از جمله كارگران و روستاييان نيز به دلايلي كه برشمرده خواهد شد، در ابتدا به همراهان اين طبقه حاشيه‌نشين تبديل شدند و رأي خود را به نفع جنبش سبز به صندوق نينداختند. اما طبقه متوسط سنتي كمابيش به دو گروه تقسيم شدند، برخي از آنان به دليل خطراتي كه از رفتارهاي رسمي در 4 سال گذشته احساس مي‌كردند، طرف جنبش و گروه ديگر مخالف آن بودند، اين تقسيم‌بندي از آنجا ناشي مي‌شد كه اين طبقه در حال موضع‌گيري بود و اتفاقات پس از 22 خرداد به نحوي شد كه ثقل گرايش آن به مرور به سوي جنبش سبز گراييد. نمونه روشن آن همراهي فرزندان وخانواده‌هاي اصلي انقلاب با جنبش سبز است كه بجزمراجع مهم قم مي‌توان به خانواده‌هاي مرحوم امام و بهشتي و مطهري و امثالهم اشاره كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كنار طبقات اقتصادي مي‌توان از گروه‌هاي فرهنگي، مذهبي و قومي نيز نام برد، كه در عرصه قومي، گرايش غالب به سوي جنبش سبز بود، اما گروه مذهبي مقيد، رفتاري شبيه طبقه متوسط سنتي داشت كه پس از 22 خرداد، گرايش آنان به جنبش بيشتر شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه كه گفته شد به معناي غالب گرايش اين طبقات بود، اما در ميان هر يك از آنان موافقان و مخالفان جنبش سبز وجود دارد، حتي در طبقه متوسط مدرن نيز رگه‌هايي از گرايش به سوي دولت موجود و رأي دادن به نامزد مقابل جنبش مشهود است گرچه پس ازحوادث 22 خرداد اين گرايش نمود بسيار اندكي يافته است ، اين پديده تا حدي ناشي از عدم وضوح كافي در واقعيت پديده‌هاي سياسي و مطالبات اعلاني در ايران كنوني است، اين عدم وضوح بواسطه شعارهاي پوپوليستي مبارزه با فساد و تقابل با آقاي هاشمي، بيشتر هم شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از 22 خرداد، تقابل اصلي ميان طبقه متوسط جديد و گروه‌هاي حاشيه‌اي است، كه با محتواي خشونت‌بار هم همراه شده است و اتفاقاتي كه در كهريزك رخ داد پرده‌اي از اين تقابل است. روستاييان و كشاورزان نسبتاً در موضع بي‌تفاوتي هستند، كارگران ممكن است با افزايش بيكاري و ركود و يا رشد تورم، بيش از آنچه كه هست، به سوي جنبش سبز تمايل نشان دهند. اما گروه‌هاي حاشيه‌اي فعال در ميدان تا وقتي كه از منابع رانتي و نفتي تغذيه مي‌شوند، حمايت خود را از منبع تغذيه خود حفظ خواهند كرد، در ادامه ممكن است به دلايل متعدد طبقه كارگر و طبقه متوسط سنتي و بخش‌هاي مذهبي و قومي و نيز طبقه سرمايه‌دار مستقل از دولت، با طبقه متوسط جديد همراه‌تر شوند، و ماه عسل سياسي مهمي را رقم بزنند كه اين مساله به شرائط اقتصادي و درآمدهاي نفتي وابسته است، اما نبايد فراموش كرد كه چنين ماه عسلي در صورت موفقيت بسيار كوتاه‌مدت خواهد بود، زيرا تصور هر يك از آنان از مطالبات خود با يكديگر تفاوت دارد. از اين منظر بايد گفت كه گرچه سركوبي قطعي جنبش فعلي بسيار سخت است زيرا طبقه حاشيه‌اي شهري و وابسته به درآمدهاي نفتي، قادر به اداره امور و بازسازي اعتماد و اعتبار اخلاقي از ميان‌رفته نيست، و رفتار آنان بيشتر شبيه تقسيم غنايم است، و با وضعيت موجود نمي‌توانند فضاي سياسي را ترميم و بازسازي كنند، اما پيروزي جنبش نيز از يك سو نيازمند موازنه قواي سياسي است كه حتي اگر محقق هم شود، مشكلات ريشه‌اي و عميق آن پس از پيروزي نمايان خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين بستر نه يك رويا كه روياهاي متعددي ديده مي‌شود، و تا وقتي كه همه خواب هستند، هر كس با روياي خودش خوش است. البته جامعه ايران را از اين نتايج گريزي نيست، هرچه انسداد سياسي بيشتر باشد عوارض چنين رويدادهايي هم بيشتر خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: سایت امروز&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1396488496983150533?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1396488496983150533/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_5488.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1396488496983150533'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1396488496983150533'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_5488.html' title='جنبش سبز و مطالبات اجتماعی'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-5589280851207455432</id><published>2009-09-29T09:23:00.002-07:00</published><updated>2009-09-29T09:24:12.060-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشعار سبز'/><title type='text'>سلام بر همه الا به انقلاب فروش</title><content type='html'>شعری از علیرضا قزوه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمام تیمچه ها پر شد از نقاب فروش&lt;br /&gt;زمانه ای ست که حلاج شد طناب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهیدتر ز شهیدان بی کفن ، شاعر&lt;br /&gt;غریب تر ز نویسنده ها، کتاب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الا شما که به ییلاق خورد و خواب شدید&lt;br /&gt;هماره اجر شما باد با کباب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حراج عشق ببین در دکان سمساران&lt;br /&gt;قمار عقل نگر در سرای قاب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خروس ها همه چون مرغ کرچ خوابیدند&lt;br /&gt;حکیمکان زمان اند قرص خواب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمانده  حجب و حیایی،  همین مان کم بود&lt;br /&gt;همین که فاحشه ی شهر شد حجاب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مده زمام دل خود به دست پیر هوی&lt;br /&gt;مرو به کوی هوس پیشه ی خراب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی کدام عقوبت گناهکار شدیم&lt;br /&gt;سیاه نامه تر از واعظ ثواب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دریغ نغمه ی آرامشی به ما نرسید&lt;br /&gt;که مطربان همه تلخ اند و اضطراب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من از قبیله ی عباس های تشنه لبم&lt;br /&gt;تو از تبار همین گزمگان آب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بگو بلند شود موج غیرت دریا&lt;br /&gt;چنان که باز شود مشت هر حباب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانه ای ست که گل پوست می کنند اینجا&lt;br /&gt;خوشا به ذوق تماشاگر گلاب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سلام بر همه الا  به۱ قلب مغلوبان&lt;br /&gt;سلام بر همه الا به انقلاب فروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما که خون دل خلق را پیاله شدید&lt;br /&gt;شرور شهر شمایید یا شراب فروش؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: وبلاگ عشق علیه‌السلام&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-5589280851207455432?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/5589280851207455432/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_6773.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5589280851207455432'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5589280851207455432'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_6773.html' title='سلام بر همه الا به انقلاب فروش'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-7379998815709487360</id><published>2009-09-29T09:23:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:23:34.786-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>به دنبال توصیه‌های رهبر آغاز شد: موج جدید تصفیه اساتید علوم انسانی در دانشگاه</title><content type='html'>به دنبال تاکید رهبری مبنی بر بازنگری در "علوم انسانی" در سطح دانشگاه‌های کشور، دور جدید تصفیه استادان و تغییرات در دانشگاه علامه طباطبایی آغاز شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشگاه که گفته می‌شود بزرگترین دانشگاه اختصاصی علوم انسانی در سطح ایران و خاورمیانه است در حالی سال جدید را آغاز می کنند که استادان سرشناس آنها با موج جدید تصفیه رفته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روندی که از ابتدای روی کار آمدن حجه الاسلام شریعتی دردولت نهم آغاز شده بود اینک با صدور فرمان آقای خامنه ای، طیف گسترده‌ای از اساتید را از تدریس بازداشته است. بر اساس خبر یک منبع آگاه تاکنون 5 تن از اساتید مبرز دانشکده حقوق این دانشگاه که به ویژه در رشته حقوق بشر تدریس می‌کردند به اشکال گوناگون از تدریس منع شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در عمده‌ترین این تصفیه‌ها "دکتر محمدرضا ضیاء بیگدلی" استاد برجسته حقوق بین الملل در ایران و رییس سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه  که کتاب حقوق بین الملل عمومی او بیش از 25 بار تجدید چاپ شده و به عنوان یکی از چهره‌های شاخص و معتبر در کلیه دانشکده‌های حقوق سراسر کشور شهرت دارد، با حکم بازنشستگی اجباری مواجه شده و از ابتدای امسال از تدریس وی جلوگیری به عمل آمده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر بیگدلی هیچگاه در مسایل سیاسی اظهار نظری نکرده است اما گفته می‌شود علت بازنشستگی اجباری او مخالفت با فشارهای گسترده‌ای است که رییس این دانشگاه جهت پذیرش برخی افراد در دوره دکتری دانشکده حقوق اعمال می گند. به عنوان نمونه تنها در یک مورد سال گذشته دختر یکی از روحانیون بلندپایه با در دست داشتن مدرک ممتاز قرائت قرآن و بدون گذراندن حتی یک واحد از دروس کارشناسی حقوق جهت تحصیل در دوره دکتری حقوق بین الملل به گروه حقوق بین الملل دانشگاه علامه معرفی ‌شد که با وجود مخالفت‌ اعضاء سرانجام با دستور مستقیم رییس دانشگاه در این دوره پذیرش شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تغییر دیگری از برگزاری کلاس‌های "دکتر علی آزمایش" برجسته‌ترین استاد حقوق جزا و کیفر بین المللی کشور در دانشگاه علامه ممانعت به عمل آمده است. دکتر آزمایش که از اساتید برجسته و شناخته شده در سطح بین المللی است، بیش از 20 مقاله علمی به زبان فارسی و 10 مقاله تخصصی به زبان‌های خارجی در سابقه علمی خود دارد. گفته می‌شود دکتر آزمایش که به صورت مدعو سالها در دانشگاه علامه تدریس می‌کرد همواره بر این نکته تاکید داشته است که به دلیل عدم تناسب موازین قوانین جزایی پس از انقلاب با مبانی علمی دانش حقوق، او قصد ندارد کتابی در زمینه حقوق جزایی در ایران تالیف کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین از ابتدای سال جاری از تدریس "دکتر حسین شریفی طرازکوهی" استاد دیگر رشته حقوق بشر در دانشگاه علامه طباطبایی که پرکارترین مترجم و مولف در زمینه حقوق بشر در سالهای اخیر در ایران است، با توسل به بهانه‌های اداری ممانعت به عمل آمده است. بعلاوه از تدریس دو استاد دیگر این دانشگاه نیز جلوگیری به عمل آمده است؛ حتی گفته می‌شود در یک مورد مقامات دانشگاه با طرح اتهامات اخلاقی اقدام به اخراج یکی از اساتید کرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال گذشته نیز "دکتر محمد محمدی گرگانی" رییس گروه حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبایی بازنشسته اجباری شد و پیش از آن هم از تدریس "دکتر مرتضی مردیها" در دانشکده حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه ممانعت به عمل آمده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; منبع: روزآنلاین&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-7379998815709487360?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/7379998815709487360/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1103.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7379998815709487360'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7379998815709487360'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1103.html' title='به دنبال توصیه‌های رهبر آغاز شد: موج جدید تصفیه اساتید علوم انسانی در دانشگاه'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-6326819350938452346</id><published>2009-09-29T09:22:00.002-07:00</published><updated>2009-09-29T09:23:15.234-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>فخرالسادات محتشمی‌پور: شما سبزها و فیروزه‌ای‌ها نماد معنویت، عدالت، آزادی و کرامت انسانی هستید</title><content type='html'>درپی نامه‌ای که پرستو سرمدی برای همسرش حسین نورانی نژاد، از اعضای جوان و دربند حزب مشارکت نوشت، فخرالسادات محتشمی پور، رییس شاخه زنان این حزب طی نامه‌ای خطاب به سرمدی به او گفت:شما فيروزه اي ها و سبزها، نماد معنويتيد و عدالت و آزادي و نمايشگر اصالت معنا و علو روح و شرافت و كرامت انسان. بگذاريد ياوه سرايان حركت حقّتان را تخطئه كنند و چيز ديگر بگويند و عالمان بي عمل تكفيرتان كرده كار ديگر كنند. مهم شمائيد: راست قامتان جاودانه تاريخ كه همچنان مؤمنانه حقانيت خود را ثابت مي كنيد و سبز و پيروز خواهيد ماند. متن کامل این نامه که در سایت نوروز منتشر شده است در ادامه می آید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سلام پرستوجان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شنيده ام كه مهرماه با همه زيبايي ها و مهرباني هايش براي تو يادآور بهترين لحظات عمرت يعني پيمان جاودانه با حسين، يار و شريك زندگيت است. شنيده ام مثل خيلي از ديگر جواناني كه انقلاب اسلامي را با اصلاحات بهتر و دقيق تر شناختند و پيوندي عميق با آن برقرار كردند، خطبه عقدتان را فرزند فاضل امام، رئيس جمهور محبوب اصلاحات و مرد علم و ايمان و عمل، سيد محمد خاتمي خوانده است و مي دانم كه اين واقعه طليعه مباركي براي شروع زندگي ساده و بي آلايش شما زوج اصلاح طلب بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را خوب مي شناسم دخترم كه نمونه اي از دختران آگاه، مؤمن و تلاشگر نسل جديد كشورمان هستي. از همان دختراني كه در بحبوحه جواني همه تمنيات خود را فداي آرمان هاي والايشان كرده اند. دختران فيروزه اي. دختراني كه زندگي روزمره شان را سخت با معنويت پيوند زده اند و قضاوت ظاهربينان ساده انديش را به سخره مي گيرند چرا كه ايمانشان از عمق وجودشان نشأت گرفته و در تمامي اعمالشان متجلي مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را خوب مي‌شناسم پرستوجان و هم نسلانت را كه اگر امروز، توسط مديران نابخرد و كوته انديش براي گل كاشتن هايشان در بيكرانه حضور قدرداني نمي شوند، در عوض تا ابد توسط اهل خرد و درك و فهم تحسين خواهند شد و آن چه كردند در اوراق تاريخ اين ملك حك شده و به ميراث زرين فرهنگ و تمدن ايراني افزوده خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را خوب مي شناسم دخترم و هم نسلانت را كه همانند جواني ما «لااكراه في الدين» مهم ترين عامل جذبتان به دين خاتم بوده و سلوك رحماني و شيوه هاي نيك انساني براي ارج نهادن به كرامت بشري به موجب فطرت پاكتان، پسندتان آمده است. و تو مدافع حقوق انسان شدي و مدافع حقوق زنان و كودكان و سالمندان و بيماران و محتاجان و زندانيان و همه آنان كه نام انسان فارغ از رذايل و فضايل شان، حرمت و كرامت را برآنان بار مي كند و تو بار معنايي اين واژه هاي آشنا را خوب فهميدي و قدم در راهي گذاشتي كه راه انبياء‌ و صديقين و صالحين است و پيام مشتركش « پندار نيك – گفتار نيك – كردار نيك »&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين را هم خوب مي شناسم. هم او كه همراهت شد براي ادامه راه كمال و به شايستگي انتخابش كردي پرستوجان. او را خوب مي شناسم . فرزند اصلاحات و نماينده نسلي كه همه نقدها و اعتراضاتش را به گذشتگان كه باواسطه يا بي واسطه نقشي در ايجاد انحراف از آرمان هاي اصيل انقلاب شكوهمند اسلامي داشتند، با متانت و آرامش به زبان مي آورد و به جاي مقصر دانستن گذشتگان براي فرار از مسئوليت اجتماعي خود و هم نسلانش، هماره به دنبال راه هاي چاره براي برون رفت از وضعيت پيش آمده بود. از مشورت گرفتن هرگز دريغ نداشت و هيچ صحنه مبارزه اي را به دليل تبعات و هزينه هاي گزاف خالي نمي گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين را خوب مي شناسم. او نماينده نسل پرسشگر، پويا و كنشگري است كه هرگز بادهاي سهمگين مخالف بيدِ جان عاشق و بيقرار و روح مؤمن و اميدوارش را نلرزاند. سبزي و حيات از لابلاي تربيت صحيح خانواده و آموزه هاي درست اجتماعي دوران اصلاحات و تمرين ايفاي مسئوليت هاي شهروندي در حزبي قانوني و تأثيرگذار در عمق جان او جريان يافته و ايمانش به راه و اميدش به مقصدي كه براي رسيدن به آن بايد ناملايمات را متحمل شد، از او انساني منزه و متقي ساخته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين، به حق نوراني نژاد است و روحاني سيرت و اين را هر كسي كه جهد و تلاشش را براي برپايي مناسك مذهبي به مناسبت و بي مناسبت ديده گواهي مي دهد. او يادآور نسل ايثار و مقاومت دوران دفاع مقدس است و يادگار صلابت و تلاش نسل جوان در دوره اصلاحات. او نماد استواري و مقاومت جنبش سبزي است كه موتور محركه آن جوانان اين ديارند و پشتيبان هميشگي آن زنان و مادران سخت كوش و دردكشيده ايران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و شما فيروزه اي ها و سبزها، نماينده نسلي هستيد كه منفعلانه دنبال «رهبري» نمي گرديد تا كوركورانه پيروي اش كنيد و قهرماني را نمي جوئيد تا سپر بلايتان شود و سر بزنگاه تنهايش بگذاريد و راه خود گيريد و در جستارهاي تاريخي تان سخت به دنبال مقصر نمي گرديد تا همه كاستي هاي امروز و ناكامي هاي نسل حاضر را به آن حوالت دهيد و خيزش و جنبش سبزتان، نسل هاي پيشين را نيز شور بخشيده و به ميدان آورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما فيروزه اي ها و سبزها، نماد معنويتيد و عدالت و آزادي و نمايشگر اصالت معنا و علو روح و شرافت و كرامت انسان. بگذاريد ياوه سرايان حركت حقّتان را تخطئه كنند و چيز ديگر بگويند و عالمان بي عمل تكفيرتان كرده كار ديگر كنند. مهم شمائيد: راست قامتان جاودانه تاريخ كه همچنان مؤمنانه حقانيت خود را ثابت مي كنيد و سبز و پيروز خواهيد ماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به شما افتخار مي كنيم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-6326819350938452346?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/6326819350938452346/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3008.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/6326819350938452346'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/6326819350938452346'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3008.html' title='فخرالسادات محتشمی‌پور: شما سبزها و فیروزه‌ای‌ها نماد معنویت، عدالت، آزادی و کرامت انسانی هستید'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-27878011205761651</id><published>2009-09-29T09:22:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:22:28.823-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>دختر شهید باکری:‌ پدر من را رفقاي آقاي احمدي نژاد و آقاي محصولي از سپاه تصفيه کردند و از او خواسته بودند توبه نامه بخواند</title><content type='html'>آنچه می‌خوانید مصاحبه دختر شهید باکریست با روزنامه اعتماد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگام شهادت پدرتان چند سال داشتید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲۶ ساله هستم و هنگام شهادت پدر، ۱۱ماهه بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-چندمین فرزند خانواده شهید باکری هستید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من دومین فرزند شهید باکری هستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-نسبت به نام باکری چه حسی دارید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این اسم یک مسوولیتی به همراه می آورد و یک شجاعت خاصی لازم است تا بتوانیم از آن استفاده کنیم به همین دلیل چون احساس می کنم هنوز فرد کاملی نیستم، از این اسم استفاده نکردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-علت این عدم حضور و فراموش کردن کسانی چون شما یا فرزندان شهید همت و حتی شهیدان دیگر را واضح تر برایمان بگویید. چرا فقط در مناسبت های خاص، تصاویری از امثال پدر شما پخش می شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من علت را در دو چیز می بینم. در این سال ها به صورت منفی از نام شهدا استفاده کرده اند. با وجهه یی که در دید مردم از شهدا ساخته اند، تصور مردم را تغییر داده اند. به فرض،مردم می گویند ما فکر کردیم شما خانواده شهید باکری هستید و زندگی آنچنانی دارید. در مورد شهیدان بد عمل شده. هرجا خواستند از شهدا استفاده کردند. اینها شهدا را به نام خودشان کرده اند. یکسری از کسانی که هرگز در جنگ و جبهه حضور نداشتند، خانواده شهدا را کنار زده اند. کسی نمی پرسد خانواده شهید باکری چه نظری دارد. به سراغ کسانی می روند که هیچ نقشی در جنگ و شهادت نداشتند. از آنجا که من در مدرسه شاهد درس خوانده ام بسیاری از دوستان من بودند که کسی به سراغ آنها نمی آمد. آنها فقط ادعای احترام به ارزش های شهدا را دارند. ولی واقعاً کاری انجام نمی شود و مردم فکر می کنند اکنون چه امتیازی به خانواده های شهدا تعلق می گیرد. در واقع کسانی که از اسم شهدا استفاده می کنند تنها به دنبال منافع خود هستند، نه منافع کشور.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-از خاطراتی که مادرتان در مورد پدر، برایتان نقل کرده می توانید نمونه یی برایمان عنوان کنید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادر من، وجهه پدرم را در خانه بسیار پررنگ کرد. در واقع برای من و برادرم احسان، پدرم و عمویم، یک الگوی واقعی هستند. مادرم همیشه می گفت پدرم فرد صادقی بود و به تمامی مردم احترام یکسانی قائل بود. آنها مردمی بودند نه به معنای مردم فریب. مردم را آن گونه که بودند می پذیرفتند و این طور نبود که تنها برای مردمی ارزش قائل باشند که با اعتقادات آنها همسو باشند. مردم را آن گونه که بودند، قبول داشتند. پدرم عاشق خانواده و زندگی اش بود. چیزی که من را ناراحت می کند این است که می گویند این افراد، عاشق شهادت بودند. در حالی که پدر من، در عین حال که عاشق همسر و فرزندانش بوده است برای ادامه راه امام به شهادت رسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-از سختی هایی که در این دوران داشته اید یا تجربه های تلخی که از طرف مادرتان نقل شده، برایمان بگویید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من دوران کودکی خودم را به یاد ندارم. فرزندان شهدا بسیار سریع بزرگ می شوند. نقش کودکی چندانی نداشتم. یکی از سختی هایی که آن موقع مادرم متحمل شد، آن بود که در آن زمان به همسر شهدا که می خواستند به تنهایی فرزندانش را بزرگ کنند، حرف و حدیث های فراوانی می گفتند و به آنها نگاه خاصی داشتند. من آن موقع این ناراحتی مادرم را از آن صحبت ها و نگاه ها احساس می کردم. در واقع مادرم هم نقش مادر و هم نقش پدرم را برای ما ایفا کرد به همین خاطر هیچ گاه نتوانست نقش مادری خود را به خوبی ایفا کند. تمامی فرزندان شهدا این خلأ را همیشه داشته اند که مادرشان به طور کامل نه، توانسته مادر باشد و نه توانسته نقش پدر را به طور کامل برایشان ایفا کند. در واقع ما به اندازه نه پدر داشتیم و نه مادر. با توجه به اینکه من بچه حساسی بودم و همیشه به دلیل نبودن پدرم گریه می کردم این مساله سختی بسیاری را برای مادرم ایجاد می کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-در این سال ها چه کسانی از مسوولان در کنار شما حضور داشتند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از مسوولان که کسی حضور نداشت. آقای نصرت الله کاشانی و آقای عبدالعلی زاده، همیشه در کنار ما بودند و در دوران کودکی ما محبت بسیاری نسبت به من و برادرم داشتند. در این میان آقای کروبی نیز نظر مثبتی نسبت به ما داشتند. یک بار هم آقای محسن رضایی به منزل ما آمدند. در واقع می توانم بگویم در مواقع خاصی به یاد شهدا می افتند. مثلاً در سالی که بحث حمله امریکا به ایران تشدید شد، یکی از مسوولان خانواده شهدا را دعوت کرد. اینکه کسی از مسوولان به صورت مستمر جویای احوال ما باشد، اینچنین نبوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-تعلق داشتن به خانواده شهدا همواره به عنوان یک سرمشق و الگو در جامعه تبلیغ می شده است. آیا شما انطباقی بین این تبلیغ و واقعیت ها می دیدید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بزرگ ترین مساله من این است که اکنون به آن شک کرده ام. یک نفر از مسوولان به من پاسخ دهد که ما این میزان سختی و مشکلات را تحمل کردیم و پدرمان شهید شد، اکنون چه چیزی را به دست آورده ایم؟ مادرم شخصیت بسیار والایی از پدرم برایم ترسیم کرده بود، به خاطر همین من سرم را بالا می گرفتم و با غرور می گفتم من دختر باکری هستم و می گفتم پدرم به شهادت رسیده که وضعیت مان بهتر شود. ما کمبودهای بسیاری داریم. در واقع تمامی خانواده های شهدا کمبودهای بسیاری دارند. یک نفر پاسخگو نیست. من بارها از مادرم می پرسم که چرا پدرم رفت؟ پدر به شهادت رسید که این وضع ما باشد؟ به قول پرویز پرستویی در فیلم موج مرده که می گفت؛ «ما را فرستادین جنگ و گفتید شما بروید ما حواس مان به خانواده شما است.» اما در عمل چه شد؟ شهدا به وظیفه خود عمل کردند و شهید شدند آیا دیگران هم به وظایف خود عمل کردند؟ در واقع شهدا رفتند. این افراد به شهادت رسیدند. برای مردم جنگیدند که وضعیت خوب و قابل قبولی داشته باشند. اما اوضاع مردم بدتر هم شد. یک نفر باید به تمامی خانواده های شهدا که خون شان را در راه این کشور فدا کردند پاسخگو باشد. همیشه پدر و عمویم می گفتند مردم باید در حکومتی همانند حکومت عدل علی زندگی کنند. من اعتقاد دارم هیچ گاه حکومت عدل علی اتفاق نخواهد افتاد چون هیچ کس حضرت علی نخواهد شد. هیچ کدام از آن آرمان ها و اهداف، تحقق پیدا نکرد. در مسائل کوچک تر هم اتفاقی نیفتاد. در مساله اقتصادی و معیشت مردم مشکلات زیادی وجود دارد. حداقل اقتصاد مردم وضعیت مناسبی داشته باشد، بقیه مسائل اعم از آزادی بیان و... هیچ. اولین خواسته مردم این است که وضع اقتصادی شان درست باشد. این همه سال است جنگ تمام شده اما کسی از مسوولان نیست که برود وضعیت خرمشهر و آبادان را ببیند. هیچ گونه رسیدگی به آنجا نمی شود. گویا قرار بوده فقط یک تعدادی شهید شوند. آرمان هایی که از آن دم می زدند هم اجرا نشد. کسانی که اکنون در پست هایی مشغول به کار هستند، هیچ شباهتی به شهدا ندارند. به اسم آرمان شهدا سختی های بسیاری را بر مردم روا داشته اند. در این سال ها شهیدان را تبدیل به چوبی کرده اند و بر سر مردم کوبیده اند. به قول مادرم با بیرون بودن موی دختران مان خون شهدایمان پایمال نمی شود. زمانی که دختری به دلیل فقر و نداری مجبور به خودفروشی شود، آن زمان خون پدر من پایمال می شود. البته این اتفاق اخیر باعث شد مردم بفهمند موضع ما چیست و ما در کجا ایستاده ایم و موافق با این روند و این نحوه برخورد نیستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-به اتفاقات اخیر اشاره کردید. نظرتان در مورد اتفاقات اخیر و نوع برخورد با مردم چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چگونه است کسانی که ۳۰ سال چه خوب و چه بد برای این انقلاب زحمت کشیده اند، یک شبه ضدانقلاب می شوند؟ پسر شهید بهشتی یک شبه بد می شود؟ من با دروغگویی به مردم مخالفم چون پدرم دروغگو نبود. پدر من به این دلیل به شهادت رسید که مردم آزاد باشند. کسی هرگز از پدر یا عموی من نشنیده که به دلیل اعتقادات و مذهب شان به کسی سخت بگیرند یا عنوان کنند چون من این گونه فکر می کنم شما هم باید همانند من بیندیشید و اعتقادات من را دنبال کنید. پدر من شهید نشد که نیروهای ویژه اقدام به ضرب و شتم من با باتوم بکنند. شهید همت نرفت که فرزند و همسرش را ضرب و شتم کنند. آنها انقلاب نکردند و این همه هزینه پرداخت نکردند که وضعیت این گونه شود. چگونه است ما که خانواده شهدا هستیم، یک شبه می شویم برانداز؟، و متهم به مصاحبه با رسانه های بیگانه می شویم؟ من نمی دانم چرا تا این حد به شعور ما توهین می شود؟ زمانی که مردم موضع گیری مادرم را دیدند متوجه شدند ما در چه جبهه یی هستیم. فهمیدند ما مخالف تحمیل مسائل به مردم هستیم. من به دنبال پاسخ هستم. واقعاً دچار سردرگمی شده ام. ما این میزان مصیبت و سختی را تحمل نکردیم که ضدانقلاب ها بیایند و بگویند دیدید چگونه با مردم رفتار کردند. دیدید به شما گفتیم که در نهایت انقلاب، این گونه می شود؛ کسانی که ما در مقابل آنها ایستادیم. تمامی اقدامات نامناسب دیگران را توجیه کردیم اما مگر حوادث این روزهایی که سپری شد، قابل توجیه است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-فکر می کنید اگر پدرتان زنده بود چه نظر و دیدگاهی در مورد این اتفاقات و برخوردها داشت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن موقع که پدرم زنده بود، از او خواسته بودند جلوی تلویزیون توبه نامه قرائت کند. نامه یی که مادر من پیش از انتخابات نوشت در مورد همین مساله بود. پدر من را همین رفقای آقای احمدی نژاد و آقای محصولی از سپاه تصفیه کردند و از او خواسته بودند توبه نامه بخواند. در واقع آنها بودند که پدرم را از سپاه بیرون کردند. چه شد که این آقایان، امروز مدافع شهدا شده اند؟ چگونه است کسی که با پدر من که بعدها شهید شد، این گونه رفتار کرد، امروز پست و مقام بالایی می گیرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانی که پدر من شهید شد در ارومیه شایع شد که پدرم شهید نشده بلکه به عراق پناهنده شده، تنها به این دلیل که پدرم جنازه نداشت، هیچ گاه در مصاحبه های تلویزیونی به مادرم اجازه ندادند، تعریف کند چه اتفاقی برای پدرم افتاد و همیشه این مسائل سانسور شده اند. من خوشحالم که پدرم نیست این روزها را ببیند. تمامی باورهای من در این سال ها شکسته شد. در واقع نظام جمهوری اسلامی که من نوعی می توانستم مدافع آن باشم، ذره ذره مدافعانش را از دست داد. این همه هزینه پرداخت کرد که چه چیزی را به دست بیاورد؟ شاید اگر پدر و عموی من هم این روزها بودند مجبور می شدم در زندان به ملاقات شان بروم یا اعترافات شان را از تلویزیون ببینم. مردم این روزها به خوبی دروغ را از راست تشخیص می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: اعتماد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-27878011205761651?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/27878011205761651/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8979.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/27878011205761651'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/27878011205761651'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8979.html' title='دختر شهید باکری:‌ پدر من را رفقاي آقاي احمدي نژاد و آقاي محصولي از سپاه تصفيه کردند و از او خواسته بودند توبه نامه بخواند'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-2770690969470848815</id><published>2009-09-29T09:21:00.001-07:00</published><updated>2009-09-29T09:21:54.087-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>حال سعید متین‌پور، روزنامه‌نگار، وخیم است</title><content type='html'>همسر سعید متین‌پور خبر از وخامت حال این روزنامه‌نگار در زندان داد. متین پور روزنامه‌نگاری است که حدود سه ماه است در زندان اوین به سر می‌برد و طبق حکم دادگاه انقلاب باید 8 سال از عمر خود را در زندان بگذراند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش روز، متین‌پور در آخرین ملاقات خود در روز شنبه به همسر خود گفته است، هفته گذشته دچار مشکل قلبی شده است و همبندیان وی او را به بهداری زندان برده‌اند. پزشک بهداری مشکل او را عصبی تشخیص داده است و با تزریق سه آمپول او را به بند منتقل کرده است. داروهایی ویژه اعصاب که این پزشک تجویز کرده است هنوز به دست سعید نرسیده است. علائمی که متین پور درباره آن ها حرف زده است بیش از پیش به نگرانی  خانواده سعید افزوده است. او گفته است قلب او تیر کشیده و درد به پشت ریه هایش متقل شده است، رنگش به شدت پریده و دست چپ او نیز درد گرفته که این درد همچنان ادامه دارد. همچنین ریه های متین پور عفونت کرده است که وی به دلیل مشکل معده قادر به مصرف آنتی بیوتیک نیست. این زندانی سیاسی نیاز مبرم به درمان خارج از زندان دارد و خانواده او به شدت نگران حال او هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متین پور پیش از این به مدت 10 ماه در زندان های زنجان و تهران مورد بازجویی قرار گرفته بود. در این مدت خانواده او هیچ اطلاعی از دلیل بازداشت و اتهام او و نیز محل نگهداری وی نداشتند. متین پور در این مدت تحت بازجویی های سختی قرار گرفته بود که آثار فشار آن هنوز با دردهای جسمی مزمن در بدن وی وجود دارد. دردهای گوارشی و استخوان از جمله بیماریهایی است که متین پور پس از آزادی از بازداشت موقت درگیر آنها بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هوشنگ پوربابایی وکیل متین پور مدت یک ماه است که برای کسب مجوز مرخصی درمان برای این موکل خود تلاش می کند، اما تاکنون نتوانسته است این حکم را بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عطیه طاهری به شدت نگران حال همسر دربند خود است و می گوید: "هفته پیش که با سعید تلفنی حرف زدم آن قدر سرفه کرد که نتوانست به صحبت ادامه دهد و گوشی را قطع کرد. امروز هم که به ملاقاتش رفتم مدام دست چپش را می مالید که هر چه می پرسیدم نمی گفت چه اتفاقی افتاده است و در نهایت موضوع هفته گذشته را گفت. او در تماس های تلفنی اش این موضوع را نگفته بود تا ما نگران نشویم ولی حال سعید بدون این اتفاق هم به قدری بد بود که مدام نگران او باشیم".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طاهری ابراز امیدواری کرد وکیل همسرش بتواند طی چند روز آینده مرخصی برای درمان وی از دادگاه بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق اقلیت ترک است که به اتهام ارتباط با بیگانگان و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و محکوم شده است. سند موجود در دست دادگاه برای اثبات اتهام کنفرانسی در ترکیه بوده است که متهمان آن پرونده همه گی تبرئه و یا به احکام تعلیقی محکوم شده اند و این در حالی است که متین پور حتی در آن کنفرانس شرکت نداشت و در آن زمان در ایران به سر می برده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-2770690969470848815?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/2770690969470848815/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1083.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2770690969470848815'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2770690969470848815'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1083.html' title='حال سعید متین‌پور، روزنامه‌نگار، وخیم است'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-5223474036575381338</id><published>2009-09-29T09:20:00.000-07:00</published><updated>2009-09-29T09:21:32.866-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>دادگاه رسیدگی به اتهامات سعید حبیبی برگزار شد</title><content type='html'>دادگاه رسیدگی به اتهامات سعید حبیبی، دبیر تشکیلات سابق دفتر تحکیم وحدت و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر روز شنبه 4 مهرماه، در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. در این جلسه، پس از قرائت کیفرخواست صادره از سوی دادستان، وی به همراه وکیلش به دفاع از خود پرداخت. پیش‌تر قرار بود جلسه دادگاه حبیبی روز سوم تیرماه برگزار شود که این جلسه دوبار به تعویق افتاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سعید حبیبی، از جمله کسانی بود که در آذرماه 86 در جریان بازداشت های گسترده فعالان دانشجویی طیف چپ، بازداشت و بیش از 70 روز در بند 209 زندان اوین به سر برد، وی سپس با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرونده سایر دانشجویان بازداشت شده در آذرماه 86 نیز، در ماههای اخیر در نوبت رسیدگی دادگاه انقلاب قرار گرفته است. علی کانطوری یکی از این بازداشت شدگان ، چندی پیش از سوی دادگاه به تحمل 32 ماه حبس تعزیری محکوم شد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-5223474036575381338?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/5223474036575381338/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_29.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5223474036575381338'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5223474036575381338'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_29.html' title='دادگاه رسیدگی به اتهامات سعید حبیبی برگزار شد'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-6475884015527370550</id><published>2009-09-28T09:12:00.000-07:00</published><updated>2009-09-28T09:16:43.675-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد:</title><content type='html'>&lt;strong&gt;میرحسین موسوی: خشونت چاره‏ساز نیست&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست. همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.&lt;br /&gt;وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشه‌هایی كه در حوالی آن شكل می‌گیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌كردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما این‌كه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمی‌انگیزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چندماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برادر شما - میر حسین موسوی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-6475884015527370550?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/6475884015527370550/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/6475884015527370550'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/6475884015527370550'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/13.html' title='بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد:'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-6589253070310228114</id><published>2009-09-27T11:46:00.000-07:00</published><updated>2009-09-27T11:50:11.197-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>جشن تولدهای سبز رهبران جنبش در مهرماه ۸۸</title><content type='html'>&lt;a href="http://mojecamp.rr.nu/images/image/605344937.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 247px;" src="http://mojecamp.rr.nu/images/image/605344937.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در طول هفته گذشته ایمیل‌های زیادی از سوی خوانندگان، برایمان ارسال شد که خبر از رقم زدن یک ماه مهر به یاد ماندنی و خاطره‌انگیز می‌داد. قرار است سبزهای ایران و سراسر جهان، ماه مهر امسال را به بهانه تولد رهبران جنبش سبز به ماهی شاد و سبز تبدیل کنند. «موج سبز آزادی» به عنوان صدایی از میلیون‌ها صدای ایرانی، قدم به قدم در این راه که روحش استوار بر حق‌طلبی و عدالت‌جویی است و مقتدایش مردان سبزی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی، با سبزهای سراسر ایران هم‌صدا و هم‌پیمان خواهد بود و پیشنهادات و نظرات هم‌قدمان این جنبش را از طریق این رسانه منتقل خواهد ساخت. در همین راستا و با درنظر گرفتن محدودیت‌ها و شرایط، در این مرحله شش «موج آفرینی سبز» مربوط به هفتم مهرماه را با هم مرور می‌کنیم و موج‌آفرینی‌های مربوط به چهاردهم و بیست و یکم مهرماه را نیز در روزهای آینده به اطلاع شما خوانندگان عزیز موج سبز آزادی می‌رسانیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هفتم مهر امسال فرصتی است برای تمام مردم سبزاندیش ایرانی در داخل و خارج از کشور تا بار دیگر، امید و شادی، دو عنصر کمیاب و گرانبهای این روزها را در رگ‌های جنبش سبز مقاومت مردم بدمند. هفتم مهرماه زمانیست برای تجدید میثاق با یکی از رهبران سبزباور این جنبش، میرحسین موسوی که وارد شصت و هشتمین پاییز زندگی‌اش خواهد شد. شاید این روز بهانه خوبی باشد که برای قدردانی از شهامت‌ها و فداکاری‌ها و ایستادگی‌های او یک جشن تولد بزرگ به وسعت همه ایران برایش تدارک ببینیم.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر طبق پیام‌های مختلفی که از اقصی‌نقاط ایران و تهران به ما رسیده است، مردم قرار است به انواع گوناگون این روز را جشن بگیرند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- هم‌وطنان خوب تبریزی قرار است ساعت ۵ بعدازظهر هفتم تیرماه در کنار استخر شاهگلی شهر تبریز، زادگاه میرحسین موسوی، حاضر شوند و با بادکنک‌های سبزشان آسمان شهر را رنگی کنند. تبریزی‌ها از همه مردم ایران دعوت کرده‌اند که ساعت ۵ عصر روز هفتم مهرماه، بادکنک‌های سبز خود را به آسمان بفرستند و تولد میرحسین موسوی را به او و یکدیگر تبریک بگویند. برای سبز شدن آسمان شهر، تنها کافیست هر کودک ایرانی، بادکنکی سبز در دست داشته باشد و آن را در عصر هفتم مهرماه به هوا بفرستد تا آسمان سبز شود. پس هر کجای ایران که هستید، بادکنک‌های سبزتان را برای عصر روز جشن تولد آماده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;۲- سبزهای تهران هم بر اساس اطلاع‌رسانی‌هایی که برخی کاربران اینترنت در وبلاگ‌ها و سایت‌ها کرده‌اند، قرار است روز هفتم مهرماه را در میدان هفتم تیر، با پخش شیرینی و شکلات و گفتن شادباش جشن بگیرند. این اتفاق می‌تواند در همه میدان‌های تهران و شهرستان‌ها  بیفتد. همه می‌توانند با پخش شیرینی و شکلات در میادین شهر روز هفتم مهرماه را جشن بگیرند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳- گروه دیگری از سبزها هم قرار است در منازل شخصی خود با تهیه کیک و شیرینی که منقش به نام میرحسین موسوی باشد و با حضور دوستان و فامیل جشن تولدهای کوچک برگزار کنند و این روز را در خانه‌های خود جشن بگیرند. موج سبز آزادی از همه عزیزانی که در منازل خود به تدارک چنین مراسمی، هر چند کوچک، فکر کرده‌اند، دعوت می‌کند که عکس‌ها و فیلم‌های تهیه شده از کیک و تزئینات صورت گرفته احتمالی را به ما ارسال کنند و در سبز کردن هر چه گسترده‌تر هفتم مهر به ما کمک کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- عده‌ای از سبزهای استان سمنان هم در حال جمع‌آوری پیام تبریک به مناسبت فرارسیدن سالروز تولد میرحسین موسوی برای وی هستند. علاقمندان به امضای این طومار می‌توانند به آدرس زیر مراجمه و پیام تبریک خود را برای میرحسین موسوی، ثبت کنند: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.petitiononline.com/09292009/petition-sign.html  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ۵- بسیاری از هم‌وطنانمان هم قرار است با ارسال پیامک‌های تبریک در روز هفتم مهرماه، شبکه ارسال پیامک مخابرات ایران را به مدت یک روز سبز نگه دارند. این پیامک‌ها به بهانه تولد میرحسین موسوی ولی در حقیقت برای زنده نگاه داشتن راه این مقاومت است که نوشته و ارسال خواهد شد. گمان نکنیم یک پیامک تاثیر چندانی در تداوم این راه نخواهد داشت. دلگرم ساختن حتی یک نفر به این مساله که سبزها هنوز زنده‌اند و صدایشان بلند، تاثیر بسیار زیادی خواهد داشت. اگر هر کس با ارسال تنها یک پیامک به یک نفر، خاطره روز هفتم مهرماه را در ذهن او زنده کند، میلیون‌ها ایرانی، روز هفتم مهرماه را برای همیشه به عنوان روزی شاد و سبز و پرامید به خاطر خواهند سپرد.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶- سبزهای خارج از کشور نیز برنامه‌های مفصلی برای سالروز تولد میرحسین موسوی تدارک دیده‌اند. همزمان با سالروز تولد ميرحسين موسوي، جمعى از ايرانيان و دوستداران وى در لبنان روز دوشنبه جشن تولد او را در بيروت برگزار مى‌کنند. این مراسم دوشنبه شب در ميدان نجمه بيروت برگزار خواهد شد. از سبزهای ایرانی سراسر جهان می‌خواهیم عکس‌ها، نوشته‌ها و ویدئوهای تهیه شده از مراسم هفتم مهرماه در شهر و کشور خود را برای موج سبز آزادی نیز ارسال کنند.   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این شش موج‌آفرینی مختص روز هفتم مهرماه است که آفرینش تک تک آن‌ها به حضور امیدوار شما سبزهای عزیز بستگی دارد. بعد از هفتم مهرماه نیز با موج‌آفرینی‌های مخصوص مهرماه سبز با شما خواهیم بود. باید تقویمی سبز بسازیم که در هر برگ آن اثری از شهامت‌ها، استواری‌ها، سوگواری‌ها و شادمادنگی‌های این جنبش باشد. روزهای شاد این تقویم را باید برای دمیدن امید و شادی در دل یکدیگر خوب به خاطر بسپاریم. مهرماه از این پس فصل شادمانگی جنبش سبز ایران خواهد بود، ماهی که سبزها، مهر و امید را در سالروز تولد رهبران جنبش سبز، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سیدمحمدخاتمی به بکدیگر هدیه خواهند داد. اینکه رهبران این جنبش صلح‌جو همگی مولود ماه مهرند، ماهی که نامش پیام‌آور محبت و دوست داشتن است را به فال نیک می‌گیریم و شادتر و امیدوارتر از پیش و به نیت احیای راه سبز امید، سالروزهای میلاد رهبران جنبش سبز در این ماه که مصادف است با هفتم، چهاردهم و بیست یکم مهر را جشن می گیریم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-6589253070310228114?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/6589253070310228114/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_27.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/6589253070310228114'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/6589253070310228114'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_27.html' title='جشن تولدهای سبز رهبران جنبش در مهرماه ۸۸'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-6273368545297586495</id><published>2009-09-25T06:02:00.003-07:00</published><updated>2009-09-25T06:02:41.669-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>پاسخ آیت‏الله صانعی به نامه میرحسین موسوی</title><content type='html'>در پی نامه میرحسین موسوی به برخی از مراجع تقلید که طی آن توضیحاتی درباره بیانیه شماره 11 داده شده بود و از این مراجع درباره آن نظرخواهی شده بود، آیت‏الله صانعی نیز پس از آیت‏الله منتظری به این نامه به شرح زیر پاسخ داد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسمه تعالی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضور محترم دوست مکرم و متعهد و يار ديرينه امام امت (سلام الله عليه) جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی (دام عزه)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نامه حضرتعالی واصل گرديد، اميدواريم طرح و برنامه متين شما همراه با آگاه سازی بيشتر جامعه که هدف رسالت انبياء عظام، شهادت شهداء، تقوای متقين و عبادت اولياء الله می باشد، صورت گيرد و تحقق قسط به عنوان يک فرهنگ برای جامعه درآيد و مردم به حقوقشان نائل آيند «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بايد دقت نمود که از اهداف مهم هر طرح و برنامه اي، ايجاد وحدت و اتحاد بيش از پيش بين مظلومين باشد که منشاء همه خيرات همان اتحاد و اعتصام به حبل الله می باشد و لازم است مراقبت شود که خدای ناخواسته کلمه اتحاد و اعتصام به حبل الله سبب رخنه ظالمان و ستمکاران در صفوف مظلومان نگردد که نتيجه آن چيزی جز تداوم ظلم و ستم نخواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قم المقدسة&lt;br /&gt;يوسف صانعی&lt;br /&gt;1/7/1388&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت‏الله صانعی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-6273368545297586495?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/6273368545297586495/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8654.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/6273368545297586495'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/6273368545297586495'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8654.html' title='پاسخ آیت‏الله صانعی به نامه میرحسین موسوی'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-2139144936262801294</id><published>2009-09-25T06:02:00.001-07:00</published><updated>2009-09-25T06:02:22.519-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>به سوی حل بحران، راه حل چیست؟</title><content type='html'>صادق شکیب&lt;br /&gt;با مشکلات عدیده‏ی پیش آمده در پی کودتای انتخاباتی 22 خرداد جامعه را چنان التهابی فرا گرفته است که در تاریخ معاصر میهنمان نظیری برای آن کم یافت می‏شود. این التهاب بی سابقه که خطیب نماز جمعه در تاریخ 26/4/88 به درستی آن را "بحران" نامید دقیقاً گویای اوضاع بغایت حساس و خطرناک کشور است. خشونت وحشیانه ی دستجات نظامی و موج گسترده‏ی دستگیری‏های فله‏ای و ایجاد فضای فوق امنیتی در برابر سیل مردم معترض نه تنها نتوانسته، نمی تواند هم راه حلی منطقی و عقلانی در برابر بحران باشد که هر دم به ژرفش آن نیز منجر می‏شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسشی که در اذهان مطرح است این که به راستی محمود احمدی‏نژاد نماینده‏ی کدامین جریان افراطی در حاکمیت است که برای حفظ ایشان در مسند ریاست جمهوری این چنین هزینه‏های گزافی را به مردم تحمیل می‏نمایند و منافع آن ها در چیست که اینسان فضای خشنی را به جامعه تحمیل می کنند. و اصولا آیا می توان برای عده ای منافعی را در جامعه تعریف نمود که تآمین آن در گرو این چنین رفتار هایی باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مگر نه اینکه ساز و کار های ساختار جامعه می بایست نافی حتی فلسفه‏ی وجودی اینسان منافعی باشد، چرا خرد و منطق برای عده ای هیچ مفهومی نداشته اینسان با خشونتی عریان در برابر مردم و خواست آن ها صف آرایی می شود‏ و به هیچ نهاد و مرجعی خود را پاسخگو نمی دانند. واقعا پیشبرد کدامین اهداف را مد نظر دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتی می توان صریح تر پرسید: این چه مصیبتی است که عده ای قلیل قدرت مند با امکانات مالی فراوان تحمیلمان کرده اند؟ مگر برنامه های انتخاباتی آقایان موسوی و کروبی فراتر از چارچوب ساختار نظام بود که تحمل نشد و در همان فردای روز رای گیری به آن شکل اهانت آمیز با عجله و شتاب آن ها را بازنده‏ی انتخابات اعلام نمودند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ریشه ی این زور گویی و انحصار طلبی که سوای خیل عظیمی ازمردم دامن حتی شخصیت‏هایی که برخی از آن ها از بنیان گذاران نظام می باشند را گرفته و اینک به خیل مطرودین و بعضا محبوسین پیوسته اند از کجا نشأت میگیرد؟ چرا با لجاج و عناد نخواسته اند و نمی خواهند به خواست منطقی و بحق آقایان کروبی و موسوی و اکثر علمای بلند پایه ی حوزه‏ی علمیه قم و اکثریت نخبگان جامعه که از حمایت میلیونی مردم برخوردارند تن دهند‏؟ چرا از تشکیل کمیته ای بی طرف برای رسیدگی به شکایت کاندیدا ها در مورد تقلب در انتخابات ممانعت به عمل آمد و هزاران چرای دیگر .....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سؤالات فوق تنها گوشه ای از بحث های روز مره‏ی مردم است. مردمی که تا همین مرحله نیز با همه‏ی هزینه های سنگینی که برای خواست خود پرداخته اند قاطعانه نشان داده اند هیچ شکلی از اشکال تقابل و سرکوب آن‏ها را از پیگیری مطالباتشان باز نخواهد ایستاند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای نجات کشور از بحران همزمان با برکناری دولت کودتا هر چه سریعتر بایستی زندانیان سیاسی آزاد شده، ضمن توقف فوری خشونت و خروج از فضای فوق امنیتی با تکیه بر راهکار های منطقی ارائه شده توسط آقایان موسوی، کروبی و خاتمی و سایر شخصیت‏ها و نیروهای وطن‏پرستی که نشان داده‏اند با احساس مسؤلیت به مسائل می نگرند برای رفع مشکلات به چاره جویی پرداخت.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-2139144936262801294?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/2139144936262801294/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3216.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2139144936262801294'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2139144936262801294'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3216.html' title='به سوی حل بحران، راه حل چیست؟'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-4095112291959297386</id><published>2009-09-25T06:01:00.002-07:00</published><updated>2009-09-25T06:02:02.125-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز تلخ سیاسی'/><title type='text'>از دفترچه‌ی خاطرات یک کودتاچی!</title><content type='html'>امروز در اجلاس عمومی سازمان ملل سخنرانی داشتم. راهکارهایم را برای صلح جهانی در سایه‌ی نظام مهرورز خود ارایه دادم. بهشان حالی کردم که چطور باید در خاورمیانه صلح برقرار شود. از دموکراسی گفتم و اینکه به صورت قاطع به ریاست جمهوری با رای اکثریت ملت رسیده‌ام. نمی‌دانم چرا اینجا همه از ندا از من سوال می‌پرسند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هاله‌ی نورم امروز خراب بود. نیم‌سوز شده است. باید عوضش کنم. روشن و خاموش می‌شد. جلسه بسیار شلوغ بود. جای سوزن انداختن نبود. عده‌ای سر نشستن بر صندلی‌‌ها باهم دعوایشان شد و یقیه‌ی هم را گرفتند. اسفندیار رفت ارشادشان کرد. اینجا گویا امر به معروف رایج نیست. گشت ارشادی چیزی نیست که بگیردشان تا یک دو روزی آب خنک بخورند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سران دنیا همه بودند و فقط جای فاطمه رجبی تصدقش بروم خالی بود. بعد از اتمام سخنرانی 100 نفر از سران دنیا آمدند تا از من امضا بگیرند. و روش‌های مدیریتی را برای کشورشان از ما کپی برداری کنند. جزوه‌هایم را دادم متکی برایشان زیراکس کند. آخر شب هم با بچه‌های بسیجی مینوستا و یوتا دیدار داشتم. دیداری پر از معنویت و مهرورزی. یکی از ایرانیان بلند شد تا از من سوالی بپرسد. فکر کنم جیره‌خوار انگلیس و عمو سام بود. فرستادیمش بیرون تا با نوشابه ازش پذیرایی شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا به کوررنگی هم مبتلا شدم. نمی‌دانم از عدسی دیشب بود یا از هات داگ دیروز ظهر. همه جا را سبز می‌بینم. در بلاد کفر دکتر نمی‌روم. این امریکایی‌های شیطون خوب فارسی حرف می‌زنند. هر جا ما می‌رفتیم جمع می‌شدند و برایمان نذر و دعا می‌کردند. آقا حفظشان کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن پسرک اسپانیولی را هم دیدم. حسابی قد کشیده بود. از شدت خوشحالی داد می‌زد و با همان زبان خودشان به من می‌گفت: ف... یو. کاش کامران دانشجو اینجا بود تا سفارشش را می‌کردم برایش فوق لیسانسی دکترای معتبری کنار بگذارد. این بود انشای امروز من. تا فردا که باز در دفترم بنویسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: وبلاگ سرزمین رویایی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-4095112291959297386?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/4095112291959297386/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3305.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4095112291959297386'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4095112291959297386'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3305.html' title='از دفترچه‌ی خاطرات یک کودتاچی!'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1603706657255637609</id><published>2009-09-25T06:01:00.001-07:00</published><updated>2009-09-25T06:01:40.911-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>گزارشی از مراسم بدرقه پیکر پرویز مشکاتیان</title><content type='html'>صبحگاه دوم مهر، مراسم تشییع پیکر نوازنده و آهنگساز بزرگ موسیقی ایران، شادروان پرویز مشکاتیان در میان استقبال باشکوه مردم هنرشناس و قدردان برگزار شد. این مراسم که از ساعت ۱۰ صبح و در مقابل تالار وحدت آغاز شده بود، هم‌دردان بسیاری را با خود همراه کرده بود که بعضی از شهرستان‌های دور و نزدیک و برخی از نقاط مختلف تهران آمده بودند تا برای آخرین بار با پرویز مشکاتیان وداع کنند. مشتاقان این اسطوره‌ی موسیقی ایرانی، از نخستین ساعات صبح امروز، با جامه‌های مشکی بر تن و عکس‌های استاد در دست، در خیابان شهریار گرد هم آمده بودند تا او را بدرقه کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتدای برنامه و به‌دلیل ازدحام جمعیت، اندکی ناهماهنگی و بی‌نظمی پدید آمد؛ ولی با درخواست‌های مکرر عباس سجادی، مجری برنامه، همگی حاضران به احترام پرویز مشکاتیان سکوت کرده و آماده‌ی شنیدن صحبت‌های سخنرانان مراسم شدند. پیش از آغاز سخنرانی‌ها، ابتدا پیامی از جانب استاد حسن کسایی، نوازنده‌ی شهیر نی قرائت شد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديروز شهريار فريوسفی و امروز پرويز مشكاتيان! هر لحظه خبری می‌رسد از رفتن ياری و من در اين ميان مانده‌ام به چه كاری؟ خبر كوتاه است؛ اما جانكاه... فيروزه‌ای كه از ديار نيشابوری به انگشتری ما رسيد و امروز كه اشكی به ياد يار از دست رفته و و آهی برای آنها كه امروز مانده‌اند، می‌ريزيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس استاد حسین علیزاده، همکار قدیمی مشکاتیان، چند کلامی پیرامون این فاجعه‌ی دردناک سخن گفت: شايد پرويز اين دلگرمی را ساليان سال در وجود تک‌تک شما حس كرده بود. برای من راحت نيست درباره‌ی كسی حرف بزنم كه امروز در ميان ما نيست؛ هر چند كه همه‌ی ما معتقديم پرويز نمرده است. آثار او و ياد او جاودانه است و معتقدم از بزرگترين ويژگی‌های او زلال بودن موسيقی‌اش بود كه در دل مردم می‌نشست و بی‌شک اين بزرگترين مرحله برای يک هنرمند است كه آثارش بر دل مردم بنشيند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با پرويز از دوران نوجوانی زندگی كرديم و باور نخواهيم كرد كه امروز اين زندگی از دست رفته است. او روح خود را فشرده كرد تا عصاره‌ی وجودش اهميت يابد. پس ما با او وداع نمی‌كنيم؛ زيرا شما به‌عنوان پشتيبانان موسيقی دل ما را گرم نگه می‌داريد تا ما راه خود را ادامه دهيم. اگر شما نبوديد، شايد اين موسيقی تا امروز خاموش شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از علیزاده، داریوش پیرنیاکان، نوازنده‌ی تار و سخن‌گوی خانه‌ی موسیقی با خواندن شعری، سخنش را آغاز کرد: «رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل / از كاروان چه ماند جز آتشی به منزل» و ادامه داد: پرويز را از نوجوانی می‌شناختم. چهارده، پانزده سال با هم همنوايی كرديم و بعد در دانشگاه تهران و مركز حفظ و اشاعه‌ی موسيقی و در ادامه در گروه «عارف» سازهايمان را كوک كرديم تا زيبايی‌هايی را كه مشكاتيان می‌آفريد، به صدا درآوريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اين‌روست كه از لحظه‌ی شنيدن اين خبر تا به الآن در شوک و ترديد هستم و باور ندارم كه پرويز از ميان ما رفته باشد. او هميشه جاودانه است و با زيبايی‌هايی كه در موسيقی آفريده، هيچ‌گاه از ياد ما نخواهد رفت. پس نيازی به معرفی او نيست، چون در اين جمع كسی نيست كه او را نشناسد. اما، امروز فرصت آن است تا دردهای يک جامعه‌ی هنری بازگو شود. امروز اين سؤال مطرح است كه چرا مشكاتيان در اوج پختگی و سازندگی و توانايی كه برای ساخت قطعات جديد داشت، بايد خانه‌نشين شود و چرا بايد هنرمندان در گوشه‌ی منزل خود دق كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا متوليان به وضع اسف‌بار موسيقی چاره نمی‌كنند و چرا اين وضعيت مثل خوره به جان موسيقی‌دانان و هنرمندان می‌افتد تا آنها را گوشه‌نشين کند؟ چرا او در اوج پختگی نبايد كارهايش را ادامه دهد؟ در واقع او وضعيت موسيقی و جايگاه آن را مناسب نمی‌ديد و به همين دليل مشتاقانش سال‌ها از او كار جديدی نشنيدند و اين بی‌شک به مسائل پيچيده‌ی فرهنگ امروز موسيقی ما برمی‌گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به اعتقاد پیرنیاکان، پرویز مشکاتیان نیازی به معرفی ندارد و درباره‌ی ویژگی‌های او سخن گفتن، توضیح واضحات است؛ اما باید به دنبال عواملی گشت که موجب «گوشه‌گیری، سکوت و مرگ» مشکاتیان شد. محمدرضا درویشی، آهنگساز و یار دیرین مشکاتیان هم سخنان پیرنیاکان را در همان جهت پی گرفت و گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیاری از موسيقی‌دانان نسل ما امروز خانه‌نشين هستند و خيلی‌ها فرصت هنرنمايی ندارند؛ چون وقتی صحنه را از هنرمند بگيرند، دق‌مرگ خواهد شد. پرویز مشكاتيان نمرد، او به قتل رسيد و نه به‌دست يک شخص، بلكه توسط شرايط ناجوانمردانه‌ی فرهنگی كه چند نسل در كشور ما حاكم بوده است و اگر ما بخواهيم دنبال مسئولان اين قتل بگرديم، جای كندوكاو بسياری‌ست. آيا مديران فرهنگی در اين دهه يک قدم برای موسيقی برداشته‌اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين اتفاق مگر در دوره‌های بسيار كوتاهی رخ داده باشد. مثلاً اولين اركستر سمفونيک خاورميانه در دوره‌ی پرويز محمود در همین تالار وحدت تشكيل می‌شود؛ اما اين اركستر امروز به چه روزی افتاده است؟ از آن زمان كدام هنرستان موسيقی تشكيل شده است؟ پس اين سؤال مطرح است كه جای حمايت مسئولان از موسيقی و موسيقی‌دانان چه می‌شود؟ اين صندلی‌های چرک كه مخصوص موسيقی‌ كشور در نهادهای مختلف است، هيچ خدمتی به موسيقی نكرده است هیچ، چوب هم لای چرخ موسیقی گذاشته است، و در اين ميان بزرگ‌مردی چون پرويز مشكاتيان می‌ميرد و اين سؤال مطرح می‌شود كه چه بر او گذشته كه او در این سن دق‌مرگ می شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه اتفاقی در موسيقی ما در حال شکل‌گیری است؟ آيا فرهنگ موسيقی ايران‌زمين برای مديران اهميت دارد؟ آيا هر روز كه يكی از بزرگان موسيقی مقامی در گوشه‌ی خانه‌اش دق می‌كند، كسی درباره‌ی آنها حرفی می‌زند؟ آيا ما امروز بر سر خاک حاج قربان‌ها می‌رويم و حواس‌مان به غلامحسين سمندری كه در حال مرگ است، هست؟ اين مرگ‌ها برای چه كسی مهم است؟ اينكه امروز بياييم در اينجا جمع شويم و بگوييم او استاد بزرگی بود، كافی نيست. زيرا اين جريان هم‌چنان ادامه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنان هوشمندانه، شجاعانه و بجای درویشی این بار به‌جای «صلوات» با تشویق گسترده و تأییدآمیز حضار مواجه شد. در این لحظه «آیین»، فرزند و یادگار استاد مشکاتیان به سختی و با اندوه فراوان به بالای سکو آمد و با بغض تکان‌دهنده‌اش از همگی حضار خواهش کرد به هنگام تشییع پیکر پدرش همچون او ساکت و نجیبانه رفتار کنند. اما بخش کلیدی و تأثربرانگیز مراسم را همایون شجریان، فرزند استاد آواز ایران رقم زد که علی‌رغم اندوه و بغض فراوان بلندگو را به دست گرفت و گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«از خودم چیزی ندارم که قابل پرویز را داشته باشد، یکی از آثار خودشان را اجرا می‌کنم.» اشکش را از گوشه‌ی چشم پاک کرد و شروع به خواندن تصنیف زیبای «قاصدک» از ساخته‌های مشکاتیان بر روی شعر مهدی اخوان ثالث کرد و انصافاً با وجود درد و غمی که آشکارا در صدایش نهفته بود، به‌خوبی از عهده برآمد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاصدک! هان چه خبر آوردی&lt;br /&gt;از كجا وز كه خبر آوردی&lt;br /&gt;خوش‌خبر باشی اما&lt;br /&gt;گرد بام و در من بی‌ثمر می‌گردی&lt;br /&gt;انتظار خبری نيست مرا&lt;br /&gt;نه ز ياری، نه ز ديّار و دياری باری...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش از سخنرانی آخر، داریوش پیرنیاکان از شورای شهر و شهرداری نیشابور هم تشکر کرد و اقدام آنها را در همکاری برای خاکسپاری مشکاتیان در جوار مقبره‌ی عطار، شجاعانه و قدرشناسانه خواند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرین سخنرانی اما جالب‌ترین قسمت بود؛ جایی که محمدحسین ایمانی خوشخو، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اندکی پس از شروع سخنانش با دست زدن و سوت‌های ممتد و اعتراض‌آمیز مردم نکته‌سنج و باریک‌بین مواجه شد و حتی خواهش‌های ملتمسانه‌ی مجری برنامه هم کارگر نیفتاد و کار به هو کردن آقای معاون وزیر کشید! مردم به سخنان ایمانی خوشخو وقعی ننهادند و او با وضعی حقارت‌آمیز و خفت‌بار سخنان خود را در میان هیاهوی حاضران به اتمام رساند. بغض مصنوعی و اندوه ساختگی‌اش هم کمکی به او نکرد؛ هرچند ادعا کرد «من هم از شما هستم!»، اما مردم نپذیرفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضور هنرمندان سرشناس موسیقی در این مراسم بسیار چشم‌گیر بود. محمد سریر، نصرالله ناصح‌پور، پری ملکی، هادی منتظری، بهمن رجبی، جمشید محبی، داود گنجه‌ای، کامبیز گنجه‌ای، پشنگ، اردشیر و اردوان کامکار، سعید فرجپوری، بهداد بابایی، کیوان ساکت، شروین مهاجر، علی جهاندار، صدیق تعریف، قاسم رفعتی، سیدعبدالحسین مختاباد، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش، سالار عقیلی، علیرضا شاه‌محمدی، علی قمصری، علی بوستان و... دیگر هنرمندان حاضر در این مراسم بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: وبلاگ هواداران همایون شجریان&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1603706657255637609?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1603706657255637609/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_902.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1603706657255637609'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1603706657255637609'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_902.html' title='گزارشی از مراسم بدرقه پیکر پرویز مشکاتیان'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1066388914714676575</id><published>2009-09-25T06:00:00.003-07:00</published><updated>2009-09-25T06:00:51.356-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>احمدی‌نژاد: اگر آزادی نبود، خاتمی هم باید در زندان می‌بود</title><content type='html'>رئیس دولت کودتا، در گفتگو با «ان پی آر» رادیوی سراسری آمریکا، تصریح کرد: من شخصا از اینکه کسی در زندان باشد، ناراحت و متأسف هستم ولی در جمهوری اسلامی ایران کسی بی دلیل به زندان نمی‏رود و هیچ کس به دلیل مخالفت با من، به زندان نرفته است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش پارلمان‏نیوز به نقل از ایرنا، رئیس دولت کودتا در پاسخ به سوالی در خصوص اظهارات خاتمی مبنی بر زندانی شدن افراد به دلیل اظهار نظر و تحت فشار بودن اعترافات بازداشتی های اخیر انتخابات، گفت: در ایران آزادی وجود دارد و همه می توانند اظهار نظر کنند. این نظر آقای خاتمی است و اگر این گونه بود، خود آقای خاتمی هم باید در زندان می بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمدی نژاد در پاسخ به پرسش مجری شبکه رادیویی «ان.پی.آر» مبنی بر بودن آزادی بیان در ایران ، آیا تضمینی وجود دارد که زندانیان حوادث اخیر آزاد و روزنامه های منتقد از حالت توقیف خارج شوند؟ گفت: ده ها روزنامه در ایران علیه من مطالبی عنوان کرده اند اما من از هیچ کدام از آنها شکایتی نکردم. دستگاه قضایی نیز در ایران مستقل بوده و طبق قوانین کشور عمل می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی در پاسخ به این سوال که آیا درست است که برخی معترضین به نتیجه انتخابات در ایران شکنجه و مورد تجاوز قرار گرفته اند و اظهارات آقای کروبی در این زمینه صحت دارد، اظهار داشت: چنین مطالبی صحت ندارد. اگر نیروهای امنیتی در این خصوص تخلفی انجام داده باشند ، دستگاه قضایی با آن طبق قوانین ایران قاطعانه برخورد خواهد کرد. کمیته رسیدگی به این موضوع در ملاقاتی با آقای کروبی در این خصوص از وی اسناد و اطلاعاتی خواستند که ایشان گفت به دلیل اینکه عصبانی بوده ، آن مطالب را عنوان کرده و اسناد و مدارکی در دست ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که در روز قدس کسانی بودند که شعار می دادند فلسطین را رها کنید و به فریاد ایران برسید، آیا مطرح کردن موضوع هولوکاست در روز قدس ابزاری برای کمرنگ کردن مسائل اخیر در ایران می باشد، اظهار داشت: این مطالب مبنایی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی تصریح کرد: ده ها هزار نفر در تهران تظاهرات کردند و چند هزار نفر هم حرف دیگری می زدند. این هیچ منافاتی با هم ندارد ، چرا که در ایران دموکراسی حاکم است و اکثریت حاکم حرفشان همین است که دولت می گوید. موضوع هولوکاست به هیچ وجه یک موضوع انحرافی نیست و نمی شود برداشت این چنینی از صحبت های من کرد. من بیشترین انتقادها را به سیستم اداره کشور داشته ام و این مطالب موضوع انحرافی نیست زیرا حرف من حرف مردم است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1066388914714676575?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1066388914714676575/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1733.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1066388914714676575'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1066388914714676575'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1733.html' title='احمدی‌نژاد: اگر آزادی نبود، خاتمی هم باید در زندان می‌بود'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-7980539047445578233</id><published>2009-09-25T06:00:00.001-07:00</published><updated>2009-09-25T06:00:24.656-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دردنامه ها'/><title type='text'>شب‏هنگام رو به روی اوین قدم بزنید، زندگی آن‏جا در جریان است</title><content type='html'>نوشین احمدی&lt;br /&gt;زندگی و رنج، شادمانی و امید و درد را توامان وقتی با همه وجودت لمس می کنی که شباهنگام در مقابل در اصلی «زندان اوین» زیر پلی دود گرفته و برساخته از آهن و سیمان قدم بگذاری و درحالی که ماشین‏های ون روشن در برابرت ایستاده‏اند تا یادآور شوند که حضور دارند، در کنار خانواده‏های زندانیان سیاسی بنشینی و از شعار «الله‏اکبر» تا «زندانی سیاسی، تولدت مبارک» فریاد کنی و در همان موقع هم خبر دستگیری‏های دیگری همچون بازداشت «آذر منصوری» را بشنوی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی زیر آن پل قدم می زنی، قهقه و اشک را هم زمان می بینی و ماشین هایی که حین عبور از کنار جمعیت، بوق می زنند: به علامت همبستگی با خانواده ها. وقتی در همان محوطه پرسه می زنی تا در میان جمعیت به طور اتفاقی به رخشان بنی اعتماد می رسی، که توانسته هفته پیش در سالن شلوغ و پلوغ «اریکه ایرانیان»، فیلم «زیر پوست شهر» دیروزش را بازتاب و جولانگاه «زیر پوست شهر امروز» کند، و تو در این تاریکی و همهمه، سلامی از سر سپاس به سویش بفرستی. حالا واقعیت زندگی شهر و دیارت را چقدر برهنه می بینی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی فخری خانم محتشمی پور را می بینی که چگونه «چیپس و پفک های روز تولد دو زندانی در بند» (محمد قوچانی و فیض الله عرب سرخی) را زیر انحنای زمخت تیر آهن های پل، می خورد و در پاسخ دختری جوان که از تو و او در مورد جنبش زنان می‏پرسد، دستانش را به سوی شهر دراز می کند و با خنده می گوید: جنبش زنان همین جاست، در تمام شهر تهران پخش شده، مردان که در زندان اند، مگر به جز زنان کسی هم مانده؟...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با خود فکر می کنم تا به کنون از چهره پر انرژی و «طنزگوی» فخری خانم تصوری نداشتم اما خوشحالم که چند سال پیش از همه این ماجراها، در جنبش زنان یاد گرفتم که از ورای «آن چادرهای سیاه» و «این روسری های کوتاه»، نقاط مشترک مان را بجویم و «ظاهر افراد» مبنای طبقه بندی مان نشود. حالا در این تاریکی مقابل اوین من هم به همراه فخری می خندم اگرچه همچون او، ژیلا، پرستو، مریم و... «آشنا و فامیل خونی» در زندان ندارم با این حال می خندم چون روحیه امیدوار و شادابش، وجودم را شارژ کرده پس همراه او «بذله گویی» هم می کنم، و تهدید اش می کنم که وقتی مصطفی تاج زاده از زندان آزاد شود به ایشان خواهم گفت که وقتی نبودید همسرت کنار زندان می آمد و می خندید و کلی کیک و پفک می خورد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما می دانم فخری هم احتمالا مانند من، وقتی «مضطرب» باشد؛ وقتی دلشوره زندانیان بی سرنوشت هموطن اش را دارد، وقتی دلش برای همسرش به اندازه همه دنیا تنگ شده، از قضا بیشتر شوخی می کند، همانطور که شب گذشته وقتی مینو خانم مرتاضی را در مراسم فوت مادرش دیدیم، او هم شوخی می کرد و مردان خانواده که در این مواقع معمولا چشم غره می روند، واقعا نمی دانند که ویژگی برخی از ما زنان همین است که وقتی «مضطرب» می شویم، و احساس خطر و ابهام پیدا می کنیم می خندیم و شوخی می کنیم تا نکند دیگرانی را که دوست شان داریم منقلب و پریشان کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ژیلا بنی یعقوب هم زیر پل تک و تنهاست و پوستری را که روی آن نوشته «بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار مستقل را آزاد کنید» نزدیک به سینه اش می گیرد تا کسانی که در تاریکی شب به سختی همدیگر را می بینند، به جای او «همسر روزنامه نگار دربندش» را ببینند. بهمن احمدی امویی ، اولین مردی بود که در راه احقاق «حقوق زنان» دادگاهی شد و حکم محکومیت برایش صادر کردند. او را به جرم «شرکت در تجمع زنان» در میدان هفت تیر در 22 خرداد 1385، بازداشت کردند و بالاخره 6 ماه حبس تعلیقی نصیب برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعدتر نیز در هر آن چه به «حقوق زنان» مربوط می شد گام به گام در کنار همسرش بود. امروز هم در زندان است، به خاطر احقاق «حق انتخاب» مردم اش. ژیلا بلند بلند می خندد و به خیال خودش خنده اش را برای همسرش می فرستد و بعد هم وقتی که قرار می شود شعار بدهیم، گلویش را پاره می کند، چون یک بار بهمن در ملاقات اش به او گفته صدای الله اکبر جمعیت را از «پشت نفس های گل ابریشم» شنیده است. چه امیدهای کوچک و قشنگی می آفریند این آرزوها و خیال ها، ... مثل عریانی زندگی؛ عین زندگی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهره ای آشنا با صورت گرد و معصوم اش از راه می رسد: «پرستو سرمدی» است که حالا به «پرستوی عاشقی» می ماند که به دنبال «جفت اش» به زیر این پل دود اندود کوچیده است. همسرش، حسین نورایی نژاد را تازه به همان جرم های کذا و کذا همچون دیگران در 26 شهریورماه دستگیر کرده اند. خیابان جلوی زندان اوین به راستی «گود» است و محل خوبی است برای تخم گذاشتن پرستوها. به پرستو نگاه می کنم و با خودم «فروغ» را زمزمه می کنم: «سبز خواهد شد، می دانم، می دانم، می دانم / و پرستوها در گودی خیابان اوین تخم خواهند گذاشت..».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در این میان عکس «شیوا نظرآهاری» است که در بین فرخنده احتسابیان و منصوره شجاعی دست به دست می شود تا هر کدام احساس کنند با نوشته روی آن شریک هستند. فرخنده، مادری از سلاله صلح و دوستی، پوستر را بالا می گیرد و می خواند: «شیوا نظرآهاری، فعال حقوق زنان و حقوق بشر را آزاد کنید». ژیلا می گوید خانواده شیوا برای تامین وثیقه از اول هفته در رفت و آمدند تا بلکه شیوا آزاد شود و همه در قلب هایمان آرزو می کنیم به زودی آزاد شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شب تولد است امشب. دو نفر از بندیان که یکی شان روزنامه نگار است در همین شب به جهان چشم گشوده، محمد قوچانی و عرب‏سرخی، اما هر دو زندان اند، پشت میله های اوین. نخستین بار است که در جشن تولدی، به زیر پلی از آهن سیاه و سیمان و دود و همهمه و غرش بی وقفه اتومبیل ها شرکت می کنم. بحث به ایده «تولد میرحسین موسوی» از سوی برخی از «سبزپوشان» می کشد و سپس ژیلا نقدهایی که برخی به آن دارند را نقل می کند. گویی عده ای «نکته سنج» به شدت مخالفت کرده و گفته بودند: «اسطوره سازی نکنید!».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با خود می گویم «جشن تولد گرفتن» واقعا کجایش «ابهت» دارد که کسی بخواهد با گرفتن جشن تولد «ابهت و اسطوره بسازد»! «تولد بازی» معمولا تداعی گر نوعی «سوسول بازی مدرن» است که هرچه در ذهنم می گردم غیر از عنصر «صمیمیت» و « اکشنی خانواده گرایانه »، چیزی از عناصر مردانه و خشن مانند ابهت و اسطوره و چه و چه. در آن نمی بینم. با خودم کلنجار می روم: لابد اگر می گفتند « مادربزرگ عمه آقای موسوی، فوت کرده و خوب است برای او مراسم باشکوهی بگیریم» شاید «مرگ پروران» ما کلی هم استقبال می کردند و همه بر سردر خانه هایشان به سرعت پرچم عزا می زدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بحث شرکت نمی کنم چون با این همه پرسش و بدبختی و ابهاماتی که در جامعه جریان دارد، صحبت های فرسایشی در این موارد اساسا چه دردی از جامعه بحران زده و جویای راه حل ما حل می کند؟ بی اختیار لبخند می زنم و با خودم می گویم این نیز بگذرد و راه می افتم تا این حرف و حدیث ها را باد با خود ببرد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می رویم آن طرف تر که تا حدودی روشن تر است. در همین حیص و بیص کسی می آید جلو و با صدایی مقطع و لرزان می گوید: شماها را که می بینم یاد عبدالله می افتم. ناگهان بغض اش می ترکد و قطره هایی را می بینم که بر گونه هایش می غلطد. در حالی که اشک چشمان اش جاری است با ما حرف می زند. جوری حرف می زند که به واگویه و درد دل شبیه تر است تا سخن گفتن. برادر «عبدالله مومنی» است... ناگهان حس کردم همه سنگینی پل همراه با بلوکهای سیمانی و تیر آهن های بدترکیب اش روی سرم خراب می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عبدالله مومنی را که به ندرت شاید فقط دو یا سه بار در سال در مراسم یا سمینارهای دانشجویی می دیدم، همیشه مایه شگفتی ام بوده است. وقتی از حرکت های مان در جنبش زنان از جمله کمپین یک میلیون امضاء صحبتی به میان می آمد، آنقدر در تئوریزه کردن حرکت های زنان، خلاق بود که موجب شگفتی ام می شد. وقتی دو سال پیش، یک تنه ویژه نامه ای به مناسبت 8 مارس (روز جهانی زن) در سایت ادوار نیوز منتشر کرد، در شگفت ماندم که واقعا ما خودمان در آن ضیق وقت، هرگز نمی توانستیم از پس چنین کاری برآییم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی پیش از انتخابات، در دفتر مجله توقیف شده «نامه» و با حضور صاحب امتیاز آن ـ آقای کیوان صمیمی ـ (که ایشان نیز با همه قلب بزرگش که لبریز از ایمان و آرزوهای انسانی است اکنون در زندان بسر می برد) در میان جمعی از دانشجویان او را دیدم، تحلیل‏هایش در ترسیم اوضاع سیاسی، باز هم مایه حیرت ام بود. فعالیت های پر حجم و فرهنگی عبدالله مومنی به همراه احمد زیدآبادی و دیگران همیشه مرا به غبطه و تحسین وا می داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به یاد می آورم وقتی پیش از رای گیری انتخابات ریاست جمهوری، برای آخرین سمینار «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات»، او را به میزگرد «مطالبه محوری: روش یا هدف؟» به دنبال نمایندگانی از چهار گروه زنان، دانشجویان سندیکالیست ها و سیاسیون می گشتم، شایسته تر از عبدالله مومنی کسی را برای نمایندگی از سوی جنبش دانشجویی که به مسایل جنبش زنان تا بدین حد اشراف داشته باشد، نیافتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی او را دعوت کردم چه راحت سفرش را ملغا کرد و متواضعانه پذیرفت که در میزگرد حضور یابد، هرچند آن پنل در میان حجم برنامه های سمینارمان کنسل شد و من هنوز از این بابت از عبدالله مومنی شرمنده ام... و حالا در سایه روشن پلی عبوس، برادرش بود که با قلبی شکسته و تحقیر شده از وضعیتی که شکنجه ها و اعتراف های فرمایشی برای برادر دلبندش ایجاد کرده بود، زار می زد.... رنج و درد زندگی بود که زار می زد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به سختی جلوی اشک ام را گرفتم و با همه وجودم گفتم: عبدالله مومنی، برای ما همان است که پیش از زندان بود، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. و با خود اندیشیدم که ای کاش او و همه کسانی که به دادگاه ها آورده شده اند حرف دل ما را بشنوند، و بدانند که ستایش و احترام ما نسبت به آنان، طی سالیان سال تلاش انساندوستانه فرهنگی شان شکل گرفته و با یک روز و دو روز که در چنین شرایط هولناکی بسر برده اند و حرف هایی 180 درجه متفاوت با عقایدشان زده اند، از بین نمی رود. ای کاش عبدالله مومنی و خانواده اش می دانستند که قلب ما آنان را به خاطر آن همه سال جان کندن و تلاش جانفرسایشان پذیرفته و برایشان ارزش و ارجمندی قائل است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای کاش خانواده های آنان می دانستند که هموطنان شان آنقدر متمدن شده اند که فهم کنند این مدافعان آزادی و عدالت «جرقه و شهابی نبودند در آسمان شب که به یک باره بدرخشند و خاموش شوند»، بلکه آنان خورشیدهای تابناک زندگی روزمره ما مردمان هستند که سال‏ها از پی سال و نسل ها از پی نسل، هماره در افق سرزمین مان تابیده اند. و از برکت تلاش وجودی شان ما به زندگی و آینده سرزمین مان امیدوارتریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال که آنان همچون بیماری که به یکباره درد و رنج بر جسم و جان اش سایه می اندازد و به بیمارستان منتقل می شود، هرقدر که در اغماء، «خودزنی» کنند و هر چقدر «زندگی» را به خاطر «هجوم بیماری مهلک»، نفی کنند، باورشان نمی کنیم. باورشان نمی کنیم و همیشه قدردان سال های پرتلاش زندگی شان برای بهبود شرایط هموطنان شان هستیم. به قول دوستی: اعتراف و خودزنی در این روزها مثل ازدواج، شتری است که ممکن است پشت در خانه هر فعال اجتماعی بنشیند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قدم زدن در خیابان گودافتاده اوین را ترک می کنیم تا به بخش دیگر «سرنوشت مان» برسیم و شوی دادگاه محاکمه «رشته علوم انسانی» را در قوطی جادویی «سیما»، نظاره کنیم و از خود بپرسیم: آخر چرا هیچ چیز و هیچ کس این روزها سر جای واقعی خود قرار ندارد، حتا انسان های نیمه جانی که می خواهند از «زبان» شان محکومیت علوم انسانی را بشنوند ولی یادشان رفته که پیش از آن «زبان اش» را بریده بودند و فقط قلم اش بود که هنوز سخن می گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: پایگاه اینترنتی مدرسه فیمینیستی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-7980539047445578233?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/7980539047445578233/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8909.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7980539047445578233'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7980539047445578233'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8909.html' title='شب‏هنگام رو به روی اوین قدم بزنید، زندگی آن‏جا در جریان است'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-3816560340214688796</id><published>2009-09-25T05:59:00.003-07:00</published><updated>2009-09-25T05:59:55.310-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>تنها نمایندگان ۴۵ کشور به سخنرانی رئیس دولت کودتا گوش دادند</title><content type='html'>با مشخص شدن اسامی کشورهایی که نمایندگان آنها در هنگام سخنرانی محمود احمدی نژاد اجللاس عمومی سازمان ملل را ترک کردند یا از ابتدا در جلسه حاضر نشدند، به تدریج معلوم شده که تنها 45 هيات در زمان سخنرانی احمدی نژاد در سالن حضور داشته اند که بسیاری از این هیات ها نیز توسط دیپلملت های رده پایین نمایندگی می شده است. به عقیده آگاهان به تاریخچه نشست های مجمع عمومی سازمان ملل، برخورد دیروز جامعه جهانی با سخنان احمدی نژاد، بی تردید یکی از گسترده ترین موارد تحریم سخنرانی یک مسوول سیاسی در تاریخ این نهاد بین المللی بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش جرس، محمود احمدی‌نژاد دیروز در حالی در مجمع عمومی سازمان ملل در حالی به سخنرانی پرداخت که نه تنها اغلب صندلی‌های نمایندگان کشورهای جهان خالی بود، که در بیرون جلسه نیز یک جمعیتی چند هزار نفره در اعتراض به وی دست به تظاهرات زده بودند. تعداد این جمعیت به حدی زیاد بود که معترضان کشورهای دیگر، که کشور یک میلیارد و چهارصد میلیونی چین نیز از جمله آنها بود، با مشاهده تعداد بسیار بزرگتر ایرانیان حاضر اعتراضات کمرنگی را به نمایش گذاشته یا بعد از مدت کوتاهی محل را ترک کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمود احمدی‌نژاد در چنین شرایطی در سخنانی چهل دقیقه‏ای که از سوی برخی ناظران "سخنرانی برای صندلی های خالی" توصیف شده است، خود را پشت گرم به "رأی قاطع ملت ایران" دانست و جمهوری اسلامی را "یکی از مردمی ترین حکومت های مترقی جهان" خواند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با اشاره به انتخابات اخير رياست جمهوری ايران، آن را "بسيار باشکوه و کاملا آزاد" توصيف کرد و با خبر دادن از آغاز "فصل نوينی برای شکوفايی ملی و تعاملات گسترده تر جهانی" در ایران، تاکید کرد که کشورهای غربی نمی توانند با دولت های متکی بر "مردم سالاری واقعی و حقیقی" مبارزه کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رئیس‌دولت کودتا بدون کوچکترین اشاره ای به پرونده هسته ای ایران اعلام آمادگی کرد که به حل مشکلات بین‌المللی کمک کند و خواستار "قیام جمعی کشورهای جهان" در برابر وضع ناعادلانه موجود شد. او همچنین راه نجات بشر را پیروی از پیامبران دانست و اعلام کرد که جهان برای رسیدن به آزادی، کمال، رشد، امنیت و آرامش و صلح باید در انتظار ظهور امام زمان و عیسی مسیح باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عدم اشاره احمدی نژاد به پرونده هسته ای، در حالی صورت گرفت که رييس جمهور آمريكا در سخنرانی خود در مجمع عمومی به حكومت هاى ايران و كره شمالى هشدار داد "اگر به خطرات ايجاد رقابت تسليحات اتمى در شرق آسيا و خاورميانه بى توجهى نشان دهند بايد پاسخگو باشند." باراک اوباما اعلام كرد اگرچه واشنگتن حاضر به مذاکره با تهران بر سر پرونده هسته ای است، اما "صبر آمريكا هميشگى نيست."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در واکنشی دیگر، گوردون براون نخست وزیر بریتانیا تهران را به انزوای بیشتر و تشدید تحریم‌ها در صورت ادامه روند فعلی فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی تهدید کرد. نیکولای سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه نیز هشدار داد که عواقب پاسخ "مبهم" دولت احمدی نژاد در خصوص فعالیت‌های هسته‌ایش‌"وخیم" خواهد بود. وی در عین حال، در جریان نطق خود در مجمع عمومی سازمان ملل، به پیشنهاد تهران مبنی بر مبادله کلوتید ریس که در ایران زندانی است با یک ایرانی متهم به قتل شاهپور بختیار اشاره کرد و آن را یک "باج‌خواهی غیرقابل قبول" دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در یک تحول مهم دیگر، ديميتری مدوديف، رئيس جمهوری روسيه پس از ديدار با باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا، در مورد نوع مواجهه با مسئله ايران اظهار داشت که "شايد تحريم امری اجتناب‌ناپذير باشد". تحلیلگران تاکید دارند پس از دیدار اوباما و مدودف، موضع دو کشور در خصوص ایران به هم نزدیک شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-3816560340214688796?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/3816560340214688796/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_4157.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3816560340214688796'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3816560340214688796'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_4157.html' title='تنها نمایندگان ۴۵ کشور به سخنرانی رئیس دولت کودتا گوش دادند'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1823838823586010733</id><published>2009-09-25T05:59:00.001-07:00</published><updated>2009-09-25T05:59:33.484-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>"فاصله‌ انداختن بین یادگاران امام و انقلاب خیانت است"</title><content type='html'>&lt;strong&gt;هاشمی رفسنجانی نسبت به حملات علیه خانواده بنیان‏گذار انقلاب هشدار داد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیت‏الله هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: "کسانی که از ابتدا با انقلاب اسلامی سازگاری نداشتند و راه امام خمینی را نمی پسندیدند، فرصت ابراز وجود پیدا کرده‏اند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس مجلس خبرگان رهبری صبح روز پنجشنبه در مراسم تجدید میثاق نماینگان این مجلس با آرمان‏های بنیان‏گذار انقلاب اسلامی ضمن بیان اینکه این روزها حتی محکمات رفتار امام را گاهی زیر سئوال می برند گفت: امیدواریم که هشیاری برادران ما در خبرگان رهبری که اکثرا از شاگردان مستقیم امام هستند و جوان ترها که از شاگردان غیرمستقیم امام هستند، موجب شود این وظیفه بزرگ را فراموش نکنند که پاسدار آرمانها و دستاوردهای امام باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به اینکه امروز شاهد شرایط جدیدی هستیم ‌اظهار داشت: "به نظر می رسد کسانی که از روز اول با این انقلاب سرسازگاری نداشتند و راه امام را نمی پسندیدند و مخالف بودند و همچنین قدرت‏های استعماری که فهمیده بودند که چه عامل بزرگی وارد تاریخ شده است ‌و برنامه ریزی کرده بودند، فکر می کنم فرصتی پیدا کرده‏اند تا دست آوردهای ملت ایران را مخدوش کنند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اهانت‏ها و توهین‏های مکرر به بیت امام گفت: "امروز به بیت امام و به شخص امام که اینها نباید از انقلاب جدا بشوند، حمله می شود. اگر روزی کسانی به خود اجازه بدهند که این بیت را و این آثار امام و یادگاران امام را از انقلاب جدا کنند و بین انقلاب و آنها فاصله بیاندازند ‌بزرگرترین خیانت را مرتکب می شوند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با بیان اینکه مجموعه آثار، افکار و بیت امام پایه اصلی تحقق انقلاب بودند، گفت: "انشاء الله این مجموعه در آینده شکوفایی های بیشتری پیدا بکنند ما واقعا باید پاسدار این ارزشها باشیم باید بدانیم هر پنجره ای که باز می شود و به یادگار امام خدشه وارد می کند، همه جا سرایت می کند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتنی است که بسیاری از چهر‏ها و بنگاه‏های خبری حامی کودتا در هفته‏های اخیر مطالب توهین‏آمیز بی‎سابقه‏ای نسبت سیدحسن خمینی، نوه بنیان‏گذار انقلاب اسلامی منشر کرده‏اند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1823838823586010733?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1823838823586010733/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3399.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1823838823586010733'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1823838823586010733'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3399.html' title='&quot;فاصله‌ انداختن بین یادگاران امام و انقلاب خیانت است&quot;'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-155491976189794758</id><published>2009-09-25T05:57:00.000-07:00</published><updated>2009-09-25T05:58:52.052-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>بیانیه محمدرضا شجریان در سوگ پرویز مشکاتیان</title><content type='html'>استاد محمدرضا شجریان، روز چهارشنبه یکم مهرماه ۱۳۸۸ پیامی برای زنده‌یاد پرویز مشکاتیان صادر کرد. متن این بیانیه که در سایت شرکت فرهنگی - هنری دل‌آواز منتشر شده به شرح زیر است؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه&lt;br /&gt;دلی از ما ولی خراب ببرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را در بهت و اندوهی سخت شنیدم. هنوز باور ندارم که ما را تنها گذاشته است. پرویز مشکاتیان برای روزگار ما نغمه‌های بسیار پرداخت و یاد آن سال‌ها را با هنر خود در حافظه ما ثبت کرد.&lt;br /&gt;موسیقی او در فراز و نشیب روزگار همراه ما بود، با محنت ما گریست، با شادی‌های ما شادی ‌و با شور و امید ما همدلی کرد. در آثار او صدای قلبی را می‌توان شنید که برای وطن و آزادی می‌تپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنج‌ها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند و‌ترجمه‌ی صادق و راستین زمانه خود باشد.&lt;br /&gt;پرویز یکی از این اندک‌شماران است، موسیقی‌دانی که ذوق تصنیف‌سازی‌اش، مهارت گروه‌نوازی‌اش، لطافت شاعرانه‌اش و تعهدش به آرمان‌های مردم، خاطره او را در هنر ایران زمین ماندگار خواهد ساخت. من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم.&lt;br /&gt;پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد‌رضا شجریان&lt;br /&gt;اول مهرماه ۱۳۸۸ - آمستردام&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-155491976189794758?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/155491976189794758/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/155491976189794758'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/155491976189794758'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_25.html' title='بیانیه محمدرضا شجریان در سوگ پرویز مشکاتیان'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-3704008093906362464</id><published>2009-09-24T09:26:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:27:10.891-07:00</updated><title type='text'>پشت صحنه یک دیدار در هتل اینترکانتینانتال نیویورک:</title><content type='html'>&lt;strong&gt;گپ‌و‌گفت‌های خصوصی رئیس دولت کودتا با دانشجویان از همه جا بی‌خبر امریکایی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حادثه هیچ گاه خبر نمی‌کند! چه کسی فکر می‌کرد بعد از یک روز طولانی پرخبر، وقتی تمام رسانه‌های رسمی و غیررسمی دنیا از تجمع سبزهای نیویورک در مقابل سازمان ملل متحد خبر می‌گیرند، وقتی هزاران سبز با اجتماع خود صدای رسای ایرانیان داخل کشور می‌شوند تا از نقض حقوق بشر در ایران بگویند، و در روزی که همه‌ی نگاه‌ها خیره به ترک سخنرانی ریس دولت کودتا توسط نمایندگان اغلب کشورهای جهان است، موج سبز آزادی سوژه گزارش ویژه‌اش را در ساعت یازده شب، آن هم در یکی از چهارراه‌های منتهی به هتل اینترکنتینال گیر بیاورد: از هتل محل اقامت آقای احمدی‌نژاد، وقتی نیویورک بعد از یک روز پر خطر دارد به خواب می‌رود. آنچه می خوانید دومین گزارش اختصاصی موج سبز آزادی است از سفر رئیس دولت کودتا به نیویورک و دیدار خصوصی وی با جمعی از دانشجویان آمریکایی در هتل اینترکانتیننتال نیویورک.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محل اقامت محمود احمدی‌نژاد پیش از این هم به یکی از موضوعات جنجالی سفر او بدل شده بود. ایرانیان مقیم امریکا فارغ از تدابیر شدید امنیتی پلیس نیویورک و اف بی آی می‌کوشیدند تا با پیدا کردن آدرس هتل و برگزاری تجمع مقابل آن صدای اعتراض ایرانیان داخل کشور باشند و در یک فرصت استثنایی از نزدیک گریبان احمدی‌نژاد را بگیرند و او را وادارند صدای خس و خاشاک را انکار نکند. اما آنچه خبرنگار موج سبز آزادی آن شب شاهد بود، داستانی است متفاوت. گاهی واقعا فکر می کنم خدا با ماست و گاهی به معجزه ها ایمان دارم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از صبح شایعاتی در جریان است مبنی بر این که عده‌ای بالاخره محل اقامت آقای احمدی‌نژاد را پیدا کرده‌اند. می‌گویند قرار است ریس دولت کودتا بعد از سخنرانیش در سازمان ملل، با میهمانان ایرانیش در هتلی حوالی همان جا دیدار کند. کسی نام و مکان هتل را هنوز نمی‌داند. تا عصر شایعات قوت می‌گیرد. کسی از بلندگوی سبزها خبر می‌دهد که او تصمیم گرفته بیاید در میان جمع! بعید هم به نظر نمی‌رسد! زیر سایه تدابیر شدید امنیتی شهر، می‌توانست کم‌هزینه‌ترین و پرصدا‌ترین رویارویی احمدی‌نژاد با سبزها باشد. البته نه در پیشگاه مردم ایران که در مقابل چشم جهانیان. عصر خبر تایید می‌شود: محل اقامت آقای احمدی‌نژاد هتل اینترکانتینانتال واقع در خیابان چهل و هفتم و خیابان پارک است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساعت از شش عصر هم گذشته. تجمع باشکوه سبزها تمام شده. مردمی که از صبح مقابل دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد و بعد مقابل مقر سازمان تجمع کرده‌اند آهسته آهسته متفرق می‌شوند. فردا برای نیویورکی‌ها یک روز تاریخی است. روزی که سبزها با طومار سبز اعتراضیشان پل تاریخی بروکلین را سبز خواهند کرد. همه می‌خواهند برای فردا آماده شوند و شهر دیگر آرام شده. من اما می‌روم مبادا چیزی را از دست داده باشم، مبادا اتفاقی بیفتد و از دستم برود. به سختی خودم را به هتل می‌رسانم. تمام خیابان‌ها را بسته‌اند. باید دور هتل را طواف کرد. آن‌جا که می‌رسم نزدیک به صد نفر سلطنت‌طلب و معدودی سبز پوش ایستاده‌اند اما همه علیه جمهوری اسلامی و موسوی و کروبی شعار می‌دهند: خوراک ۲۰:۳۰ جور است با سبزهای ضدجمهوری اسلامی! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از رفت و آمدها می‌شود حدس زد که در هتل خبری هست. هیات ایرانی یکی یکی می‌رسند. دو روحانی، خبرنگارهای صداوسیما و دیگر مدعوین. ورودی هتل پر است از پلیس. هر جا پا را بیرون بگذاری، پلیس برت می گرداند به خط و با شدت بهت تذکر می‌دهد. کمی دست دست می‌کنم. یک ماشین با شیشه دودی و چندین ماشین همراه و پلیس مقابل درب هتل توقف می‌کند. مردم مسیر پیاده رو را شروع می کنند به دویدن. فحش و شعار و ناسزا و خشم. اما رجب طیب اردوغان از ماشین پیاده می‌شود. او هم در همان هتل اقامت دارد. باقی تجمع به هو کردن میهمانان و فحشهایی از جنس سلطنت‌طلبانه می‌گذرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک نفر رد می‌شود، بغل دستی‌ام می‌گوید: «این مردک هم از این احمدی‌نژادی‏هاست! فحشش بدهید.» حوصله کلنجار رفتن و نای حرف زدن ندارم تا بگویم این مردک «اسفندیار» کابینه احمدی‌نژاد است. حوصله پرچم‌های شیروخورشید و این نمایش مضحک و شعارهایشان را هم ندارم. مطمئنم که احمدی‌نژاد داخل هتل است و از هیچ جایی قرار نیست بیرون یا تو بیاید. حمید رسایی که داخل می‌شود، سر راه پاسخ شعارهای معترضین را هم باخنده‌ای رکیک می‌دهد. خنده آزاردهنده‌ای که گوشه لب مشایی هم هست و یادآور صورت احمدی‌نژاد در شب مناظره است. روحانی دیگر اما زیاد از این بازی‌ها بلد نیست. میرتاج‌الدینی بیشتر شکفت‌زده است تا هر چیز دیگر. ترجیح می‌دهم رها کنم و وقتم را بگذارم برای تنظیم گزارش رویدادهای امروز. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فکر می‌کنم روایت امروز را از کجا باید شروع کرد؟ از وقتی مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل، نام زندانیانمان را صدا زدیم یا از اجرای هنری کیوسک که آهنگش را تقدیم کرد به شورای نگهبان و گفت: «درباره مسایل کشوری که هفتاد درصد جمعیت آن زیر سی سال است، چرا باید چهار تا فسیل هفتصد ساله تصمیم بگیرند؟»، یا از سخنرانی دنیس هالیدی حقوق‌دان و فعال برجسته حقوق بشر امریکایی که علیه هر گونه سناریوی نظامی و علیه تحریم‌های اقتصادی سخن گفت. دارم فکر می‌کنم و راه می‌روم. خیابان به خیابان راه می‌روم تا برسم به کافه‌ای مناسب نشستن. یک کافه باز چند خیابان آن طرف‌تر از هتل است. وارد می‌شوم. و این تازه آغاز ماجراست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پشت سرم چهار پنج جوان امریکایی نشسته‌اند و از مجلس کسالت‌آور و مضحک و در عین حال مشکوکی حرف می‌زنند که من فقط در میان حرف‌ها اسم محمود احمدی‌نژاد و سیاست خارجی ایران و روابط ایران و امریکا را می‌شنوم. صورتم را برمی‌گردانم. پشت سرم سه تا دختر و یک پسر امریکایی نشسته‌اند. به سلامتی احمدی‌نژاد با لحنی گزنده یک جرعه از لیوان‌شان را سر می‌کشند و بعد قاه قاه می‌خندند. کنجکاوی دارد دیوانه‌ام می‌کند. در لحنشان حسی از توهین و تحقیر و تمسخر را یکجا دارند. می‌پرسم: «آیا درباره احمدی‌نژاد، ریس جمهور ایران دارید بحث میکنید؟» و جوابشان بله است. می‏گویم درباره‌اش چه فکری می‌کنید؟ و جواب عین پتک می‌خورد توی سرم. گیج و منگ. دوباره سوالم را تکرار می‌کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما جواب همان است: «فکر کردم شاید اگر با او دیدار داشته باشم نظرم عوض شود، ولی به نظرم هنوز همان قدر شخصیت آزاردهنده‌ایست که بود!» دیدار؟ امشب؟ شخصیت آزاردهنده؟ سوال و جواب‌های من با آن‌ها شروع می‌شود و من هر لحظه مثل آتش زیر خاکستر فوران می‌کنم. یعنی آقای احمدی‌نژاد امشب با یک عده دانشجوی امریکایی مهمانی گرفته است؟ بله! و چه زیرکانه به خیال خودش: با حدود صد و بیست دانشجوی لیسانس از دو ایالت دورافتاده مینوستا و یوتا! یکی‌شان می‌گوید:«میهمان آقای احمدی‌نژاد بودیم و قرار بود در یک جلسه گفت‌و‌گو درباره مسایل ایران و امریکا گفت‌وگو کنیم.» می پرسم: «رشته شما؟» و دختر علوم سیاسی می‌خواند اما هیچ شناختی نه از خاورمیانه دارد، نه ایران و نه حتی سیاست خارجی آمریکا، برایم پاسخ مثل روز روشن است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرض بگیرید که ریس جمهور حبشه امروز به ایران سفر کند و در اولین روز از بازگشایی دانشگاه‏ها برای صد و بیست نفر از دانشجویان ایرانی دعوت نامه‌ای بفرستد و بخواهد با آن ها دیدار کند. فکر می‌کنید هر کدام از ما در بهترین حالت چه سوالاتی درباره مسایل داخلی حبشه از او خواهیم پرسید؟ آیا این کشور ناقض حقوق بشر است؟ آیا فرایند انتخابات در این کشور دموکراتیک است؟ آیا مردمش از حاکمان احساس رضایت می‌کنند؟ این سوال ها را مرور کنید و یادتان باشد که آمریکا کشوری است که در آن حتی سارا پیلن (کاندیدای معاون اولی ریاست جمهوری از حزب جمهوری‌خواه امریکا) نمی‌داند افریقا نام یک قاره است یا یک کشور. با عجله از آن ها جدا می‌شوم شاید هنوز دیر نشده باشد و به تعداد دیگری از این مدعوین هم بربخورم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنوز پا را از کافه بیرون نگذاشته‌ام که دختر صدایم می زند و برگه‌ای را بهم می‌دهد که از طرف دعوت‌کنندگان به آن‌ها داده شده بوده تا بر اساس آن از احمدی‌نژاد سوال بپرسند. برگه را مچاله می کنم توی دستم و چهار بلوک مسیر کافه تا هتل را یک نفس می‌دوم. مقابل هتل خلوت شده. پلیس ها دیگر آن خشونت و عصبانیت قبلشان را ندارند. دیگر دنبال میهمانان محجبه و یقه‌های بی‌کروات نیستم. دامن های کوتاه، یقه‌های باز، کروات‌های رنگی و دختران و پسرانی که دست در دست هم با دفترچه‌های کوچکی از در هتل بیرون می‌آیند تا تازه بروند شب‌نشینی شبانه‌شان را در نیویورک شروع کنند. آن‌ها گروه گروه بیرون می‌آیند و من دستگاه ضبط صدایم روشن است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می‌پرسم: آیا مهمانی شام بود؟ بله! به ما شام مفصلی دادند. غذای ایرانی و ماست و خیار و مرغ و برنج و چند مدل غذای ایرانی دیگر. آیا هیچ دانشجوی ایرانی هم داخل سالن بود؟ بینشان اختلاف است. یکی می‌گوید بود، یکی می‌گوید نبود. شایعه این است که پسری بلند شده، صدایش را مفهوم نشنیده‌اند، اما گویا پسرک ایرانی بوده، تنها ایرانی جمع. گفته: «می‌خواهم سوالی بپرسم.» احمدی‌نژاد صدایش می‌زند جلو و بعد محافظین ایرانی داخل سالن او را به ماموران بیرون تحویل می‌دهند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از دخترها ادامه می‌دهد: «وقتی اومدم بیرون یه سیگاری بکشم دیدم دوستش یا خواهرش داشت دور و بر هتل دنبالش می‌گشت و از مامورها سراغشو می‌گرفت» می‏پرسم: از شبکه‌ها و رسانه‌ها و خبرنگاران چی؟ «هیچ کس اجازه ورود نداشت، جز تلویزیون دولتی ایران» یک سناریوی دیگر؟ آن هم درست همزمان با آغاز به کار دانشگاه‏های ایران که هنوز معلوم نیست شما رخصت باز شدنش را بدهید یا نه؟ یک سناریوی صداوسیمایی که قرار است نشا‌نمان بدهد چطور همه مردم جهان (صدوبیست تا دانشجوی یوتا و مینوستا به عنوان نماینده آنها) ریاست جمهوری شما را پذیرفته‌اند و عنقریب است که به اسلام بگروند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوالها را هم که از قبل روی یک ورق کاغد دیکته کرده‌اید تا مطمئن باشید آن‌ها مجبور نخواهند شد برای مهیا شدن به خاطر این جلسه حتی یک سرچ ویکی‌پدیا از خودشان انجام دهند. مبادا حقایقی را بفهمند و درباره رابطه کامران دانشجو، سرقت علمی و سلامت انتخابات سوال کنند. می‌پرسم: آیا جلسه را ضبط کرده‌اید؟ یا فیلم، عکس یا هیچ چیزی از این مراسم که بخواهید با من به عنوان یک همکلاس ایرانی قسمت کنید؟ به ما اجازه ندادند که دوربین و هیچ چیز دیگری و حتی موبایلهایمان را داخل سالن ببریم. یاد «دعوت به مراسم گردن زنی» ناباکوف می افتم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می‌پرسم: «هیچ سوالی درباره وضعیت دانشجویان؟ دانشجویان زندانی؟ زندانیان سیاسی؟ احضارهای کمیته انضباطی دانشگاه‌ها؟ دانشجویان ستاره‌دار؟ حمله به کوی دانشگاه تهران؟ اخراج اساتید؟ دست کم مهارجرت و فرار مغزهای ایرانی؟» و جوابش انقدر قاطع است که حتی قادر به ترجمه‌اش نیستم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Not a single question about students in Iran and not a single question about political prisoners&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن‌ها طوری به چشم‌های متعجب من خیره شده‌اند که انگار اصلا باورشان نمی‌شود کسی یک شام ساده را این قدر جدی گرفته باشد. حق هم دارند. آخرنمی‌دانند معجزه ۲۰:۳۰ در ایران از چه قرار است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می گوید تعداد زیادی از افراد دولت و اساتید دانشگاهی، مثل آقای الهام، و سه نماینده اقلیت‌های مذهبی زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان احمدی‌نژاد را همراهی کرده‌اند. دیگر بقیه را به خاطر نمی‌آورد. یکی‌شان می‌گوید: البته یکی دو سوال درباره نقض حقوق بشر هم پرسیدیم. می‌پرسم: درباره وقایع پس از انتخابات؟ درباره کسانی که در تجمعات قانونی مسالمت‌آمیز کشته شدند؟ درباه وضعیت زندان‌ها؟ شکنجه‌ها؟ اعتراف‌های تلویزیونی؟ گوشش با این لغات بیگانه است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیش از این هم حوصله جواب دادن به من را ندارند. یک شب را از یوتا ومینه‌سوتا به نیویورک آمده‌اند و تا همین الآن هم نیمی از شب‌شان گذشته به دیدن محمود احمدی‌نژاد. نیم دیگرش را هیچ دلشان نمی‌خواهد با من تباه کنند. گروه دومی که از هتل بیرون می‌آیند خیلی عجله دارند. تمام مسیر را دنبالشان می‌دوم. سر چهارراه‌ها و خیابان‌ها وحشت‌زده اطرف را می‌پایم مبادا تعقیبی در کار باشد. این گروه داستان اخراج پسرک بینوای ایرانی از سالن را از سر تا ته تعریف می‌کنند. ایمیل‌هاشان و کارت‌هایمان را رد و بدل می‌کنیم. کنجکاوتر از گروه قبلی به نظرم می‌رسند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از این جلسه برای‌شان سوالاتی پیش آمده‌ که می‌خواهند بپرسند و من قول می‌دهم که به تک تک آن ها جواب بدهم. اما از شنیدن روایت من از رویدادهای ایران شوکه‌اند. ساعت دوازده شب گوشه خیابان‌های نیویورک، آن‌ها از یوتا و من از تهران! و من دارم برایشان از وضعیت این روزهای تهران می‌گویم. از آنها می‌خواهم که یادداشت‌های‌شان را با دانشجویان ایرانی هم قسمت کنند، تا آن‌ها هم بدانند در جلسه آن شب چه گذشته است. می‌گویم می‌دانید به همین سادگی و به دستور دوستان و حامیان آقای احمدی‌نژاد دوستان ما توی خیابان‌های تهران به جرم پرسیدن سوالاتی مشابه همین‌هایی که ایشان امشب با شما در یک محفل دوستانه و گرم و با پذیرایی شام و شربت و شیرنی در میان گذاشتند، دارند کتک می‌خورند و بعضا کشته می‌شوند؟ به زندان می‌افتند و هر صبحشان را تحت فشار و ترس شب می‌کنند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برایشان شرایط دانشجویان ایرانی و استفاده‌ای که از آنان در این مراسم خواهد شد و ماجرای شوی تلویزیونی و اعترافات زندانیانی که در وقایع پس از انتخابات به زندان افتاده‌اند و جایگاه صداوسیما در میان مردم را توضیح می‌دهم. از دروغ‌هایی که هر روز می‌شنویم و خطراتی که از سر میگذرانیم و امیدهای جنبش سبز. موقع تنظیم گزارش ایمیلی از یکی از این دانشجویان به دستم می‌رسد که ترجیح می‌دهم بدون اشاره به نامش متن ایمیلش را برایتان بیاورم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Hello, My name is [...], you spoke with me earlier(I was in the black suit with a [...] tie). I was interviewed by the Iranian media after I participated in the discussions. I want to share with you what they asked me and how I answerer in case the Iranian media splices what I have to say, I want people to know the truth! Here is my phone number: [...] I trust you will keep it to yourself. PleAse call me tomorrow before 10:00 am. my friends and I are compiling our notes and making copies to sent to you&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مسیر خانه‌ام. خواب دیده‌ام؟ برگه سوالات محمود احمدی‌نژاد از دانشجویان امریکایی پیش رویم است. پرویز مروج که هماهنگ‌کننده جلسه بوده را نمی‌شناسم. مشخصاتش اما بالای صفحه است. بخش اول سوالاتی است که گویا در دیگر نشست‌های «دوستانه» احمدی‌نژاد با دانشجویان امریکایی از ایشان پرسیده شده. سوال اول درباره مساله ایران و توسعه هسته‌ای است. سوال دوم، نحوه حمایت ایران از اقلیت‌های مذهبی و سوال سوم درباره چگونگی اداره سیاسی ایران، سیستم‌های سیاسی سه جزیی و مساله انتخابات. در بخش دوم سوالات پیشنهادی برای این جلسه است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوال اول: چگونه ایران می‌تواند با امریکا همکاری داشته باشد؟ سوال دوم: ایران و امریکا در صورت برقراری رابطه با هم به چه دستاوردهایی خواهند رسید؟ در این بخش به موضع صلح‌طلبانه ریس جمهور ایالات متحده امریکا، باراک اوباما در رابطه با منطقه، نقش تاریخی ایران در کمک به همپیمانان غربی‌اش در جریان جنگ جهانی دوم و اشاره هیلاری کلینتون به همکاری ایران با امریکا بر سر مسایل افغانستان اشاره شده است. بله! واقعا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است! آقای احمدی‌نژاد! خجالت بکشید! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان را در ایران به خاطر بحث و تبادل نظر و بر سر همین سوالها به گروگان گرفته‌اید، در تدارک یک انقلاب فرهنگی برآمده‌اید، گور دانشگاه و دانشگاهی و هنرمند و نویسنده را کنده‌اید، احضاریه دادگاه انقلاب برای دانشجویان به دانشگاه‌ها می‌فرستید، به جرم سخن گفتن از دموکراسی (فواید همکاری ایران و آمریکا که پیش‌کش) مثل آب خوردن برای دانشجویان ایرانی احکام انضباطی و توبیخ و تنبیه و مشروط و رد صلاحیت و اخراج صادر می‌کنید، با گذاشتن یک ستاره جلوی نامشانآینده زندگی آنها را تباه می‌کیند، آن وقت در سفر امریکا با تدابیر امنیتی و اطلاعاتی شدید، بدون اجازه ورود حتی یک دانشجوی ایرانی به درون سالن، با دانشجویان دو ایالت دور افتاده امریکایی دیدار می‌کنید تا بیایید ایران و در نظرآباد کرج افتخار کنید که با آمریکایی‌ها شام خورده‌اید و همه مسحور سخنان گهربار شما شده‌اند؟ (راستی! امیدوارم هنوز فکر نکنید زبان‌شان اسپانیولی است). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه‌هایمان را بسته‌اید، روزنامه‌نگاران و دانشجویان و اساتید و وکلا و وزرا و سفرای فرهنگی ایران را به بند کشیده‌اید و حتی به آنان اجازه دیدار با وکیل نمی‌دهید، آنها را وامی‌دارید زیر فشار بازجویان شما در مقابل دوربین تلویزیون ظاهر شوند و بگویند اشتباه کرده‌اند که یک مقاله پنج صفحه‌ای درباره‌ی نظامهای سلطانی نوشته‌اند، آن وقت این طرف دنیا در گپ و گفت خودمانی‌تان از دانشجویان امریکایی نظرشان را درباره نظام‏های سه وجهی که نمونه‌اش سلطنت انگلیس است می‌پرسید؟ حالا دیگر انقدر ما بیگانه شده‌ایم و آنان دوست؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشحالم که این بار پته‌ بی‌آبرویی‌تان روی آب است و سران جهان که موقع سخنرانی شما هاله نور می‌دیدند و از شدت تمرکز مژه هم نمی‌زدند، امسال کمی مژه زدند و صندلی‌های خالی‌شان را مستمع سخنان شما کردند. خوشحالم که این اتفاق فقط توسط سران غرب نیافتاد، لبنان و مالدیو و آلبانی و همه و همه رفتند و شاید حتی به تعداد انگشتان دو دست هم رییس دولت در سخنرانی شما ننشست. اسفندیار البته خیلی با هیجان کف می‌زد وقتی سخنرانی تمام شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به موج آفرینی سبز بعدی فکر می‌کنم. به بهانه شروع به کار دانشگاه‌ها و به پاس آزادی بیان و اندیشه با خودم می‌گویم باید پاسخ سوالات آقای احمدی‌نژاد از طرف دانشجویان ایرانی هم داده شود. تبادل و تعامل فکری دانشجویان ایرانی با این جمع از دانشجویان امریکایی (که حتما بسیار سالم و پاک بوده‌اند که آقای احمدی‌نژاد با آنها چنین سوالاتی را در میان گذاشته و با آنها دیدار کرده) بسیار می‌تواند مفید باشد. برای نزدیک شدن دو ملت هم مفید است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-3704008093906362464?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/3704008093906362464/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8804.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3704008093906362464'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3704008093906362464'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8804.html' title='پشت صحنه یک دیدار در هتل اینترکانتینانتال نیویورک:'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-2746282328919080860</id><published>2009-09-24T09:25:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:26:32.651-07:00</updated><title type='text'>باید متصدیان حکومت را تحت فشار و ارشاد قرار داد</title><content type='html'>&lt;strong&gt;نامه مهم آیت‌الله طاهری اصفهانی به آیت‌الله منتظری:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیت‌الله طاهری اصفهانی به مناسبت فرارسیدن ایام مبارک عید فطر در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله العظمی منتظری، ضمن تقدیر از مواضع شجاعانه و روشنگرانه ایشان در باب واقع پس از انتخابات، بر لزوم ارشاد و اصلاح شیوه سرکوبگرانه متصدیان حکومت پافشاری کرد و از انحراف جریان حاکم از خط امام و انقلاب اظهار نگرانی کرد. متن کامل این نامه به شرح زیر است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسمه تعالی&lt;br /&gt;حضور محترم فقیه و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی آقای منتظری ادام الله ظلّه العالی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با سلام و تحیّت و تبریک عید سعید فطر و آرزوی سلامتی و طول عمر با برکت حضرتعالی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لازم می دانم مراتب قدردانی و حمایت خود و روحانیت مسئول و آگاه را از مواضع روشنگر و شجاعانه شما در مورد وقایع دردناک و حوادث تأسّف بار ماههای اخیر به جنابعالی که از عالمان عامل و بنیان گذاران و مجاهدان زجردیده نهضت اسلامی و از یاوران اصلی قبل‌الفتح امام راحل(ره) می باشید ابلاغ نمایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدون شک برای شما و کسانی که عمر و سلامت و عزیزان خویش را برای باز شدن سفره رحمت و عدالت و حریّت و آبادانی این سرزمین تقدیم نموده‌اند مشاهده‌ی مهمانان ناخوانده و فرصت‌طلب که ناخواسته بر سر این خوان، به یغما و غارت دین و کیان ملّت و کشور و نظام و خون پاک شهیدان و مجاهده ی ملّت مسلمان و انقلابی مشغولند بسیار سخت و چه بسا مستوجب ندامت و پشیمانی است. روح حسّاس و قلم و زبان و دل و دیده‌ی نگران آنها پیوسته در تکاپوی اصلاح و نجات می‌کوشد و مأیوسانه در صدد جبران و بازگرداندن مسیر به مقصدی هستند که به مردم وعده داده‌اند اما هیهات که کنار راندن انقلابیون و یاران امام(ره) و وارثان حقیقی نظام یعنی مردم و جایگزین کردن فرصت طلبان، متملّقین و ریاکاران و داخل کردن نظامیان در سیاست و ترجیح خشم و دشمنی و نفرت بر عقل و پند و حکمت و تخویف و تخفیف آحاد ملت و نخبگان برای چند صباحی حکومت فجایعی آفرید که زدودن آثار سوء آن از دامن نظام وروحانیت کاری سخت بلکه ناشدنی است. مع الاسف هوش و گوش پندگیران و کسانی که به حکم شرع و عقل و قانون ملزم به تهذیب نفس و تضییق رفتار تحکّم آمیز و قهریّه با مخالفان و ضعیفان هستند آنچنان سخت و سنگین شده که هر اعتراض به حقّ و قانونی را از ناحیه ی باطل و بیگانه و دشمن فرض میکنند و با اینگونه افراد به زشت ترین و ضدّ اسلامی ترین روشها برخورد می نمایند که نمونه هایی از آنرا هم اکنون در زندانها و دادگاههای غیر قانونی مشاهده می نماییم. از همه تأسف بارتر این است که کلیه ی اعمال و رفتار خود را به شرع مظلوم منتسب نموده و با مقدس ترین چهره های اسلامی مشابه سازی می نمایند، حبّ الدّنیا یعمی و یصمّ و یبکم. روحانیت شیعه هم اکنون در معرض آزمون بزرگی است. برای حفظ نظام جمهوری اسلامی و رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی که به صراحت در قانون اساسی و منشور انقلاب آمده است باید متصدیان حکومت را تحت فشار و ارشاد قرار داده و دراین امر خطیر اولین مرحله، عمل به اصل مهم امر به معروف و نهی از منکر و النصیحه لِاَئمّه المسلمین است که خدای ناکرده در صورت غفلت همگی معاقب و در برابر شهدای عزیز و تاریخ و مردم مواخذ خواهیم بود. خداوند منّان همگی ما را در راه اصلاح خود و جامعه موفق و به حضرتعالی عزت و توفیق مزید عطا فرماید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انشاء الله&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و السّلام علیکم&lt;br /&gt;سید جلال الدّین طاهری&lt;br /&gt;30 شهریور 1388&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-2746282328919080860?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/2746282328919080860/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_9596.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2746282328919080860'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2746282328919080860'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_9596.html' title='باید متصدیان حکومت را تحت فشار و ارشاد قرار داد'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-976944384083370921</id><published>2009-09-24T09:24:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:25:41.528-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>بعد از صد روز شکنجه، تجاوز و سرکوب مردم ایران و از تریبون سازمان ملل متحد:</title><content type='html'>&lt;strong&gt;رئیس دولت کودتا به جنایات خود اقرار کرد!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رئیس دولت کودتا، بالاخره بعد از صد روز به تجاوزها، شکنجه‌ها و سرکوب‌های سه ماهه اخیر خود اعتراف کرد. او ترجیح داد از تریبون سازمان ملل این اعترافات را بکند تا صدایش رساتر به همه جهان برسد. شیوه اعتراف او هم طبق معمول با چرخاندن انگشت اتهام به سوی دیگری بود که البته بنا بر شناختی که همگان از این شخصیت دارند این امر به هیچ عنوان شگفت‌آور و غیر منتظره نبود. اصولا آنان که به دنبال پنهان کردن گناه و اشتباه خود هستند، می‌گردند تا کسی را پیدا کنند و همه چیز را به گردن او بیندازد و در این بین چه مقصری بهتر از یک مشت واژه موهوم از قبیل، استکبار، غاصبان، ظالمان، تروریست‌ها و کلمات قصاری از این دست که اصولا هیچ ضمیر معلوم و مشخصی هم ندارند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دقایقی پیش سخنرانی رئیس دولت کودتا  در سازمان ملل در حالی پایان یافت که سالن تقریبا از جمعیت خالی شده بود. به نظر می‌رسد ترک سالن در حین سخنرانی احمدی‌نژاد از دو حالت خارج نباشد: یا ترجمه حرف‌های او به انگلیسی برای بسیاری از کسانی که در سالن نشسته بودند قابل فهم نبود که الیته در این صورت باید حق را به آن مترجم بد اقبال داد که در برگرداندن مشتی عبارت مبهم و بی‌معنا که حتی در زبان مبدا هم معنای واضحی ندارند چه برسد به زبان مقصد(!) مجبور شد ثانیه‌هایی را سکوت کند. یا هم اینکه حضار به قدر کافی هوش و بصیرت داشتند که مصداقی جز خود احمدی‌نژاد و هم پالکی‌هایش را برای سخنانش نیابند و به دلیل وقوف به این امر ترجیح دادند سالن را ترک کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمدی‌نژاد در حالی پشت تریبون سازمان ملل، به عنوان نماینده غیرقانونی هفتاد میلیون ایرانی لب به سخن گشود که هزاران ایرانی معترض سبزپوش در مقابل سازمان ملل و در اعتراض به حضور وی در نیویورک تجمع کرده بودند. همچنین رئیس دولت کودتا در حالی به خود اجازه داد از لفظ تجاوز و زندان‌های غیرقانونی صهیونیست‌ها و شکنجه فلسطینیان به دست آنان سخن بگوید که هنوز آثار شکنجه بر تن و روح صدها جوان ایرانی معترض به کودتای انتخاباتی آشکار است و عده‌ای نیز تنها به جرم بازپس گرفتن رایشان بازداشتگاه‌های غیرقانونی و مخفی مورد تجاوز واقع شده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمدی‌نژاد در حالی به خود اجازه داد از لفظ صداقت و عدالت سخن بگوید که یک شبه طی سرکوبی گسترده و کم‌نظیر و خشونتی بی‌پرده، رای ملت  را بالا کشید و در مسند قدرت نشست و بر پیکر عدالت و جمهوریت نظام نماز میت گذارد. احمدی‌نژاد در حالی به خود اجازه داد از حدیث معروف الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم سخن بگوید که ظالمانه‌ترین رفتارها را نه نسبت به قومی دیگر، چنان که صهیونیست‌ها مرتکبش شدند که نسبت به قوم و مردم خودش روا داشت تا در قدرت باقی بماند. بی‌خود نبود که در میان آن همه صندلی خالی آبی رنگ، حتی صندلی نماینده لبنان هم خالی ماند!  او در حالی به خود اجازه داد، نام زیبای حضرت محمد (ص) و سایر پیام‌آوران را بر زبان جاری کند که با اعمال و رفتار چهار ساله خود و جنایات صد روزه اخیر عرض و آبروی دین را برده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شایسته است اکر بر این کراهت و جسارت بی‌پایان فریاد وااسلاما بلند شود! آنچه امروز رئیس دولت کودتا در سازمان ملل قرائت کرد در واقع سند اعترافات وی به تجاوزها، شکنجه‌ها، دستگیری‌ها و بازداشت‌های غیرقانونی‌ای بود که در سه ماهه اخیر در ایران صورت گرفته است. او وقیحانه تمام این کلمات را بر زبان جاری ساخت تا انگشت اتهام را از خود به سوی استکبار و تروریسم و هزاران واژه موهوم دیگر برگرداند غافل از اینکه موج سبز همچون شبهی بر زندگی او سایه گسترده است و نمی‌گذارد به این راحتی‌ها از زیر بار خون‌های بیگناه ریخته شده فرار کند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-976944384083370921?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/976944384083370921/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_9678.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/976944384083370921'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/976944384083370921'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_9678.html' title='بعد از صد روز شکنجه، تجاوز و سرکوب مردم ایران و از تریبون سازمان ملل متحد:'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-5330775854121008531</id><published>2009-09-24T09:23:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:24:18.822-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>هنرمند حامی دولت کودتا در سالن کنسرت هم از خشم سبزها در امان نماند!</title><content type='html'>محمدرضا شریفی‌نیا، هنرمند حامی دولت کودتا حتی در سالن تاریک کنسرت موسیقی هم از چشم سبزها در امان نماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش موج سبز آزادی، کنسرت گروه «سون» شامگاه دیروز چهارشنبه در سالن دوهزار نفره برج میلاد برگزار شد. محمدرضا شریفی‌نیا، بازیگر حامی دولت کودتا که در ردیف مهمانان سانس دوم این کنسرت به همراه 2 دختر بازیگر خود، وارد سالن شده بود، پس از معرفی توسط گروه «سون»، ناگهان با هو کردن عده‌ای از حضار در کنسرت مواجه شد. مسئولان کنسرت پس از مواجه شدن با این وضعیت، چاره‌ای جز خارج کردن شریفی‌نیا و دو دخترش از سالن ندیدند و آنان را به سرعت از گوشه‌ای از سالن به بیرون هدایت کردند تا از هرج‌و مرج‌ احتمالی در کنسرت جلوگیری شود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-5330775854121008531?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/5330775854121008531/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7757.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5330775854121008531'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5330775854121008531'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7757.html' title='هنرمند حامی دولت کودتا در سالن کنسرت هم از خشم سبزها در امان نماند!'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1076819302340276936</id><published>2009-09-24T09:22:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:23:33.800-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشعار سبز'/><title type='text'>دوران یخبندان ما سر خواهد آمد</title><content type='html'>رباعی سبز:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فاصله‌ها به هر کسی کد دادند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آماج گلوله را تصاعد دادند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز تمام زندگی را کشتند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به مرگ مجوز تردد دادند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غزل سبز:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کی دیگ ما خاموش‌ها سر خواهد آمد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوران تاریکی به آخر خواهد آمد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یعنی که با این ظلمت یلدای قرنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با از افق خورشید خاور خواهد آمد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در راه ویرانی قدم‌ها استوارند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این همه اوضاع بهتر خواهد آمد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما گواهی می‌دهد قلبم دوباره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز رهایی‌ها مقدر خواهد آمد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزی میان آخرین شب‌های فردا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوران یخبندان ما سر خواهد آمد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک مرد می‌آید و همراهش خدایا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگر نگو با عشق محشر خواهد آمد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1076819302340276936?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1076819302340276936/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_5821.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1076819302340276936'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1076819302340276936'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_5821.html' title='دوران یخبندان ما سر خواهد آمد'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-4289778250819485687</id><published>2009-09-24T09:21:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:22:06.485-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>اخبار دانشگاه‏ها: نبض دانشگاه همچنان در حال زدن است، گزارشی از وضعیت دانشگاه‌ها در آستانه سال تحصیلی جدید</title><content type='html'>سال تحصیلی جدید در کشور در حالی آغاز شد که فضای امنیتی شدیدی بر دانشگاه‌های کشور حکمفرما است. تعداد زیادی از فعالین دانشجویی که در مقاطع بالاتر پذیرفته شده‌اند با عنوان دانشجویان ستاره‌دار از ادامه تحصیل محروم شدند.طی چند روز گذشته تنها در دانشگاه صنعتی اصفهان بیش از 50 دانشجو با تعهد کتبی خانواده‌هایشان به مراجع امنیتی، اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه پیدا کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان دانشگاه تهران هنوز امتحانات نیم سال دوم سال تحصیلی گذشته را برگزار می‌کنند. و از اول مهر به نوعی با 10 روز تعطیلی اجباری مواجه شده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دانشگاه صنعتی شریف خبر می‌رسد محدودیت‌های بسیاری برای دانشجویان این دانشگاه در نظر گرفته شده است که محدودیت در اینترنت طی ساعات حضور در دانشگاه را در بر می‌گیرد. فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی بخش عمده‌ای از تشکل‌های دانشجویی به حالت تعلیق در آمده است و بیشتر دانشجویان عضو تشکل‌های مستقل دانشجویی در لیست سیاه وزارت علوم قرار گرفته‌اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دور تازه‌ بازنشستگی اجباری اساتید منتقد و مخالف دولت از دانشگاه تهران و با بازنشستگی اجباری دکتر زرگری نژاد آغاز شده است. این در حالی است که تعداد زیادی از اساتید دانشگاه تهران و سایر دانشگاه‌های کشور مانند انشگاه تربیت مدرس همچنان در بازداشت به سر می‌برن. دکتر رمضان زاده و حجاریان تنها دو نمونه از این افراد هستند که نامشان ذکر گردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازگشایی دانشگاه‌ها در سال جدید تحصیلی در حالی صورت می‌گیرد که بیش از 60 درصد از پذیرفته‌شدگان دانشگاهی را دختران تشکیل می‌دهند و برخی بر این باورند اختلاف فاحش 15 درصدی قبولی دختران در بین ورودی های امسال دانشگاه تعمدی است.هیچ یک از دانشجویان ورودی امسال دانشگاه تهران در خوابگاه های مجتمع کوی دانشگاه ساکن نشده اند.براساس گزارش های دریافتی از کوی دانشگاه روند سکونت دانشجویان ورودی به گونه ای است تا کوی به تدریج از دانشجویان تخلیه شود ویا حضور دانشجویان به حداقل تعداد برسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشگاه امیرکبیر همچنان شاهد سرکوب‌های شدید دانشجویی است و انجمن اسلامی این دانشگاه نتوانسته است قدرت گذشته خود را بازیابد. از سوی دیگر بیشترین نگرانی‌ها از دو دانشگاه تربیت معلم و دانشگاه علامه طباطبایی است زیرا این دو دانشگاه به عنوان دانشگاه‌های محور در رشته‌های علوم انسانی به شدت از سوی سران حکومت زیر ذره بین قرار گرفته‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر می‌رسد کار پالایش رشته‌های علوم انسانی از دانشگاه علامه طباطبایی و یا تربیت معلم شروع شود.گنجاندن دو واحد درس تحت عنوان"دفاع مقدس" برای دانشجویان این دانشگاه‌ها تاکیدی بر این مساله است. موارد یاد شده تنها بخشی از نگرانی‌های شایع در بین دانشجویان دانشگاه‌های مختلف سطح شهر تهران است. این در حالی است که فضای عمومی حاکم بر دانشگاه‌ها کاملا ملتهب است و دانشجویان آماده رویارویی با حکومت هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیشتر دانشجویان به عنوان مهم‌ترین مخالفان در جریان های اخیر وارد کارزار شدند و هنوز هم در صحنه‌ی اول مخالفت با سران حکومت قرار دارند. در واقع دانشجویان در خط مقدم مخالفت باحکومت قرار دارند. پیوند جنبش دانشجویی با بدنه ی جامعه در جریان وقایع پس از انتخابات مهمترین دستاورد جنبش دانشجویی طی سال گذشته بود. بنابراین جنبش دانشجویی تلاش دارد با زنده نگه داشتن روند مبارزه و مقاومت در روند سیاسی کشور تاثیرگذار باشد. شاید مهم‌ترین نکته در این زمینه این باشد که شعارهایی که امروزه در خیابان‌های تهران و سراسر شهرهای کشور علیه حاکمیت سر داده می‌شود نخستین بار از دانشگاه و از سوی جنبش دانشجویی سرداده شد. ترس حاکمیت و دخالت مستقیم نیروهای نظامی در دانشگاه به ویژه سپاه که این روزها مشغول تعیین تکلیف برای روسای دانشگاه‌ها است نشان‌دهنده و گواه این مساله است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپاه در پی آن است تا با تشدید فشار بر دانشگاه و دانشگاهیان مانع پیشروی دانشگاه در جنبش سبز مردم ایران شود. این در حالی است که می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنبش پیوند عمیق آن با دانشگاه و دانشگاهیان است. با توجه به اعتماد عمومی به دانشگاه نیروهای امنیتی در تلاشند تا ریشه ها و راه‌های این پیوند را از بین ببرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: صفحه ستاد هشتادوهشت در فیس‌بوک&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-4289778250819485687?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/4289778250819485687/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3228.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4289778250819485687'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4289778250819485687'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3228.html' title='اخبار دانشگاه‏ها: نبض دانشگاه همچنان در حال زدن است، گزارشی از وضعیت دانشگاه‌ها در آستانه سال تحصیلی جدید'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1377206611730426581</id><published>2009-09-24T09:20:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:21:36.928-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>موج گسترده فیلتر و حذف رسانه‏های آزاد</title><content type='html'>در هفته‏های اخیر موج فیلتر و حذف پایگاه‏های اینترنتی و وبلاگ‏ها با شدت بیشتری در حال پیشروی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش موج سبز آزادی، در حالی که حامیان کودتا در حال کوبیدن بر طبل "جنگ نرم" هستند، موج شدیدی از فیلتر، حذف و حمله به رسانه‏های آزاد و اصلاح‏طلب به وجود آمده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این موج جدید حرکت‏های اختناق آفرین با فعالیت گروه "گرداب" آغاز شد و سپس با فیلتر و حملات اینترنتی به سایت‏ها و وبلاگ‏ها ادامه یافت و اکنون چندی است که با تحت فشار قرار دادن خدمات دهندگان وبلاگ داخل کشور وارد فاز جدیدی شده است. این فشارها به حدی است که دو پایگاه معروف پرشین‏بلاگ و بلاگفا هر روز مجبور به حذف وبلاگ‏های بسیاری از حامیان جنبش سبز می‏شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلتر و حذف این وبلاگ‏ها که همگی حاوی مطالب اصلاح‏طلبانه و در چهارچوب‏های قانون اساسی است به تدریج باعث کمتر شدن کاربران پایگاه‏های خدمات وبلاگی ایرانی و استفاده کاربران از سایت‏هایی مانند بلاگر و وردپرس و یا به راه‏انداختن پایگاه‏های اینترنتی شخصی شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1377206611730426581?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1377206611730426581/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8144.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1377206611730426581'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1377206611730426581'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8144.html' title='موج گسترده فیلتر و حذف رسانه‏های آزاد'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-335021732853004259</id><published>2009-09-24T09:19:00.002-07:00</published><updated>2009-09-24T09:20:13.506-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>حرکت سبز: کنش ایجابی یا واکنش سلبی؟</title><content type='html'>ما چه «می‏خواهیم»؟ شاید اولین سوالی که هر حرکت اجتماعی مبتنی بر آگاهی (پس از فرونشستن احساسات اولیه‏ای که محرک ابتدایی آن بوده اند) باید از خود بپرسد، همین سوال است. شفاف کردن اهداف. به نظر می‏رسد که اهداف هر حرکت اجتماعی می‏تواند به دو گونه‏ی کلی تقسیم شود: اهداف سلبی و اهداف ایجابی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اهداف سلبی: منظور از اهداف سلبی، تمام چیزهای مشترکی است که آن حرکت اجتماعی به علت نخواستن و نپسندیدنش متولد میشود ودر جهت نفی آنها قدم برمی دارد. به عنوان به نظر میرسد که روح جمعی حرکت سبز، "دروغ" را به عنوان یک پدیدۀ اخلاقی اجتماعی نمیپسندد و در صدد نفی آن است (مصداق: شعار "دروغ ممنوع" و شعارهای مشابه)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اهداف ایجابی: اهداف و خواسته هایی که یک حرکت به دنبال تحقق آنهاست. به عنوان مثال شاید بتوان "توجه به اهمیت قائل شدن برای رأی و نظر مردم از طرف حاکمیت" را یکی از این اهداف دانست که در شعارهایی مثل "خس و خاشاک تویی.." یا امثال آن تجلی یافته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تئوریهای جامعه شناختی وجود دارند که به ما می آموزند که یک ویژگی گروههای اجتماعی آنست که در برابر دشمن مشترک، همبستگی های درون گروهی تقویت میشود و تفاوتها و اختلافات درون گروهی به حداقل ممکن میرسد. اما مرحلۀ مهمتر زمانی است که دشمن مشترک گروه از بین رفته یا موضوعیت خود را از دست داده است؛ در چنین وضعیتی اختلافات درون گروهی اوج میگیرند، یکپارچگی و انسجام گروهی را خدشه دار کرده و حتی ممکن است این اختلافات به چند پاره شدن گروه منجر شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این آفت پس از رسیدن به پیروزی هر جنبش اجتماعی آن را تهدید میکند. حال آنکه در صورت عدم شفاف سازی اهداف ایجابی، سناریوی دیگری هم برای جنبش های اجتماعی میتوان تصور شد: گروههای مختلف درگیر جنبش، پیش از پیروزی بر دشمن مشترک، به علت تفاوت شدید در نوع اهداف ایجابی شان، علیرغم داشتن اهداف سلبی مشترک، با یکدیگر دچار اختلاف و درگیری شده، نیروها و توان یکدیگر را هرز برده و در تیجه نتوانند به هدف مشترک اصلی شان یعنی کنار زدن دشمن مشترکشان نائل شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای جلوگیری از بروز چنین شرایطی، ضرورت فراتر رفتن از هدفگذاری های سلبی و تعمق و شفاف سازی اهداف ایجابی مشترک احساس میشود. به زبان ساده تر، باید ببینیم که "چه میخواهیم؟" (و نه تنها چه چیزهایی را نمیخواهیم؟") ممکن است گفته شود که این دو نوع هدف، دو روی یک سکه هستند؛ یعنی وقتی ما میدانیم که چه چیزی نمیخواهیم، قاعدتاً به طور غیر مستقیم "خواسته هایمان" را مشخص کرده ایم. در پاسخ باید گفت که این ادعا در برخی موارد صحیح است، به عنوان مثال وقتی گفته میشود که "ما از دروغ بیزاریم و خواهان مسؤولینی هستیم که به راحتی دروغ نگویند" در واقع خواسته ی خود را که روی کار آمدن مسؤولانی صادق است به صورت بیان کرده ایم. اما همیشه اینطور نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرض کنید که تمامی افراد حاضر در یک جنبش اجتماعی با هم در داشتن این عقیده مشترک باشند که رفتار سیاسی و اخلاقی فعلی حاکمیت را نمیپسندند. اما این به این معنا نیست که داری یک تصویر واحد و مشترک از سیستم حکمرانی مطلوب هستند؛ چه بسا تصویر آنها از وضعیت مطلوب با یکدیگر نه تنها تفاوت که تناقض داشته باشد. به عنوان مثال برخی ممکن است شعار "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" (شعار برخی در روز قدس) را سر داده و حکومتی مبتنی بر مبانی سکولاریستی را به عوان جایگزین مطرح نمایند. حال آنکه برخی دیگر، به شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" معتقد باشند و هدف خود را بازگشت به آنچه "مبانی اسلامی واقعی" و "خط و سیرۀ امام خمینی" میدانند عنوان کنند (نگ. سخنان کروبی در جمع معلمان. دو روز پیش از روز قدس).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس همواره از طریق دنبال کردن اهداف سلبی (نخواستنی ها)، نمیتوان به تعیین چیستی اهداف ایجابی (خواستنی ها) رسید. راه حل به نظر آنست که گروههای اجتماعی مختلف عضو جنبش اجتماعی، با تأمل کردن بر "آنچه میخواهند" ها، اهداف ایجابی خود را مشخص نمایند. سپس به رایزنی با سایر خرده گروههای حاضر در جنبش بپردازند و تلاش کنند تا به یک سری اهداف ایجابی که به صورت حداقلی مد نظر تمام گروههای درون جنبش است، دست یابند. پس از دست یافتن به این اهداف ایجابی "حداقلی" مشترک، لازم است تا تمامی خرده گروها در تمامی رفتارها و گفتارهای خود به مقتضیات آن اهداف پایبند باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان مثال اگر هدف مشرکی تحت عنوان اجرای بی کم و کاست قانون اساسی فعلی به عنوان هدف حداقلی تمام گروههای حاضر در جنبش تعریف شد، نباید شعارهایی خارج از چهارچوب این توافق از سوی طرفداران هر یک از گروهها داده شود که وحدت درون گروهی جنبش را با خطر مواجه نماید (مانند شعار "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی") به نظر میرسد منطقاً نقش دو دسته از کنشگران در هر حرکت اجتماعی در هدفگذاری های ایجابی بیش از سایر کنشگران است. دلیل این امر را هم میتوان در غلبۀ ویژگی عقلانی-تحلیلی اهداف ایجابی نسبت به ویژگی احساسی-واکنشی اهداف سلبی جستجو کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این دو گروه در شرایط فعلی عبارتند از: رهبران سیاسی و کاریزماتیک جنبش (در این حرکت به عنوان مثال آقایان موسوی و کروبی و تا حدی خاتمی) و نخبه گان فکری و فرهنگی (نظیر مراجع تقلید، اساتید دانشگاه [به خصوص در رشته های انسانی و علوم اجتماعی] و دانشجویان). هر دوی این گروهها از هنجارفرستان مهم جامعه محسوب میشوند و کوتاهی آنان در تلاش برای شفاف کردن و به توافق رسیدن بر سر اهداف ایجابی جنبش، لطمات جبران ناپذیری به آن حرکت اجتماعی به طور خاص و آسیبهای پیش بینی ناپذیری به جامعه به طور اعم وارد خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لازم به ذکراست که از آنجاییکه نمیتوان تصور کرد که یک حرکت اجتماعی فاقد مدیریت یا رهبری باشد، در صورت عدم ایفای نقش روشنگری و هدفگذاری دقیق برای کنشگران از سوی نخبه گان فکری و فرهنگی جامعه، امکان پر شدن این خلا رهبری توسط افرادی که دارای صلاحیتهای حداقلی برای بر عهده گیری نقش رهبری حرکت نیستند وجود دارد که نتایج ناخواسته و نامطلوب فراوانی را به دنبال خواهد داشت. حال سؤال این است که حرکت اجتماعی که از آن به عنوان "جنبش سبز" یاد میشود دارای اهداف ایجابی مشخصی هست یا تنها با تکیه بر اهداف سلبی به جلو حرکت کرده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ به این سوال را باید قاعدتا ً در دو سطح جستجو کرد: سطح اول، رهبران جنبش و سطح دوم، کنشگران (مردم دلبسته به جنبش).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سطح اول و با توجه به آنچه از گفتارها و اطلاعیه های صادر شده از سوی دو رهبر جنبش، میرحسین موسوی و مهدی کروبی برمی‏آید، اهداف ایجابی تعیین شده اند که عبارتند از:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اصلاح امور در چهارچوب قانون اساسی فعلی و به اجرا درآمدن اصول تعطیل شدۀ قانون اساسی فعلی در قسمت‏هایی که به حقوق مردم در برابر حاکمیت پرداخته است (مانند اجرای اصولی از قانون اساسی که به آزادی بیان، آزادی اعتراضات آرام و مدنی و ... پرداخته است)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- پایبند شدن حاکمیت به قوانین موجود و جلوگیری از قانونشکنی ها و اقدامات خودسرانه و دیکتاتورمآبانۀ حاکمیت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مشخص شدن مسببین و عاملان اقدامات غیرقانونی صورت گرفته علیه معترضان به نتایج انتخابات طی چهار ماه گذشته و مجازات آنها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- باطل شدن انتخابات و تجدید آن و یا تعیین یک گروه بیطرف برای بررسی دلایل و مدارک مبنی بر تقلب فاحش در انتخابات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در سطح دوم به نظر میرسد شعارها و خواسته ها بیشتر حالت سلبی و احساسی داشته و کمتر به اهداف ایجابی که از سوی رهبران جنبش تعیین شده است اشاره دارد. شاید علت این مسأله را بتوان در کم کاری نخبه گان و یا رهبران سیاسی جنبش در تأکید بر این اهداف ایجابی و و توجیه نکردن کنشگران این حرکت دانست. آفتی که با این شرایط جنبش سبز را تهدید میکند، "احساس زدگی"، "واکنشی شدن" و "انفعالی شدن" حرکت است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-335021732853004259?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/335021732853004259/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_5407.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/335021732853004259'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/335021732853004259'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_5407.html' title='حرکت سبز: کنش ایجابی یا واکنش سلبی؟'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-3053849985841378519</id><published>2009-09-24T09:19:00.001-07:00</published><updated>2009-09-24T09:19:48.347-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>وقتی رسانه ضد ملی هم کم می آورد</title><content type='html'>امروز ظهر یک بار دیگر چهره فریبکار و دروغگوی صدا و سیمای ضد ملی نمایان شد؛ وقتی با آب و تاب فراوان از سخنرانی تاثیرگذار(!) رئیس دولت خودساخته سخن میگفت. در حالیکه بسیاری از حاضران در سالن در هنگام سخنرانی او سالن را ترک کرده بودند رسانه ضد ملی که سعی داشت این سخنرانی را بسیار مهم و پر ابهت نشان دهد با پخش تصاویر بسته، نماهای نامشخص و نیز تصاویر خود رئیس دولت تلاش کرد تا حد امکان از فضاحتهای به بار آمده در نیویورک بکاهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای مثال یکی از تصاویری که در مجموع در دو خبر ساعت سیزده شبکه خبر و ساعت چهارده شبکه یک حداقل هفت بار (در طی کمتر از ده دقیقه پخش سخنان رئیس دولت کودتا) به نمایش در آمد صحنه ای بود که در آن چند ردیف از نمایندگان کشورهای پاراگوئه، موریتانی و لیبریا (و یکی دو کشور ناشناس دیگر) به سخنان او گوش میکردند. در این نمای تکراری هیچ تصویری از صندلی های اطراف نمایش داده نشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سیمای ضد ملی که واقعاً تصویری برای نمایش نداشت مجبور بود در فواصل زمانی حدوداً یک دقیقه این صحنه تکراری را پخش کند، در حالیکه تقریباً بیش از نیمی از زمان پخش خبر، به جایگاه سخنگو اختصاص داشت و هیچ تصویری از سالن نمایش داده نمی‏شد. البته استقبال از سخنان این فرد خودشیفته به حدی زیاد بود که حتی در همین چند لحظه نمایش خبر سخنرانی نیز رسانه ضد ملی در چند ثانیه نمایش صندلی های جلو مجبور شد صندلی های خالی را نشان دهد، اگرچه بخاطر وضعیت غیر عادی سالن و خلوت بودن ردیفها هیچ صحنه بازی از سالن را نمایش ندادند. جالب توجه است که در اخبار تلویزیون هیچ اشاره ای به وضعیت سالن نشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبکه خبر برای سرپوش گذاشتن بر این افتضاح رسانه ای بلافاصله پس از نمایش سخنرانی احمدی نژاد با دعوت از یک کارشناس خبری خود به تحلیل ابعاد حادثه پرداخت، کارشناس که سعی میکرد معترضین به حضور احمدی نژاد را به لابی های صهیونیستی مرتبط کند بارها تاکید کرد تجمع کنندگانی که از کشورهای دیگر به نیویورک آورده شده بودند بسیار کم تعداد بودند و این تجمع به شکست انجامید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما واقعیت چیز دیگری است، تعداد قابل توجه هموطنان ما در آن سوی مرزها و شعارهای آنها در اعتراض به حضور احمدی نژاد و همچنین حمایت از جنبش سبز و یادآوری خاطره شهدا و اسرای جنبش به حدی تاثیرگذار بود که بسیاری از وجدان‏های بیدار مجمع عمومی سازمان ملل را مجبور به ترک سالن در هنگام سخنرانی نماینده غیر قانونی ملت ایران کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: وبلاگ اسلام سبز&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-3053849985841378519?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/3053849985841378519/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1811.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3053849985841378519'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3053849985841378519'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1811.html' title='وقتی رسانه ضد ملی هم کم می آورد'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-3272334526549926281</id><published>2009-09-24T09:18:00.001-07:00</published><updated>2009-09-24T09:18:28.846-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>پیامگونه دکتر محمد ملکی برای بازگشایی دانشگاه</title><content type='html'>عمار ملکی&lt;br /&gt;يکماه از به بند کشيده شدن دگر بارۀ سنگربان پير و دلیر دانشگاه، دکتر محمد ملکي گذشت و اين ماهگرد مصادف با روز بازگشايي دانشگاهها و مدارس شده است. امروز نه بعنوان فرزند این استاد پیشکسوت و رنجدیده، بلکه بعنوان یک دانشجو، جای خالی پیامهای امیدبخش وی را بمناسبت آغاز سال تحصیلی احساس کردم. با خود اندیشیدم که در بند نگه داشتن او در هنگامه بازگشایی دانشگاه علیرغم وضعیت ناگوار سلامتی وی تصادفی نیست. شاید حاکمان خواسته اند در این روزهای بحرانی، قلم او را ساکت نگه دارند تا که فریاد حق خواهی و آزادیخواهی دانشگاهیان را سر ندهد. غافل از اینکه او پیش ترحرف را زده است و درد را گفته است. او را تصور کردم که در گوشه ای از خلوتگه خویش با پشتی خمیده از تحمل ستم دوران، ساده و صادق، دردمند و عاشق، آرام و پر صلابت، تن خسته و پرامید نشسته و بمناسبت بازگشایی دانشگاه برای دانشجویان پیامی مینویسد. نوشته ها و نامههای پیشین اش را ورق زدم. احساس کردم که از سلول تنهایی اش صدایم میزد که پیام من را برای دانشگاهیان بخوان. بار دیگر نامه هایش را مرور کردم و دریافتم که پیام امروزش را دیروز نوشته بود و انگار میخواست پیامگونه زیر که تمامی کلماتش را پیشتر خود نوشته است، بار دیگر به گوش دانشگاهیان و مردم برساند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با نام آزادی، آگاهی و عدالت*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به دانشگاهیان&lt;br /&gt;سنگربانان آزادی و عدالت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"آن روز كه رضاشاه پای به صحن دانشگاه تهران گذاشت تا مكانی را افتتاح كند كه میدانست در آیندة ایران نقش اساسی بازی خواهد كرد (بهمن 1313) آیا تصور میكرد سنگری را ساخته است كه سنگربانان آن به زودی استبداد و بیعدالتی را نشانه خواهند گرفت و صاحبان زر و زور و تزویر را نگران خواهند ساخت و آیا رضاشاه میدانست وقتی پایش را از دانشگاه بیرون بگذارد و سنگر به تصرف دانشجویان و استادان درآید، اندیشه‌های پرتاب شده از این سنگر خواب راحت را بر زورگویان و استثمارگران حرام خواهد كرد و آیا او هرگز میاندیشید كه جبهة جدیدی علیه خودش باز كرده كه دودمان او و جانشین‌اش را به باد خواهد داد و خشن‌ترین نوع استبداد (به قول آیت‌الله طالقانی: استبداد دینی) هم موفق به فتح این سنگر نخواهد شد."(1)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"دیدیم چگونه نهالی كه در 16 آذر 32 كاشته شد به بار نشست و 18 تیر 78 بار دیگر از سنگر آزادی فریاد مرگ بر دیكتاتوری برخواست كه تا امروز ادامه دارد و دانشجویان و استادان دانشگاههای كشور هزینه آن را می‏پردازند و به مقاومت ادامه می‏دهند. امروز استادان و دانشجویان با تمام وجود آثار تلخ تسلط حكومت بر دانشگاهها و از بین رفتن استقلال محیط‏های علمی را احساس می‏كنند زیرا رؤسا و مسئولان انتصابی هرگز نمیتوانند یا نمی‏خواهند از حقوق دانشجو و استاد دفاع كنند و نگذارند به حریم دانشگاه‏ها تجاوز شود. دانشجو آرمانخواه است و مدافع آزادی و عدالت و این خصلت دانشجویی است، تا دانشگاه هست مبارزه با ظلم و بیعدالتی و دیكتاتوری ادامه دارد."(2)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"نگاهی به آنچه پیش و پس از انقلاب ضد سلطنتی بر دانشگاه ها گذشته نشانگر این واقعیت است که دشمنان آزادی هرگز نتوانسته اند یا نخواسته اند بفهمند که بسیاری از دانشگاهیان که دل در گروی آزادی مردم دارند ، هیچگاه اجازه نخواهند داد سنگر آزادی به دست استبدادیان تسخیر شود. تاریخ گواه است هر گاه دانشگاه‏ها مورد هجوم دشمنان قرار گرفته اند، همبستگی میان استاد و دانشجو سد محکمی در برابر استبدادیان به وجود آورده است."(3)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"آنگونه كه شاهد بوده‌ایم هیچ تحول و دگرگونی اساسی در كشور بدون حضور فعال دانشجویان متصور نیست و این رسالتی است كه مردم بعهده دانشگاهیان نهاده‌اند و از آنجا كه فعالیت سیاسی دانشجویان معطوف به كسب قدرت سیاسی نیست، تنها در جهت انتقال خواسته‌های اجتماعی و اعمالِ فشار در جهت اصلاح وضعیت موجود یا تغییر ساختار سیاسی در مسیر رسیدن به خواسته‌های جامعه عمل می‏كند"(1)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"امروز كه قدرت به دستان برای لاپوشانی شكست‌های خود در زمینه‌های گونه‌گون تلاش میكنند تا سنگر دانشگاهها را تضعیف كنند و در پندار خود این سنگ بزرگ را از پیش پایشان بردارند وظیفه و رسالت دانشجویان در تلاش برای تحول و دگرگونی، آشكار و آشكارتر می‏گردد."(1)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"در خیال خود زمینه‌سازی برای كودتای فرهنگی دوم می نمایند. مطمئن باشید با این حركات زشت و دیوانه‌وار نمیتوانید صدای انتقاد دانشجویان را خاموش و این سنگرهای آزادی را تخریب كنید. راستی در ذهنِ شما چه میگذرد و انگیزه‌تان از این كارهای مسخره چیست؟ میخواهید آزموده را بار دیگر بیازمایید؟ كمی فكر كنید نتیجه بستن دانشگاه‏ها، كشتار وحشیانه دهه شصت و نسل‌كشی سال 67 در زندان‏ها كه عمده قربانیان آن دانشگاهیان بودند، قتل‌های زنجیره‌ای، ترور دگراندیشان، حملة سال 78 به دانشگاهها و كشتار و زندانی كردن دانشجویان چه مشكلی از مشكلاتِ عدیدة «نظام ولائی» را حل كرد كه امروز میخواهید با تغییر صحنه بار دیگر آن نمایش‌ها را تكرار كنید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای شما صاحبان قدرت، نگاهی به تاریخ بیاندازید و از سرنوشتِ فرعونها، نمرودها، استالین‌ها، هیتلرها، صدامها عبرت بگیرید ــ اگرچه نخواهید گرفت، ــ مطمئن باشید این فرمانِ تاریخ و قانونمندی حاكم بر این جهان است كه «الملك یبقی مع الكفر ولایبقی مع الظلم» (جهان با كفر باقی میماند اما با ظلم نه)، مرگ ظلم و ظالم دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. و حتماً فراخواهد رسید. من دگربار فریاد میكنم اگر نه یك بار ده بار هم كودتای فرهنگی با نام انقلاب فرهنگی بكنید باز دانشگاهها «سنگر آزادی» باقی خواهند ماند." (4)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با سلام به دانشگاه، سنگر تسخیرناپذیر عدالت و آزادی&lt;br /&gt;دکتر محمد ملکی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری او حرف را زده است و درد را گفته است. در خانه اگر کس است یک حرف بس است. کاش حاکمان میفهمیدند که دربند نگه داشتن او و دیگر دانش آموختگان ایران، دردی از نظامشان دوا نمی‏کند. او را که آبروی دانشگاه است رها کنید تا مباد گزندی بر جسم و جانش رسد. مگذارید که آتش خشم دانشجویان، استادان و مردمان بیش از این شعله‏ور شود. کاری نکنید که بدنامیتان در میان دانشگاهیان و فرهیختگان جهان افزونتر شود.(5)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پینوشت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* تمامی عبارات آغاز و پایان نیز از نامه های پیشین دکتر محمد ملکی است و آنها که با ادبیات وی آشنایی دارند، این واژگان را میشناسند. تمامی متن این پیامگونه نیز از نامه ها و پیامهای پیشین اوست.&lt;br /&gt;1- «دانشگاه، سنگر تسخیرناپذیر»، محمد ملکی، مهر 86&lt;br /&gt;2- «16 آذر روزِ برافراشته شدن پرچم مقاومت»، محمد ملکی، آذر 86&lt;br /&gt;3- «پیام به استادان و دانشجویان عزیز»، محمد ملکی، 27 خرداد 88&lt;br /&gt;4- «سراب عدالت و خواب کودتای فرهنگی دوم»، محمد ملکی، 29 اردیبهشت 86&lt;br /&gt;5- اخیرا 343 نفر از دانشگاهیان جهان با اشاره به زندانی بودن دکتر ملکی، نگرانی عمیق خود را از وضعیت وخیم دانشگاههای ایران ابراز کردهاند و خواستار متوقف شدن تعرض به حریم دانشگاهها شدهاند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-3272334526549926281?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/3272334526549926281/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_6394.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3272334526549926281'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3272334526549926281'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_6394.html' title='پیامگونه دکتر محمد ملکی برای بازگشایی دانشگاه'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-7956647836239916377</id><published>2009-09-24T09:17:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:18:00.427-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>پشت پرده جریان شهادت ساختگی سعیده‌پورآقایی چه گذشت؟</title><content type='html'>ماجرای سعیده پورآقایی امروز نقل محافل کودتا شده و برخی از حامیان بی‏خبر کودتا را در شادی یک کشف بزرگ فرو برده است. نکته‏ای که در اینجا نهفته است، هوشیاری و درک عمومی ارزشمندی است که امروز جامعه ایران را فراگرفته است. درواقع نمایش‏های تلویزیونی چون بیست‏وسی و یا مطالب فکاهی و گاه تخیلی کیهان و ایرنا مانند همین ماجرای دیدار سیدمحمد خاتمی و جرج سوروس، پس از این همه جنایات هولناک و دروغ و فریب مکرر، اعتبار خبری خود را در اذهان مردم ایران از دست داده‏اند. جالب اینجاست که هیچ تلاشی نیز برای ترمیم این بی‏اعتباری و بی‏اعتمادی مطلق نمی‏کنند و هر روز لایه‏ای بر این تاری که خود به دور خود تنیده‏اند می‏افزایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایگاه اطلاع‏رسانی نوروز، پشت‏پرده این سناریو کودکانه را چنین بازگو کرده است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برنامه دروغ‌پرداز بیست و سی رسانه میلی و غیرملی در ادامه افشای جنایات کودتاگران، پس از ناکامی در پروژه ناکام ترانه موسوی که سرانجام به رو شدن دست قاتلان این دختر جوان انجامید، این بار به سراغ یکی دیگر از قربانیان حوادث پس از انتخابات رفت که این بار به جای قربانی، حیثیت و شرف و آبروی خانوادگی‌ اش را نشانه رفته بود و از آنان به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغاتی و هجمه به احزاب و رسانه‌های اصلاح طلب استفاده کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سعیده پورآقایی، دختر نوجوانی که خبر شهادتش چندی پیش توسط رسانه‌های اصلاح‌طلب و سایت نوروز منتشر شد، به کثیف‌ترین وجه ممکن به تله‌ای برای رسانه‌های اصلاح‌طلب بدل گردید و با طراحی سناریویی مشمئزکننده از سوی کودتاچیان، این دختر جوان و مادرش قربانی یک بازی سیاسی کثیف شدند که در آن هدف به دام انداختن و ضایع ساختن رسانه های اصلاح‌طلب و ساقط کردن آنان از اعتبار خبری بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از این سیاه‌بازی که روسیاه اصلی آن کسی جز خود سناریوپردازان کودتاچی نبودند، سایت نوروز، لازم می‌داند جزئیاتی را در رابطه با چگونگی انتشار خبر شهادت سعیده پورآقایی به اطلاع هم‌وطنان عزیز برساند تا معلوم شود، پرده‌نویسان این خیمه‌شب‌بازی ننگین چه کسانی بوده‌اند، اصلاح‌طلبان یا کودتاچیان؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اوایل شهریور ماه زنی در تماس با کمیته پیگیری آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات ، که از سوی دو کاندیدای اصلاح‌طلب تشکیل شده بود ، اعلام کرد که فرزندش در جریانات پس از انتخابات کشته شده است. او همچنین اضافه کرد که خودش همسر شهید است و دختر کشته شده‌اش هم تک فرزند بازمانده از آن شهید بوده است که عده‌ای او را به جرم گفتن الله‌اکبر در پشت بام خانه دستگیر کرده‌اند و بعد هم جسدی نیمه سوخته را به وی نشان داده‌‌اند. این زن گفت که از روی خال بدن دخترش وی را شناسایی کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از این تماس بود که نایب رئیس کمیته پیگیری به همراه جمعی از فعالان در این زمینه به منزل این شخص که آدرسی را در خیابان دولت داده بود مراجعه می کنند، در آن جلسه که از قضا در برنامه ساختگی و دروغ صدا و سیما، خانم علی‌نژاد، مادر سعیده پورآقایی نیز به آن اشاره کرد، مدعی می شود که شوهرش جانباز شیمیایی بوده و چند سال پیش فوت کرده است. وی همچنین مدعی می شود که دخترش شبی در حال سر دادن الله اکبر در پشت بام خانه بوده که چند زن چادری وی را به زور از خانه می‌برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از مدتی، وقتی وی برای پیگیری به نهاد ریاست جمهوری متوسل می شود مشاور ارشد رئیس جمهور شخصا پیگیر ماجرا می شود و در نهایت به او می گویند برای شناسایی دخترت به سردخانه بیا و در آنجا جسدی که از نیمه به پایین سوخته بوده است را نشانش می دهند و او با شناختن یک علامت بر روی بدن دخترش جسد را شناسایی می کند. در آن دیدار مادر پورآقایی مدعی می شود که به وی شماره یک قبر را در قطعه 302 داده اند که در آنجا دخترش را دفن کرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادر سعیده در پایان آن دیدار از مهمانان می خواهد تا برگزاری مراسم ختم این مسئله را خبری نکنند و از انتشار علنی آن جلو گیری کنند. تا اینجای امر توجه داشته باشید که منبع همه این اطلاعات، مادر سعیده پورآقایی بوده است و هیچ منبع خبررسان دیگری چنین مدعیاتی را تا قبل از شنیده شدن آن‌ها از زبان مادر این دختر بیان نکرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جمله نکات جالب توجه در این دیدار این است که تعدادی مرد در جلسه حضور داشته اند که مادر سعیده مدعی می‌شود همه آنها از اقوامشان هستند. کمی بعدتر، همگی آن افرادی که اقوام سعیده پورآقایی معرفی شده بودند در هجوم به دفتر پیگیری ستاد مهندس موسوی در میدان هفت تیر دیده می شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمیته پیگیری همان روز به قطعه 302 و قبر معرفی شده توسط مادر سعیده مراجعه می‌کند و با شفگتی تمام مشاهده می‌کند که بر قبری که قبلا هیچ نام و نشانی درج نشده بود و فرد مدفون در آن جزو کشته شدگان بی نام و نشان بعد از انتخابات بود نام سعیده پورآقایی درج شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از برگزاری مراسم ختم در تاریخ 7 شهریور که با توجه به مدعیات مادر سعیده، بزرگان اصلاح طلب نیز در آن شرکت کرده بودند، خبر این حضور در برخی‌ سایت‌ها منتشر می‌شود و نوروز نیز به نوبه خود به انتشار این خبر مبادرت می‌کند، اما پس از گذشت چند روز کمیته پیگیری ستاد مهندس موسوی با بدست آوردن اطلاعات جدیدی متوجه می‌شود که مدعیات مادر سعیده پورآقایی در خصوص اینکه وی همسر شهید بوده نه تنها صحت نداشته بلکه دروغ محض بوده است. حتی معلوم می‌شود که شوهر این زن و به بیانی دیگر پدر سعیده پورآقایی قبل ازاین مجرم شناخته شده بوده و به زندان نیز افتاده بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر همین اساس هم نوروز در تاریخ پنجشنبه 12 شهریور اصلاحیه ای را در سایت قرار داد و در آن به صراحت اعلام کرد که:« پایگاه اطلاع رسانی نوروز به اطلاعات تازه‏ای در خصوص خانم سعیده پورآقایی که مراسم ختم وی چند روز قبل برگزار گردید به دست آورده است. از آنجا که نقاط مجهولی در خصوص نامبرده مشخص و مبرهن شده است که نوروز از اظهار نظر درباره آن هنوز معذور هست، در حال حاضر برای جلوگیری از هرگونه پیشداوری و قضاوت عجولانه از انتشار این اطلاعات جلوگیری می کند و به همین دلیل تمام اخبار درج شده در خصوص این شخص را از سایت خود حذف کرده تا تمامی جوانب و حاشیه های این مسئله برای دست اندرکاران این سایت روشن گردد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پی مشخص شدن این مسئله مجددا دست اندرکاران نوروز به تحقیق در خصوص دامنه این مسئله ادامه دادند تا در نهایت به این نتیجه رسیدند که خبر از اساس دچار ابهامات و تناقضات فراوان است و حتی با مراجعه مجدد به منزل مادر سعیده متوجه می‌شوند که اساسا چنین منزلی متعلق به فرد مورد اشاره نبوده است و این افراد در آن منزل سکونت ندارند. در نهایت در زمانی که لیست 72 نفره شهداء پس از انتخابات توسط سایت نوروز منتشر شد، دست اندرکاران این سایت نامی از سعیده پورآقایی در آن لیست نیاوردند زیرا در این مورد دچار تردید اساسی شده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با همه این اوصاف همچنان دست اندرکاران نوروز گمان می کردند که ممکن است مادر سعیده پورآقایی تنها در برخی موارد اقدام به دروغ گفتن کرده باشد و به همین جهت از علنی کردن آن امتناع کرده و تنها به برداشتن کلیه خبرهای مربرط به فرد مذکور اکتفا نموده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جریان حمله نیروهای امنیتی به کمیته پیگیری ستاد مهندس موسوی در میدان هفت تیر بود که دست کودتاگران برای سایت نوروز هم رو شد و معلوم شد همان افرادی که در خانه دروغین مادر سعیده پوراقایی نشسته بودند، در آن حمله با حکم وزارت اطلاعات و دادستانی تهران وارد میدان شدند که نشان از برنامه ریزی قبلی این سناریو توسط آنان برای چهره و فیلم سازی های صداوسیما داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درواقع کودتاچیان با طرح این سناریوی ساختگی چند هدف را در آن واحد دنبال کرده بودند، اول ماجرای تجاوز به زندانیان را با این سناریو لوث کنند، و دوم ماجرای دفن مخفیانه شهدا و کشته شدگان را نیز به این طریق زیر سئوال ببرند تا مستمسکی برای حمله و برخورد با سران اصلاح طلب بدین وسیله بیابند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با اینکه کارکرد امپراطوری دروغ در کشور ما با حضور میلیونی تظاهرات مردم سبز در روز قدس بی حاصلی خود را نشان داد و برخورد با سران اصلاحات راخنثی ساخت، اما رسانه میلی و غیرملی هنوز اصرار بر دروغ پردازی و انکار واقعیات رخداده دارد، چراکه گردانندگان امپراطوری دروغ براین باورند که شاید اندک مخاطبان باقی مانده خود را در غبارپوشی بر واقعیات نگه دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این در حالی است که جنایات انجام شده پس ازانتخابات آنچنان چهره واقعی جریان حاکم و کودتاگران را عریان ساخته است که با اینگونه سناریونویسی و دروغ پردازی هیچگونه پوششی بر آن جنایات نمی توان گذاشت و مردم هوشمند ایران به غایت دریافته اند که امروز با چه وضعیت فاجعه باری رو در رو هستند و تلاش اندک ما برای خبررسانی فقط بازتاب اندکی در این باره بوده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-7956647836239916377?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/7956647836239916377/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1139.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7956647836239916377'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7956647836239916377'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1139.html' title='پشت پرده جریان شهادت ساختگی سعیده‌پورآقایی چه گذشت؟'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-8050355350810981520</id><published>2009-09-24T09:10:00.001-07:00</published><updated>2009-09-24T09:10:16.456-07:00</updated><title type='text'>نگاهی دیگر بر راهپیمایی سبز روز قدس شیراز</title><content type='html'>در تارنمای موج سبز یکی از هم وطنان در رابطه با آسیب‏شناسی تظاهرات سبزها در شهرستان‏های کشور مطالبی را در مورد تظاهرات شیراز عنوان کرده بودند که بر آن شدم به سهم خودم این مقوله را در رابطه با شیراز به طور بازتری بررسی کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از تهران شهرهای بزرگی مانند شیراز اصفهان تبریز مشهد و غیره نقش اساسی را دارند. این کلان شهر ها هیچ گاه از مبارزات مردمی دور نبوده و تاریخ ثابت کرده که نقش و اثرشان کمتر از تهران نیست.در سال های گذشته در این شهرها گهگاه اتفاقات و جنبش های کوچک و غیر منسجمی خودنمایی کرده حتی قبل از حوادث اخیر نیز شاهد حرکت های مردمی در شهرهای غیر از تهران بوده ایم. به عنوان مثال می توان به تظاهرات سال گذشته مردم مشهد تظاهرات جانبازان شیراز تجمع مردم شیراز در گورستان دارالرحمه در سال گذشته تظاهرات در تبریز و مواردی دیگر اشاره کرد. اما از انجا که در شرایط فعلی یک جنبش سراسری هدفمند و همه گیر در کشور در جریان است و می تواند به اندازه تعیین یک سرنوشت اهمیت داشته باشد می توان به مواردی در جهت بهبود شکل و انسجام حرکت های مردمی در شهرهای بزرگ اشاره کرد. برای این منظور به مسئله شیراز می پردازیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در روز قدس امسال هموطنانمان در سراسر ایران برای اعلام دوباره زنده بودن جنبش سبز خود و هشداری دیگر به دیکتاتورهای حاکم پا به میدان گذاشتند و به ندای هموطنان سبز خود که با تبلیغات خود خواستار حضور سبزی دیگر بودند لبیک گفتند. مردم شیراز نیز که همواره در مبارزه و ابراز بی زاری از استبداد در کنار دیگر هموطنان خود حاضر بوده اند در این روز از خانه های خود بیرون امده و به سمت خیابان های اصلی شهر حرکت کردند. جمعیت به خیابان های مرکزی و اصلی شهر رسده اما به جز چند دقیقه ای که در یکی از فرعی های خیابان ملاصدرا و کریم خان زند شیراز جمعیت به طور همراه و یک صدا قدم برداشته و شعار"نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" را سر دادند دیگر جمعیت ها که به طور پراکنده و در خیابان ها و فرعی های نزدیک به همان مکان بودند توسط بسیجی ها پراکنده و تهدید می شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان نمونه یکی از هشدارها به مردم این بوده که به صف راهپیمایان سنتی قدس بپیوندید و زمانی که این هشدار با بی اعتنایی مردم روبرو می‏شود ماموران با آن‏ها در گیر می‏شوند. جالب آنکه در انتخاب جهت حرکت و مسیر چند نفری از حاضرین که مسیری را پیشنهاد می کرده‏اند نمی توانستد صدای خود را در یک جمعیت یکجا و منسجم پراکنده کنند زیرا این جمعیت بود که در عین انبوهی پراکنده و ناهماهنگ بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ذکر این نکته لازم است که از در تهران بنا به بافت شهری خیابان هایی نظیر ولی عصر کریم خان کارگر و انقلاب هیچ گاه در هنگام تظاهرات در این شهر چهارده میلیونی خالی نیستند و صد در صد جمعیت قابل توجهی به این مسیر های شناخته شده سرازیر می شوند. انگار که نام این خیابان ها و میادین نه تنها در حافظه تاریخی تهرانی ها که در ذهن همه ایرانی ها نقش بسته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شهری چون شیراز اما قضیه اندکی فرق می کند. ابتدا به واسطه این که شهرهایی چون شیراز و تبریز کرمانشاه و اهواز هنوز آن حد از تمرین حضور چند صدهزار نفری را، آن گونه که در تهران شاهدیم از سر نگذرانده اند و حتی به نسبت مساحت دارای جمعیتی چون تهران نیستند. هنوز یک یا دو خیابان به طور ثابت در ذهن مردم برای تبدیل ان به صحنه حضور نقش نبسته و جمعیت هر چقدر هم زیاد، ممکن است که به طور پراکنده شکل بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوما روش آدرس دهی که مدت زیادی نیست شهرهای غیر از تهران را نیز پوشش می دهد هنوز به اندازه پایتخت جا نیفتاده، اما با تلاش هایی که فعالان دلسوز و مبارز جنبش سبز در این باره داشته و دارند می توان امید داشت که در نمایش های حضور آینده اطلاع رسانی و آدرس دهی به شکل بهتری انجام شود و در نتیجه مخاطبان بیشتری با آن روبرو شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این را نیز یاد اور می شوم که مسائل این چنینی در برابر هدف اصلی جنبش که مطالبات صد ساله ملت ما را دنبال می کند کم اهمیت می نماید، اما بررسی و آسیب شناسی آن برای بهتر و منسجم شدن تجمعات اینده هم میهنان غیر پایتخت نشین مفید است. به امید انکه در مناسبت های آینده شاهد حضور زیباتر و منسجم تر همه ایرانیان در سراسر کشور باشیم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-8050355350810981520?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/8050355350810981520/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2265.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8050355350810981520'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8050355350810981520'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2265.html' title='نگاهی دیگر بر راهپیمایی سبز روز قدس شیراز'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1231734935542157349</id><published>2009-09-24T09:09:00.003-07:00</published><updated>2009-09-24T09:09:56.195-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>چراغ سبز روسیه به آمریکا در مورد تشدید تحریم‌ها علیه ایران</title><content type='html'>دمیتری مدودف، رئیس‌جمهوری روسیه تلویحا اشاره کرده است که مسکو ممکن است حاضر به تخفیف مخالفت خود با تحریم ایران به خاطر برنامه اتمی آن کشور باشد. آقای مدودف پس از گفت و گو با باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا گفت که در برخی موارد تحریم ها "غیرقابل اجتناب" است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش بی بی سی، پیش‌تر یک مقام روس گفته بود که در صورت وجود شواهد کافی علیه ایران از سوی بازرسان سازمان ملل، مسکو می تواند با تحریم های تازه موافقت کند. ایران نظامی بودن برنامه اتمی اش را رد می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای اوباما امیدوار است پیش از مذاکرات هفته آینده گروه 1+5 با تهران همه این کشورها را نسبت به موضعی مشترک قانع کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحلیلگران می گویند که اگر این گفت و گوها بی حاصل باشد، آقای اوباما می خواهد تحریم های شدیدتر علیه ایران را دنبال کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روسیه تاکنون با هرگونه تحریم تازه علیه ایران مخالفت می کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما آقای اوباما هفته گذشته طرح های ایجاد یک سپر دفاعی در اروپا در نزدیکی مرزهای روسیه را کنار گذاشت که این موضوع، به این گمان دامن زد که مسکو در عوض در جهت موافقت با تحریم بیشتر ایران گام برمی دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای مدودف روز چهارشنبه گفت تحریم ها به ندرت موثر و سازنده است اما او در عین حال در را به روی احتمال افزایش تحریم ها در صورت خودداری ایران بخش های حساس برنامه اتمی اش باز گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او پس از ملاقات با آقای اوباما در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک گفت: "تحریم ها به ندرت به نتایج مطلوب منجر می شود، اما در برخی موارد تحریم ها اجتناب ناپذیر است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او افزود: "ما باید به ایران کمک کنیم تا تصمیم های درستی اتخاذ کند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای اوباما گفت او و آقای مدودف در این مساله اتفاق نظر دارند که ایران باید اجازه دنبال کردن برنامه انرژی صلح آمیز اتمی را داشته باشد، اما نه سلاح های اتمی را. این موضعی است که جورج بوش رئیس جمهور قبلی آمریکا نیز بر آن تاکید می کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای اوباما گفت: "متاسفانه ایران بسیاری از تعهدات بین المللی خود را نقض کرده است. ما در مورد نحوه حرکت در جهتی مثبت که بتواند یک بحران بالقوه را حل کند، صحبت کردیم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک روز پیشتر خاویر سولانا، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفته بود به نظر نمی رسد روسیه و چین با تشدید احتمالی تحریم های ایران مخالفت کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای سولانا گفت فکر نمی کند درصورتی که گروه ۱+۵ خواستار اعمال مجازات های بیشتر علیه ایران شود، روسیه و چین با آن مخالفت کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک دیپلمات ارشد روسیه نیز روز سه شنبه در گفتگو با خبرگزاری رویترز پیشبینی آقای سولانا درباره عدم مخالفت کشورش با افزایش احتمالی تحریم های ایران را صحیح دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته این دیپلمات که از او نام برده نشد، سخنان آقای سولانا با سخنان اخیر دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه هماهنگ است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کشورهای گروه ۱+۵ که رهبری اقدامات بین المللی در مورد برنامه هسته ای ایران را برعهده گرفته اند، از این کشور خواسته اند به قطعنامه های مصوب شورای امنیت سازمان ملل در مورد توقف بخشی از فعالیت های اتمی خود، به خصوص غنی سازی اورانیوم، عمل کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دولت ایران این قطعنامه ها را، که شامل وضع برخی تنبیه های بین المللی علیه ایران است، غیرقانونی توصیف کرده و بر ادامه غنی سازی اورانیوم، به عنوان حق انکارناپذیر خود در چارچوب پیمان منع گسترش تاکید کرده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1231734935542157349?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1231734935542157349/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_4443.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1231734935542157349'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1231734935542157349'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_4443.html' title='چراغ سبز روسیه به آمریکا در مورد تشدید تحریم‌ها علیه ایران'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-341542601597407951</id><published>2009-09-24T09:09:00.001-07:00</published><updated>2009-09-24T09:09:38.403-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>سخنرانی در مزرعه صندلی‌ها!</title><content type='html'>خیرالله حسنی&lt;br /&gt;برخلاف همیشه که از عکس العمل‌های در شان رییس دولت کودتا از جانب مخالفانش لذت می‌بردم، این بار اما به عنوان یک ایرانی از اینکه می‌دیدم به هنگام سخنرانی فردی که غاصبانه خود را رییس جمهور ایران می‌خواند، تنها صندلی‌های خالی شنونده‌ یاوه‌سراییهای او هستند، احساس یاس و پسرفت کردم چراکه 12سال پیش در همین روزها و در همین جایگاه مردی به نمایندگی از مردم فهیم ایران سخن می‌گفت که به آنچه ایراد می‌کرد اعتقاد داشت و درحق مردمش اعمال می‌نمود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امشب احمدی نژاد، به گونه‌ای از لزوم رعایت حقوق بشر و نفی خشونت و عدم تحمیل قدرتها و...داد سخن می‌داد که گویی با دسته‌ی کوران و کران طرف است و جهانیان نحوه ناصحیح به قدرت رسیدنش و فجایع پس از آن را از یاد برده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دشمن مردم حتی به این هم بسنده نکرده و به اصطلاح برای خودنوشابه هم بازکرد و به قدرت رسیدن خود را در پی یک انتخابات سالم قلمداد کرد و به خودش تبریک گفت! جملاتی که مرغ پخته رابه خنده وا می‌دارد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمدی نژاد وقاحت را از حد گذراند و جمله‌ای را به کار برد که در این چند ماه پس ازانتخابات، مخالفینش با استفاده از آن نسبت به عواقب عمل زشت کودتاگران هشدار می‌دادند: حکومت با کفر ادامه می‌یابد ولی با ظلم نه. و حتی از دروغ و دروغ‌گویی نالید! و به روش‌های فریبکارانه که به اسم تدبیر و سیاست‌ورزی به خورد مردم داده می‌شوند اعتراض کرد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پایان باید به این نارییس‌جمهور گفت حنای جنابعالی که در داخل رنگی نداشت، امیدوارم امشب فهمیده باشی که به درد صادرات هم نمی‌خورد. این لباس غصبی را از تن به در کن که برای آن بسیار کوچکی. شان ملت ایران نماینده فرهیخته‌ایست که برای شنیدن صحبت‌های او، قرارهای ملاقاتشان را به تاخیر بیندازند، نه اینکه با شروع صحبت‌ها سیل جمعیت به مانند اجلاس ژنو راه خروج را در پیش گیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نماینده ما از نسل همان کسی است که کلامش بر سردر سازمان ملل حک شده نه تویی که خشونتی پنهان در گفتار ریاکارانه‌ات موج می‌زند و در حالی که برای رسیدن به پشت آن تریبون ازروی نعش ده‌ها جوان ایرانی گذشته‌ای بی‌شرمانه دم از اخلاقیات می‌زنی و ادعای شراکت در مدیریت جهان را داری. تو انتخاب من نیستی و جهان به زودی شاهد نماینده واقعی ایران درمجامع بین المللی خواهد بود تا ناگفته هایش رابشنود و چهره زیبای ایران و ایرانی راببیند و بداند که "احمدی نژاد رییس جمهور ما نیست".&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-341542601597407951?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/341542601597407951/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7838.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/341542601597407951'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/341542601597407951'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7838.html' title='سخنرانی در مزرعه صندلی‌ها!'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-8997198900248379513</id><published>2009-09-24T09:08:00.000-07:00</published><updated>2009-09-24T09:09:16.513-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>تف سربالای کیهان، در مطلب "گفت و شنود"!</title><content type='html'>ما پیشنهاد می‏کنیم که به ارسال کیهان برای زندانیان اوین حتما ادامه داده شود، چون به نظر تفریحی بالاتر از خواندن کیهان و تحلیل‏های هوشمندانه(!) آن برای اسرای در بند وجود نخواهد داشت. نویسندگان روزنامه کیهان این روزها همزمان با سفر رئیس دولت کودتا به سازمان ملل بیش از پیش دچار خودزنی شده‏اند، مطلب گفت و شنود امروز را در این جریده ببینید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معجزه ! (گفت و شنود)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفت: دیدی چه خاكی بر سرم شد؟&lt;br /&gt;گفتم: چی شده؟ چرا لباس مشكی پوشیده ای؟ چرا گریه می كنی؟&lt;br /&gt;گفت: یكی از اقوام نزدیكم فوت كرده.&lt;br /&gt;گفتم: این كه گریه و زاری نداره! اگر یكی دو هفته صبر و حوصله كنی دوباره زنده می شود!&lt;br /&gt;گفت: چرا پرت و پلا میگی؟! چطور ممكنه كه دوباره زنده بشه؟!&lt;br /&gt;گفتم: همین الان به دفتر موسوی و كروبی زنگ بزن، و بگو فامیل شما دستگیر شده بود و در زندان زیر شكنجه فوت كرده.&lt;br /&gt;گفت: مرد حسابی فامیل ما اصلاً بازداشت نشده بود ، او بر اثر بیماری سرطان فوت كرد.&lt;br /&gt;گفتم: تو به این چیزها كاری نداشته باش، تو فقط به آنها زنگ بزن. آنها اعلام می كنند كه فامیل شما در زندان و زیر شكنجه فوت كرده، بعد خودشان به رادیو اسرائیل و بی بی سی و رادیو آمریكا خبر می دهند و برایش مجلس ختم می گذارند و بعد...&lt;br /&gt;گفت: بعد چی؟!&lt;br /&gt;گفتم: بعدش فامیل فوت كرده شما هم مثل بقیه آن‏هایی كه موسوی و كروبی خبر كشته شدنشان را داده و برایشان ختم گرفته بودند، زنده می شود! و قضیه به خوبی و خوشی پایان می گیرد(!)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* با تشکر از طنزنویس عزیز کیهان، که کار ما را هم آسان کرده است، بهتر از این نمی‏شد اوضاع جامعه امروز را توضیح داد که هر روز مرده‏ای را به زور نور و تصویر و ظلم و تزویر زنده می‏کنند!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-8997198900248379513?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/8997198900248379513/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7548.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8997198900248379513'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8997198900248379513'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7548.html' title='تف سربالای کیهان، در مطلب &quot;گفت و شنود&quot;!'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-7547724004199809869</id><published>2009-09-24T09:06:00.002-07:00</published><updated>2009-09-24T09:08:18.924-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>فرافکنی رئیس دولت کودتا در سو استفاده از مرگ "مروه الشربينی"</title><content type='html'>فارس، خبرگزاری حامی کودتا، با خوشحالی خاصی از پاسخ مبتکرانه(!) رئیس دولت کودتا به سوال خبرنگار آمريكايی درباره شهید ندا آقاسلطان و نشان دادن عكسی از "مروه الشربيني" برای برملا کردن تناقض رفتاري غرب خبر داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بنگاه خبری حامی کودتا آورده است: در جريان مصاحبه خبرنگار شبكه سي بي اس آمريكا با احمدی‏نژاد، اين خبرنگار درباره كشته شدن افرادي در ايران در حوادث پس از انتخابات از جمله ندا آقاسلطان سوالي را مطرح كرد. احمدي‌نژاد پس از شنيدن اين سوال، عكسي از مروه الشربيني شهيده حجاب را به اين خبرنگار و دوربين نشان داد و گفت: شما اين عكس را مي شناسيد، وي دو ماه قبل وقتي از مردي كه او را مورد تعرض قرارداده بود به دادگاه آلمان شكايت كرد در همان دادگاه توسط خود متهم با ضربات متعدد چاقو به شهادت رسيد. خبر اين حادثه ده روز از افكار عمومي مخفي ماند و قبل از كشته شدن خانم ندا آقاسلطان بوده است. چرا اين حادثه در رسانه هاي غربي انعكاس نيافت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته فارس دیگر اشاره نکرد که آیا کشتار، شکنجه و ضرب و شتم با دستور قبلی و از طرف نیروهای نظامی و شبه نظامی وابسته به دولت کودتا و در این تعداد و اندازه با حمله یک نفر قابل مقایسه است یا خیر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر می‏رسد احمدی‏نژاد در روزهای آتی برنامه‏های فشرده‏ای برای فرافکنی، دروغ‏گویی و احتمالا مظلوم‏نمایی خواهد داشت که البته این تلاش‏ها همانطور که در ایران خریداری نداشت بعید به نظر می‏رسد که در افکار عمومی بین‏المللی نیز هواداری پیدا کند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-7547724004199809869?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/7547724004199809869/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3622.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7547724004199809869'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7547724004199809869'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3622.html' title='فرافکنی رئیس دولت کودتا در سو استفاده از مرگ &quot;مروه الشربينی&quot;'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-7202155110352488256</id><published>2009-09-24T09:06:00.001-07:00</published><updated>2009-09-24T09:06:48.133-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>اطاعات غلط، نتیجه گیری مغلوط</title><content type='html'>پخش مصاحبه آقای سعید حجاریان در سیما نکاتی را در ذهن برخی بینندگان بصورت ابهام ایجاد کرد که بدون پیشداوری قبلی بعنوان یک ناظر بی‏طرف مسایلی را در اذهان بوجود می‏آورد که با اهداف پخش اینگونه مصاحبه‏ها تناقض دارد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتدا باید گفت به ابهامات محل ضبط و تکست‏های یکسان پاسخ‏ها و حفظ بودن پاسخ‏ها از سوی مجری و میهمانان و اینسرت سرتکان دادن حجاریان که تکراری تدوین شده بود اولویت این بحث نیست و دیگران باید به آن بپردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی یک تیوریسین را که سه ماه در تجرید و دور از اخبار و اطلاعات باشد با منابع و اخبار مغلوط سیراب کنند در فضای بازداشتگاه نتایج و جمعبندی مغلوطی از سوی وی ارائه می‏شود، برای نمونه اقای حجاریان تاکید داشتند که این فوران نفرت و خشونت از سوی معترضان در ایران چه قبل و بعد از اسلام بی‏سابقه بوده و این خشونت و حرکات آنارشیستی محکوم است و وارداتیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نظر بگیرید به زندانی گفته شود "هزاران نفر در تظاهرات خونین، از بسیجیان و مردم بی‏گناه از سوی معترضین کشته شدند مغازه ها و ادارات غارت شد، شهر در آتش سوخت،  زنان مسلمان و محجبه مورد تعرض قرار گرفتند و همزمان هم اسراییل و امریکا نیرو در چند شهر پیاده کردند و تمامیت ارضی در خطر و خلاصه نظام و ملت در خطر بود و مردم و حکومت به زحمت و خون دادن بسیار این خشونت ها را خاموش کردند. یعنی ابعاد فاجعه مثل سال 60 بود و چند انفجار مثل حزب جمهوری اسلامی بیگناهان را تکه تکه کرده است و اگر فداکاری بسیج و سپاه نبود کشور و ناموس در خطر بود. ضمنا شما آقا سعید قربانی خشونت هستید، همانطور که تیوریسین‏های خشونت در ترور شما نقش هدایتی داشتند تز های شما و همفکرانتان در این فوران خشونت و نفرت تاثیر داشت اکنون نیز کشور در بخش‏هایی در اشغال دشمن است." &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرض کنید این نکات کلیدی به سعید حجاریان القا شود تا حس وصن دوستی و انسانی او تحریک شود ضمن انکه گفته شده سران اصلاحات هم توبه نامه داده و مسئولیت فجایع را پذیرفته‏اند. اگر دقت کرده باشید سعید گفت تا وقتی دشمن خارجی هست من از حرفم بر نمی‏گردم و تمدن چند هزارساله ایران چنین خشونت و فوران نفرت و آنارشیسمی را ندیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سعید خوب می‏فهمد بار معنایی کلمات را، پس به راحتی می‏توان فهمید چه به او گفته‏اند تا با اخبار جهت‏دار نتیجه مطلوب خود را بگیرند و احساس انسانی سعید است که حاضر است برای جلوگیری از آنارشیسم و خشونت فعلا نظرات خود را پس بگیرد و موکول به آرامش و اخراج دشمن خارجی کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتفاقا گاف بزرگ مصاحبه هم همین جملات بود که حجاریان در چرایی و تعلیل تغییر تحلیل خود اعلام کرد و مشت‏ها را وا نمود. ضمن آنکه اشتباه بزرگ این شو سیما الکن بودن ادای کلمات توسط سعید و معلولیت او را عیان کرد و فرد بیطرفی مثل مرا بخاطر احساس سمپاتی آدم‏ها به بیماران و معلولالان برانگیخت.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-7202155110352488256?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/7202155110352488256/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2352.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7202155110352488256'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7202155110352488256'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2352.html' title='اطاعات غلط، نتیجه گیری مغلوط'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1767152700615973438</id><published>2009-09-24T09:05:00.002-07:00</published><updated>2009-09-24T09:06:21.087-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>ظهور تحول در هفده دقیقه / در باب مصاحبه - اعتراف تلویزیونی حجاریان، عطریان‌فر، شریعتی</title><content type='html'>بهزاد مهرانی&lt;br /&gt;بخش اندکی از مصاحبه / اعتراف تلویزیونی را بیش‌تر ندیدم. در ابتدای آن سعید شریعتی دلیلی بر تحول سریع خود و دوستان‌اش ارائه کرد که انگیزه‌ای شد برای نوشتن این مطلب. شریعتی گفت: برای تحول نیاز به مطالعه در یک رشته‌ی خاص نیست و اصولا می‌توان "مدرسه نرفته مسئله آموز صد مدرس شد" و به اشتباهات خویش نیز پی برد و آنگاه اشاره‌ای گذرا به تذکره الاولیای عطار کرد که بله می شود و یا لااقل ما کردیم و شد. این اشاره‌ی شریعتی به احوالات عارفان، به یقین نقبی بود به بیان دگرگونی خود و دوستان شرکت‌کننده‌اش در آن برنامه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا می‌توان در مدتی کوتاه متحول شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ هم آری است و هم نه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری می‌توان یک‌شبه ره صد ساله پیمود. شرح حال برخی عارفان همچون فضیل عیاض دلیلی است بر این مدعا. اما این پاسخ "آری" نیازمند کند‌وکاوی بیش‌تر است. نخست آن‌که این‌گونه دگرگونی‌های سریع در عرصه‌ی اشراق و عرفان رخ می‌دهد که اصولا "علم حال" است و نه "علم قال". در این‌جا نیز این سرعت و دگرگونی تنها به چشم ناظر بیرونی است که با سرعت انجام می‌پذیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مدرسه آموزگاری داشتیم که می‌گفت گمان مبرید آن شخص می‌گساری که یک‌شبه عارفی پاک‌باز می‌شود، پیش از آن نشانه‌هایی از این پاک‌بازی در او نبوده است. شاید او در می‌گساری با دوستان نیز به اصطلاح، ساقی با مرامی بوده و در تقسیم شراب، هم‌واره خود را کم‌تر از دیگر هم‌پیاله‌ها مورد توجه قرار می‌داده است و تا دیگران سرخوش نمی‌شدند، سرخوشی خویش را خوش نمی‌داشته است. نتیجه که این تحول نیز چندان آنی نبوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوم: کار پاکان را نباید قیاس از خود گرفت. هستند کسانی که "چاه ناکنده به آب رسیده‌‌اند، اما نمی‌توان نتیجه گرفت که چاه نا کنده می‌توان به آب رسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم‌چو چه کن خاک می‌کن گر کسی / زین تن خاکی که در آبی رسی&lt;br /&gt;گر رسد جذبه‌ی خدا آب معین / چاه ناکنده بجوشد از زمین&lt;br /&gt;کار می‌کن تو بگوش آن مباش / اندک اندک خاک چه را می‌تراش (1)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چاه ناکنده نمی‌توان به آب رسید و این "جذبه‌ی خدا" امری است که به ندرت و برای خاصان روی می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل خود جذب است،لیک ای خواجه‌تاش / کار کن،موقوف آن جذبه مباش (2)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوم:اگر این جذبه رخ دادنی باشد، برای انسان‌های خاص،ندرتا و در امور معنوی اتفاق می‌افتد و نه در عرصه‌ی ‌ "علم سیاست مدن" که به قول حافظ:&lt;br /&gt;رند عالم سوز را با مصلحت‌بینی چه کار / کار ملک است آن‌چه تدبیر و تامل بایدش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر این سه مصاحبه‌ / اعتراف کننده،سخن از جذبه‌ها و شواهد معنوی و تحولات روحانی خویش می‌گفتند حرفی نبود. حال که آنان سخن از تحولات سریع در عرصه‌ی اندیشه‌ی سیاسی خود می‌گویند باورکردنش دشوار، بل محال است. عرصه‌ی سیاست، جولان‌گاه تدبیر و تامل است و نه شهود و آن‌هم شهود آنی که در عالم روحانی نیزکم‌تر روی می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارم: هیچ عقل سلیمی از گزاره‌ی - که باور مسلمانان است - "پیامبر اسلام بی‌سواد(امی) بوده است"، نتیجه نمی‌گیرد که نباید سواد آموخت و سواد آموزی امری نا‌پسند و بی‌هوده است. این مصاحبه - اعتراف در صدد آن یود که به مومنین خود بقبولاند که با دانش‌اندوزی راه به خطا می‌بریم و تنها با ساعت‌ها در انفرادی به سر بردن و دل از زنگار سواد و حرف زدودن است که می‌توان راه راست را یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چگونه است که شخصی مانند آقای حجاریان که به شهادت مخالفین‌اش نیز یک تئوریسین قابل و توانا است در محیطی ایزوله و بدون دست‌رسی به کتاب و روزنانه و ...می‌تواند به چنین تحولی دست یابد؟ اگر تحول ایشان به گفته‌ی شریعتی از جنس تحولات گروهی محدود از عارفان در تاریخ است که بدون کتاب خواندن و دانش‌اندوزی نیز مقدور و میسور است دیگر آن سخن از ماکس وبر و نقد او گفتن چیست؟ پوزیتیویسم، سکولاریسم، مارکسیسم، لیبرالیسم و آنارشیسم چه محلی از اعراب دارد؟ آیا ترتیب‌دهتدگان این مصاحبه - اعتراف بر این باورند که تحول عارفانه - بدون دست‌رسی به کتاب و در انفرادی، شهوداتی در باب نظریات ماکس وبر و شناخت "ایسم"های مذکور به دنبال داشته است؟ جل الخالق!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا جمال قاضی و بازجو و زندان‌بان، آن‌چنان زیباست که کار صد مدرس را انجام دهد؟ جل‌الخالق!&lt;br /&gt;عاشقان را شد مدرس حسن دوست / دفتر و درس و سبق‌‌شان روی اوست (3)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا "عنایت" باز‌جویان آن‌چنان است که "صدگون اجتهاد"(4) را زیر و زبر می‌سازد؟ اگر چنین است، این مدرسان و عنایت‌گران را در معابر و منابر و مساجد و صدا و سیمای خود مستقر سازید تا یک‌جا و در فاصله‌ی زمانی کوتاه و با صرف کم‌ترین هزینه‌ی مادی و حیثیتی همه‌گان را به راه راست هدایت کنند و همه به قدرت دلیل این معجزه‌ی هزاره‌ی سوم پی ببرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صاحب این قلم در این نوشته حتا یک کلام از مارکس و ماکس وبر و جان لاک و میل و راولز و ژیژک و ...شاهد مثال نیاورده است. هر چه بود مولانا بود و حافظ. مولانا و حافظ و ... که در دانش‌گاه‌های غرب درس نخوانده‏اند و به اصطلاح"غرب زده" نسیتند. راه پیش پای انقلابیون فرهنگی این نیست که فقط علوم انسانی را غرب زدایی کنند. بل‌که باید حافظ و مولانا و سعدی و رازی و ... را نیز از دسترس مردم دور نگاه‌دارند و نعوذ بالله حتا گزیده‌ای از قرآن کریم را جدا از کلیت متن، منتشر سازند تا کارشان ب‌سامان شود. آیا این شدنی است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موخره:در خبرها آمده بود که سعید حجاریان در محل بازداشت خود استخر خصوصی دارد و هر از گاهی تنی به آب می‌زند. گویا بار دیگر باید از زبان مولانا گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن یکی پرسید اشتر را که هی! / از کجا می‌آیی ای اقبال پی&lt;br /&gt;گفت:"از حمام گرم کوی تو" / گفت: خود پیداست از زانوی تو (5)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی‌نوشت:&lt;br /&gt;1.مثنوی معنوی.تصحیح نیکلسون.دفتر پنجم ابیات 2046 تا2048&lt;br /&gt;2.همان.دفتر ششم.بیت 1483&lt;br /&gt;3.همان.دفتر سوم.بیت 3849&lt;br /&gt;4.یک عنایت به ز صد گون اجتهاد / جهد را خوف است از صدگون فساد (همان.دفتر ششم بیت 3833)&lt;br /&gt;5.همان.دفتر پنجم.ابیات 2442 و2443&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1767152700615973438?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1767152700615973438/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2033.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1767152700615973438'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1767152700615973438'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2033.html' title='ظهور تحول در هفده دقیقه / در باب مصاحبه - اعتراف تلویزیونی حجاریان، عطریان‌فر، شریعتی'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-4737661856744260949</id><published>2009-09-24T09:05:00.001-07:00</published><updated>2009-09-24T09:05:44.174-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>آیت‏الله علی‏محمد دستغیب: هنوز هم دير نشده، از موسوى و خاتمى و كروبى دعوت کنید</title><content type='html'>متن سخنرانی آیت‏الله علی‏محمد دستغیب در مجلس خبرگان به این شرح است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضور محترم اعضاى خبرگان رهبرى&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سلام عليكم&lt;br /&gt;چند نكته را متذكر مى‏شوم اميد است مفيد واقع شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 - توجه به قانون اساسى: همه مى‏دانيم كه اين قانون مخالفتى با قرآن و سنت ندارد كه مجتهدين بزرگ و روشنفكران صحيح آنرا تدوين كردند و به نظر امام امت‏(رحمه الله) رساندند. امّا حافظ اين قانون اساسى كيست؟ آيا بجز خبرگان ملت كسى مى‏تواند باشد؟ تخلّفات از اين قانون اساسى، را چه كسى بايد پيگيرى كند و چه كسى جوابگو باشد؟ عهده‏دار آن تنها خبرگان است. اما چه شده كه در مواقع لزوم كه بايد تشكيل جلسه دهد و تخلّفات از قانون اساسى را پیگيرى کند، نمى‏كند و يا نمى‏تواند؛ و رياست مجلس كه با رأى بيش از 50 نفر تعيين شد نتوانست اعلام تشكيل جلسه نمايد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين نيست مگر عدم توجه كامل شوراى نگهبان به فلسفه وجودى قانون اساسى كه از جمله تعيين اعضاى آن، كه اينجانب پيشنهاد دادم تأييد دو نفر از علماى برجسته قم كافيست امّا كسى اعتنا نكرد، و چه خوب بود كه حداقل جناب آيت‏اللَّه هاشمى پیگيرى مى‏كردند تا امروز اينگونه نمى‏شد؛ و آن همه سؤالات و انتقادات در انتخابات از قبل و بعد از آن بى‏جواب كافى نمى‏ماند. مردم مى‏دانند كه اصل ولايت فقيه در قانون اساسى است و قبول دارند، امّا اگر قانون اساسى رفت چيزى به نام اصل 5 و يا 110 هم نخواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - مسأله تخريب ياران امام و كسانى كه سالها براى استقرار نظام جمهورى اسلامى ايران از جان و مال و آبرو دريغ نكردند: اين تخريب از چهار سال پيش ظهور پيدا كرد تا اين اواخر كه صدا و سيما سنگ تمام گذاشت؛ چهره‏هاى سرشناس از جمله آيت‏اللَّه رفسنجانى، حجّةالاسلام و المسلمين كروبى، و جنابان دو سيد بزرگوار خاتمى و مير حسين موسوى چنان خدشه‏دار كرد كه فرياد دوست و خنده‏هاى دشمن به آسمان رسيد. آيا آنچه گذشت شرعى بود؟ مطابق قانون اساسى و آنچه از آن منشعب مى‏شود بود؟ پس چرا شما خبرگان ساكت بوديد، آيا غم خوردن و نشستن كافى است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - چرا دستهاى مرموز انجمن حجّتيّه را كه امام امت‏(رحمه الله) آنها را خطرى براى انقلاب مى‏دانست، در پشت صحنه لمس نمى‏كنيد چه اشخاصى قواى سه گانه مقنّنه، قضائيه و مجريه را دور زده‏اند. چه شده كه كسى مسئول آنهمه اتّفاقات غير قانونى نيست. چه شده كه صداى فريادرسى و عدالتخواهى با حكومت نظامى جواب داده مى‏شود. آيا اينها غير از وجود بيگانگان به انقلاب، در پشت صحنه مى‏باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علماى بزرگ ما همانند شيخ مرتضى انصارى، ميرزاى شيرازى، سيدنا الاصفهانى، سيدنا اليزدى و امثالهم(رحمهم الله) كه فدایى امام عصر(ارواحنا فداه) بودند، امّا هيچگاه در فكر اين نبودند كه جامعه را خراب كنند تا زمينه براى ظهور پيدا شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - اين چه وضعى است كه جامعه را فرا گرفته و حتى مجلسين را، كه هر صاحب نظرى و مرجع و مجتهدى انتقاد مى‏كند عده‏اى آماده شده به پشتيبانى نيروهاى خاص به هر قيمتى او را از صحنه محو كنند تا عده‏اى خواب راحت نمايند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - خبرگان مأمور حفظ احكام اسلام و حفظ اعتقادات مردم به قرآن و سنت پيغمبر(صلّی الله عليه و آله) و اهل بيت عصمت است و اين وظيفه مهم در اين گير و دارها ايفاء نشد و متأسفانه زحمات علماء مقدارى ركود پيدا كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6 - در خاتمه هنوز هم دير نشده، از اين مجلس مى‏خواهم و همچنين از رياست محترم مجلس كه از حضرات موسوى و خاتمى و كروبى دعوت شود سخنانى كه دارند بزنند همه چيز را تمام‏شده ندانيد. مردم اميدشان به شما است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توضیح مطلب: کتمان کردن بی اعتمادی قسمتی از جامعه و بی توجّهی به آن دور از انصاف است؛ از جمله: اعتراض علما و اساتید دانشگاه و غیرهما. لازم است این بی اعتمادی را به حداقل رساند؛ چنانچه دعوت از آقایان موسوی و کروبی در این اجلاسیّه میسّر نیست، اجازه داده شود که در یک دعوت از طرف صدا و سیما و اگر نمی شود، از طریق سایت مجلس خبرگان اعتراضات خود را بیان کنند و افراد خبرگان نسبت به تخلّف یا عدم تخلّف از قانون اساسی نظر خود را بیان کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سيد على محمّد دستغيب&lt;br /&gt;88/06/31&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: پایگاه اینترنتی دفتر آیت‏الله دستغیب&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-4737661856744260949?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/4737661856744260949/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4737661856744260949'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4737661856744260949'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_24.html' title='آیت‏الله علی‏محمد دستغیب: هنوز هم دير نشده، از موسوى و خاتمى و كروبى دعوت کنید'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-8897240391640379356</id><published>2009-09-23T06:35:00.003-07:00</published><updated>2009-09-23T06:35:44.117-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>نامه ساجده عرب‌سرخی در سالروز تولد پدرش</title><content type='html'>تمام جاده را مه گرفته و نم باران که با صدای استاد شجریان عجین شده، حال و هوای تو را زنده می­کند در روزهای بارانی سفرهامان. آن روزها فقط وقتی تو رانندگی می­کردی آرامش داشتم و نمی­ترسیدم از زوزه کامیون­ها، این روزها اما یاد گرفتم چشم­هام رو ببندم و به روزهای سبز و پر امید آینده فکر کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضبط صوت هنوز می­خواند: بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به یاد آخرین تصویری که از تو دیدم می­افتم، مردانه و محکم تکیه زده بودی بر صندلی قرمز دادگاه و به ریشخند گرفته بودی نوشته‌هایی که به دست داشتی واعتراف­نامه می خواندندش. آن روز چقدر به خود بالیدم از دیدنت در کنار تمام قهرمان­های زندگیم. عاشق ان عکست شدم که با بهزاد نبوی از خنده ریسه رفته­اید و مامور کناریت خون خونش را می­خورد از آرامشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانه­م داده بر باد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو اما نگران نباش که آشیانه ما با این طوفان­ها به باد نخواهد رفت. ما هر کدام ستون­هایی شده‌ایم زیر سقفی که تو ساخته بودی. ما هر کدام سقفی شده­ایم برای حفاظت از سایه­ای که بر سرمان گذارده بودی. آنقدر محکم می­ایستیم تا تو برگردی، که اعتقاد داریم ظلم متزلزل ترین صفت انسان است و روزی خواهد آمد که تو سرافراز از راهی که رفته­ای به جمع ما که سربلندیم از ایمان به راه تو، پرغرور و مستانه لبخند می­زنیم به تمام کسانی که این روزها به خطا می­پندارند جور و فساد ابدیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر آنها تاریخ نخوانده­اند، ما خوانده­ایم. اگر آنها بشارت­ها و تنذیرهای قرآن را فراموش کرده­اند ما این روزها هر لحظه با آن زیسته­ایم. اگر آنها چشمانشان را بسته­اند و مردم را خس و خاشاک می­بینند و گوش­هایشان را نه با پنبه که با شمع مذاب پر کرده­اند که نشنوند شعارها و اعتراض­های مردم را، ما می­بینیم و می­شنویم راهپیمایی­ها و شعارهای این روزهایشان را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر آنها می­خواهند معترضان را اسراییلی ببینند و نادیده بگیرند جفایی که درحق آنها می­شود، بگذار راحت باشند خدای ما که مانند خدای آنها لای کتاب و جانماز نخفته، خدای ما هر روز مطمئن­تر از قبل از حضور سبزش در دلمان، نفس می­کشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفته بودی من اینجا در سلولم زندگی می­کنم بی انتظار از آزادی. گفته بودی با قرآن و نماز و ورزش چنان مانوسی که سختی­های زندان برایت قابل تحمل شده است. پس ما هم با آرامش و ایمان منتظرت می­مانیم. بگذار فکر کنند اگر زنگ نزنی ما می­شکنیم. بگذار گمان کنند اگر به ما ملاقات ندهند تحمل تو تمام می­شود. بگذار خیال کنند دلتنگی امانمان را می برد. یا حتی بگذار فکر کنند ما بی خیالیم و تو در توهم. بگذار تولد تو هم مثل تولد مامان بی تو برگزار شود. بگذار هر روز بیشتر آزارمان دهند و حتی جلوی نامه دادنمان را هم بگیرند و با هر نگارش سطر فشاری اضافه کنند بر تو یا ما.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با رویش ناگزیر جوانه ها که نمی توانند مقابله کنند. بگذار لبخند بزنند و مستی کنند که ما باور داریم بامداد شب شراب خماریست. بگذار هر که هر چه می خواهد بگوید مهم آن است که تو نشکنی و ما خرد نشویم و هر لحظه اعتقادمان به 70 حمدی که مامان هر روز برای استقامتت می خواند بیشتر شود. و بگذار شجریان بخواند: مرغ بیدل! شرح هجران مختصر کن...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما را خیالی نیست که این روزها شیرین ترین هجران روزگارمان را مزه مزه می‏کنیم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-8897240391640379356?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/8897240391640379356/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7828.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8897240391640379356'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/8897240391640379356'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_7828.html' title='نامه ساجده عرب‌سرخی در سالروز تولد پدرش'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-5651060272458871166</id><published>2009-09-23T06:35:00.001-07:00</published><updated>2009-09-23T06:35:23.875-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>مصطفی تاج‌زاده: مشکلی برای مصاحبه ندارم، اما فقط حرف‌های خودم را می‌زنم</title><content type='html'>به گفته عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، تاج‌زاده همچنان در انفرادی نگهداری می‌شود و بازپرس پرونده گفته است که مراحل پرونده او هنوز به اتمام نرسیده است. وی تاکید کرد: "تاج‌زاده نسبت به اتفاقات و جریانات پس از انتخابات در کشور کاملا بی‌اطلاع بود و گفت که از سه روز پیش روزنامه کیهان در اختیار او قرار داده‌اند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش پایگاه خبری پارلمان‌نیوز، فخرالسادات محتشمی‌پور با همسر خود مصطفی‌ تاج‌زاده عضو ارشد سازمان مجاهدین اسلامی و جبهه مشارکت ایران اسلامی، پیش از ظهر امروز در زندان اوین به مدت یک ساعت ملاقات حضوری داشته است. وی درخصوص جزئیات این ملاقات گفت: "صبح امروز به همراه دخترم پس از صد و چند روز امکان ملاقات حضوری با همسرم را یافتیم. در مدت 103 روز بازداشت تاج‌زاده، تنها دوبار به ایشان اجازه تلفن به خانواده داده شده بود، با تغییر دادستان، درخواست رسمی برای ملاقات با همسرم را دادم که مورد موافقت قرار گرفت و امروز موفق به دیدار ایشان شدیم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محتشمی‌پور افزود: "ما این موافقت را یک گام مثبت تلقی می‌کنیم، هرچند که گویا قرار است حقوق حقه ما را اینگونه به صورت قطره‌چکانی بدهند. مصطفی خیلی خوب بود، من نگران وضعیت سلامتی او بودم که امروز آقایان اطمینان خاطر دادند رفتارشان برادرانه است و من هم از این رفتار برادرانه تشکر کردم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، تاج‌زاده همچنان در انفرادی نگهداری می‌شود و بازپرس پرونده گفته است که مراحل پرونده او هنوز به اتمام نرسیده است. وی تاکید کرد: "تاج‌زاده نسبت به اتفاقات و جریانات پس از انتخابات در کشور کاملا بی‌اطلاع بود و گفت که از سه روز پیش روزنامه کیهان در اختیار او قرار داده‌اند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محتشمی‌پور درپاسخ به این سئوال که آیا هنوز از تاج‌زاده بازجویی می‌شود، گفت: "خیر، بازجویی‌ها مدت‌هاست که تمام شده و طبق قانون پرونده باید به دادگاه برود اما بازپرس عنوان می‌کند مراحل تحقیق تمام نشده است. تاکنون هرچه مدارک یا اسناد علیه ایشان می‌خواستند باید جمع کرده باشند، مصطفی گفته که مرتضوی از او خواسته بوده مصاحبه کند و حرف‌هایی را بزند اما او گفته من مشکلی برای مصاحبه ندارم، اما فقط حرف‌های خودم را می‌زنم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با آرزوی آزادی همه بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات گفت: "نگران بازداشت‌های اخیر بخصوص بازداشت خانم‌ها و جوانان هستیم و نمی‌دانیم این مسایل چقدر بهم ارتباط دارند. امیدواریم با تدبیر و درایت دلسوزان نظام هرچه زودتر این مسایل جمع شود و آرامش به جامعه برگردد."&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-5651060272458871166?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/5651060272458871166/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2254.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5651060272458871166'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5651060272458871166'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2254.html' title='مصطفی تاج‌زاده: مشکلی برای مصاحبه ندارم، اما فقط حرف‌های خودم را می‌زنم'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-2165644356539457888</id><published>2009-09-23T06:34:00.001-07:00</published><updated>2009-09-23T06:34:58.671-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>پاسخ علیرضا بهشتی شیرازی به احمد توکلی</title><content type='html'>&lt;strong&gt;«متولیان امور» از قرار زورشان به همه چیز و همه کس می رسد جز واقعیت. تنها واقعیت است که پشت آنان را به خاک می‌مالد.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پی نگارش نامه‌ای از سوی دکتر احمد توکلی خطاب به مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، سردبیر روزنامه کلمه سبز در نامه‌ای به موارد مطرح شده در این نامه پاسخ داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش پایگاه خبری پارلمان‌نیوز، این نامه بدین شرح است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای دكتر احمد توكلی در نامه‌ای خطاب به مهندس موسوی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی آنان را به قدرت‌طلبی و تخطی از خط امام متهم كرده است. او در این نامه ادعا می كند امام در زمان جنگ با سیاست‌های دولت مخالف بودند و به خاطر وجود دشمن خارجی آن را تحمل می‌كردند. از دیگر سخنان قابل توجه در این نامه عبارتی است كه پیش درآمد خبری سایت الف را شکل می‌دهد: « گویا می‌خواهید حاكمیت را به برخورد با خود بكشانید. تردیدی نیست كه معارضه چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. تصمیم به بازگشت بگیرید.» با این حال به عنوان كسی كه دوبار این نامه را خواندم هیچ‌یك از عبارات فوق را جان كلام نیافتم. در نامه ایشان جان كلام این است كه آقای موسوی و آقای خاتمی چرا جلوی شعارهای ساختارشکنانه طرفدارانشان را نمی‌گیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای توكلی! امروز كسانی هستند كه شما بتوانید آنان را به این خاطر مورد مواخذه قرار دهید. تصور كنید كه این افراد به خواسته‌های دوستان شما تن می دادند، تسلیم می‌شدند و به حق ملت خیانت می‌كردند. در آن صورت اینک از چه كسانی انتظار داشتید مردم را به خویشتنداری دعوت كنند؟ كشور قطعا در شرایطی خوبی به سر نمی‌برد. شعارهایی كه در نامه خود به آنها اشاره كرده‌اید یقینا مورد علاقه و توصیه كسانی كه برایشان نامه نوشته‌اید نیست. آیا به صرف اعلام برائت آنان نگرانی شما رفع می‌شود؟ آنان حتما این كار را خواهند كرد، و مطمئنا این اقدام آنان صورت مسئله را از میان نخواهد برد، اگر نتواند اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حاکمانشان را باز پس بیاورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا فکر نمی‌کنید برای تامین چنین هدف مهمی متولیان امور هم وظایفی دارند؟ وظایفی که خود باید بار سنگین آن را بردارند؟ و لا تزر وازرة وزر اخری و ان تدع مثقلة الی حملها لا یحمل منه شی و لو کان ذا قربی. و هیچ باربردارنده‌ای بار دیگری را بر نمی‌دارد و اگر دیگری را به برداشتن بار سنگین خود فراخواند، چیزی از آن برنخواهد داشت، اگرچه خویشاوند باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای توکلی! موسوی و خاتمی جایی نرفته‌اند كه لازم باشد برگردند. آنها به خط امام پشت نكرده‌اند. آنها به جمهوری اسلامی، حتی پس از رویدادهای تلخ این چند ماه، پایبندند، زیرا آن را قابل اصلاح و غیر آن را موجد هزینه‌های سنگین و غیرقابل تحمل برای كشور می‌دانند. ضایعات این چندماهه، حتی حرکات عصبی گروهی از راهپیمایان در روز قدس، نتیجه خطاهای پی در پی متولیان امور است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متولیان امور!؟ مشکل امروز ما این است که کسی آنان را نمی شناسد. این روزها وقتی از دوستانی که در رسانه ملی مشغول به کارند به خاطر رفتارهای صدا و سیما گله می‌کنیم می‌گویند مگر ما تصمیم‌گیر هستیم؟ سپس رهبری هم در نماز عید از شبهه‌افکنی‌هایی که در این رسانه انجام گرفته است انتقاد می‌کنند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ مشابه همین وضعیت را در قوه قضائیه ببینید. وقتی برای قاضی استدلال‌های محکمه‌پسند ارائه می‌کنی در جواب می‌گوید مگر دست من است؟ سپس معلوم می‌شود رئیس قوه قضائیه هم تیغ برایی ندارد. مقام معظم رهبری هم که مخالفت خود را با برخی از مهمترین خطاهای انجام گرفته در دادگاه‌های اخیر اعلام کرده‌اند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می‌دهد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی با دوستان سپاهی صحبت می کنی می گویند دل ما بیشتر از شما خون است. «آیا خیال می کنید پاسدارها بیرون از همین جامعه و جدا از همین مردم زندگی می کنند؟ نمی دانیم جواب بچه هایمان را چه باید بدهیم.» پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ پس از سه ماه هنوز معلوم نیست چه کسانی به کوی دانشگاه حمله کرده‌اند. رهبری این عمل را محکوم کرده‌اند. نیروی انتظامی از آن تبری می‌جوید. مجلس در به در دنبال عوامل این ماجرا می‌گردد. هیچ‌کس آنها را نمی‌شناسد. هیچ‌کس نمی‌داند از فرماندهان و سازمان‌دهندگان حوادث تلخی که بر کشور گذشت باید با چه عنوانی نام ببرد. ما اجمالا نامشان را گذاشته‌ایم «متولیان امور»؛ متولیان اشتباهات این چند ماهه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشتباهات این چند ماهه محصول رفتار کسانی است که تصور می‌كنند اگر یك امر موهوم را ده بار با صدای بلند و اعتماد به نفس كافی فریاد بزنند آن امر موهوم به واقعیت تغییر ماهیت می‌دهد و چون این تغییر ماهیت صورت نمی پذیرد همواره به دنبال مقصر هستند. از نظر آنها تقصیر همیشه در یک جایی بیرونی قرار دارد؛ بیرون از مرزها، بیرون از نظام، بیرون از حلقه خودی‌ها، بیرون از جلسه تصمیم‌گیری‌ها، بیرون از هر جایی که آنها هستند؛ از نظر آنها همه متهم به خیانت و ارتباط با اجنبی و جیره‌خواری و هر اتهام دم‌دستی و نخ‌نمای دیگر هستند، همه به جز خودشان و در الصاق این اتهامات استثنایی جز خودشان وجود ندارد. اگر باور نمی‌کنید، تا فردا صبر کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنها کسانی هستند که از حرمت شکنی تغذیه می‌کنند. در این خطیئه برایشان هیجانی هست که جانشان را تازه می‌کند. آنها به این کار اعتیاد پیدا کرده‌‌اند؛ با دلیل و بی‌دلیل سراغش می‌روند و زیاده‌روی در این اعتیاد را هر روز بیشتر می‌کنند. لا یرقبون فی مومن الا و لا ذمة در مورد هیچ مومنی نه معیارهای خویشاوندی و نه اصول عهد و پیمان را رعایت نمی‌کنند. آیا کسانی که حرمت خاندان امام را می‌شکنند حرمت دیگری را رعایت خواهند کرد. آنها برای این‌گونه حرمت‌شکنی‌ها حتی به دنبال بهانه مناسب هم نیستند؛ بی‌بهانه و بی‌مقدمه و بدون رعایت حداقل ظواهر این کار را انجام می‌دهند. مقاله مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی را در سایت رسمی این موسسه مطالعه کنید و ببینید آیا امام حسین (ع) را با منطق همین مقاله نکشتند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«معیار امام راحل مبنی بر " حال فعلی افراد " برای ارزیابی میزان پایبندی خوش‌سابقه‌ها به اصول و آرمان‌های انقلاب و نظام اسلامی ، قطعا" شامل حال اعضای خانواده و بستگان خود ایشان نیز می‌شود، زیرا اگر به فرموده امام "حفظ نظام از اوجب واجبات است " ، بنابر این در صورت غفلت یا کژتابی افراد مورد احترام نسبت به آرمان‌های اصیل انقلاب و نظام ، نمی‌توان حرمت آنها را بر حیثیت و اعتبار نظام - که خونبهای هزاران شهید و مرهون ایثارگری جوانان فداکار و گمنام این سرزمین است - مقدم و مرجح دانست». ان الحسین خرج عن دین جده فدمه هدر. حسین از دین جدش خارج شده است پس خونش را باید ریخت. «متولیان امور» از قرار زورشان به همه چیز و همه کس می رسد جز واقعیت. تنها واقعیت است که پشت آنان را به خاک می‌مالد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک صد روز است که جامعه ما صحنه اجرای تدابیر پرهزینه آنان است. آیا امروز بحران عمیق‌تر است یا سه ماه پیش؟ آیا در جمعه سبز که نه تهدیدی در کار بود و نه تلاقی چند تعطیلی متوالی مردم را به سفر آخر تابستان تشویق می‌کرد معترضین به نتایج انتخابات پرشمارتر به خیابان آمدند یا در روز قدس؟ کاملا پیداست که هیچکدام از راه حل‌های «متولیان امور» فایده‌ای به همراه نداشته است. آیا وقت آن نرسیده است که دیگر به تحلیل‌های مالیخوالیایی آنان اعتماد نشود و فرماندهی همه چیز کشور از دست آنان خارج گردد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت آن است که اینان هیچ تحلیل درستی از شرایط جامعه ندارند .آنها واقعا خیال می‌کنند اگر مهندس موسوی در روز 23 خرداد به وقایع غم‌بار صورت گرفته در انتخابات اعترض نمی‌كرد آب از آب تكان نمی‌خورد و هیچ از هیچ تغییر نمی‌كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما قانع نیستیم كه چرا باید حق اعتراض،.......... از مردم سلب شود یا کسی حق داشته باشد این اعتراض آنان را تشویش اذهان عمومی بنامند. 1400 سال پیش در محكمه‌ای كه قاضی آن خود خلیفه بود حكمی بر علیه فاطمه زهرا (س) صادر شد كه ایشان به آن اعتراض كرد و 14 قرن است كه هنوز ما داریم به این حكم اعتراض می‌كنیم. نه در آن زمان و نه در ادوار پس از آن كسی این اعتراض را تشویش اذهان عمومی ننامید؛ مگر آن كه از این پس جمهوری اسلامی به قاعده وحدت رویه قضایی این كار را بكند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این حال مسئله ما فعلا این نیست. حتی اگر مهندس موسوی هم اعتراض نمی‌كرد، مردم به آنچه در انتخابات روی داد اعتراض می‌كردند. واقعیت این است كه تظاهرات عظیم روز 25 خرداد با منابع اعطایی بنیاد سوروس و به دست كسانی كه از چند روز قبل در زندان به سر می‌بردند سازماندهی نشد، بلکه این مردم بودند که به صورت خودجوش این رویداد تاریخی را رقم زدند. در روز 25 خرداد از چندین طریق به دفتر مهندس موسوی پیغام رسید که نیروهای ضدشورش با حاضران در تظاهرات .............برخورد خواهند كرد و مسئولیت خون این عده به گردن اوست، از این رو دكتر بهزادیان رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی رسما در سایت قلم اعلام كرد چون مجوز لازم صادر نشده است راهپیمایی برگزار نخواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز دوشنبه 25 خرداد 1388 ساعت 2 بعدازظهر تعداد قابل‌توجهی از دوستان مهندس موسوی در دفتر او جمع شده بودند و به او اصرار می‌كردند به خیابان نرود، زیرا با توجه به اطلاعیه‌ای که از سوی آقای بهزادیان منتشر شده است تنها تعداد کمی از کسانی که از لغو تظاهرات بی‌اطلاعند خواهند آمد و قاعدتا برای زهر چشم گرفتن از دیگران، این عده به‌شدت سركوب می‌شوند و جان هرکسی که به میانشان برود هم در معرض خطر قرار می‌گیرد. اتفاقا آن روز تنها استدلال مهندس موسوی برای حضوردر خیابان این بود كه در چنین شرایطی نمی‌تواند مردم را تنها بگذارد، شاید حضورش هزینه سركوب را بالا ببرد و از شدت آن كم كند. علیرغم تمامی این پیش‌بینی‌ها آن جمعیت عظیم در صحنه حاضر شد. واقعیت‌ اینهاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت این است که اگر موسوی نبود اتفاقی که اینک پس از سه ماه در ابعادی محدود رخ داده و آقای دکتر احمد توکلی این همه از آن نگران است، همان روز اول روی می‌داد. این موسوی بود که اجازه نداد مردم در دام تبلیغات کسانی بیفتند که می‌خواستند اسلام را به خطاهای «متولیان امور» متهم کنند. این او بود که جوانان را با منطق انقلاب آشنا کرد و به آنان نشان داد همچنان می‌توانند با تکیه بر میراث پدران شهیدشان حقوق مسلم خود را با کمترین هزینه استیفا کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در روز قدس شعارهایی داده شده و اینک مهندس میرحسین موسوی و حجت‌الاسلام و المسلمین خاتمی از سوی آقای توکلی به این خاطر مورد مواخذه قرار دارند. آیا این مواخذه به حق است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولا گزارش‌هایی که ما از افراد حاضر در صحنه به دست آورده‌ایم نشان می‌دهد شعارهایی که آقای توکلی در نامه خود آورده‌ و صدا و سیما با آب و تاب رویش کار کرده شعارهای اصلی راهپیمایان نبوده است. ثانیا همان عده قلیل هم از روی عصبانیت و نه به عنوان یک سیاست راهبردی این شعارها را سر می‌دادند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;أیا صدا و سیما انبوه سبزها را ندید؟ به راستی اگر ادعای صدا و سیما درست باشد و این تعداد از مردم ما هوادار اسرائیل باشند دیگر چه چیز از نظام باقی می‌ماند؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر جوانی عصبانی شود و بر روی دیواری شعار ..... بنویسد وظیفه شهرداری چیست؟ آیا باید آن‌ را پاک کند یا از آن عکس بگیرد و در صفحه اول روزنامه به چاپ برساند؟ هیچ معلوم هست که صدا و سیما چه کار دارد می‌کند؟ دیگر لازم نیست تا فردا صبرکنید؛ «متولیان امور» حرمت شکنی از استثنائات را از دیروز شروع کرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتی برای نظام‌هایی که در بحران به سر نمی‌برند عاقلانه است همواره به روزی که اعتماد مردم را از دست بدهند بیندیشند. اگر واقعا آن جمعیت عظیم چنین شعارهایی را با اعصاب آرام و به عنوان یک تصمیم سر داده بود تکلیف چه بود؟ از موسوی که او را با این&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الفاظ مورد خطاب و مواخذه قرار می‌دهید انتظار دارید در کدام فضا و با کدام رسانه از بروز چنین شرایطی پیشگیری کند. آیا این او بود که مردم را به سوی شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه گسیل کرد یا دوستان شما بودند؟ آقای توکلی! انصاف بدهید. وجدانتان را قاضی کنید و در خلوتی صادقانه و مسئولانه با خود این پرسش را پاسخ بدهید که به راستی چه کسی باید از راه خطایی که رفته است باز گردد؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-2165644356539457888?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/2165644356539457888/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3902.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2165644356539457888'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2165644356539457888'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3902.html' title='پاسخ علیرضا بهشتی شیرازی به احمد توکلی'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-1113977216537744699</id><published>2009-09-23T06:31:00.002-07:00</published><updated>2009-09-23T06:34:18.381-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کلیپ ها'/><title type='text'>نماهنگ زیبای "شیرزن" + نسخه بلوتوث</title><content type='html'>این ویدئو کلیپ توسط جمعی از هنرمندان کشور ساخته شده و موسیقی این کار پس از کشته شدن ندا ساخته شده است. نام سازندگان این اثر محفوظ است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موج سبز آزادی با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث که قابل استفاده در تلفن همراه است، برای گسترش آگاهی عمومی تلاش می‏کند. لطفا با دریافت این فایل و توزیع آن از طریق بلوتوث، در رسیدن به این هدف به ما کمک کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسخه بلوتوث (3gp) کلیپ زیبای "شیرزن" را از اینجا دریافت کنید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.mowjcamp.org/files/file/36643&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-1113977216537744699?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/1113977216537744699/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_5692.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1113977216537744699'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/1113977216537744699'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_5692.html' title='نماهنگ زیبای &quot;شیرزن&quot; + نسخه بلوتوث'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-5776533146337033968</id><published>2009-09-23T06:31:00.001-07:00</published><updated>2009-09-23T06:31:40.563-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>فرزند مرتضی الویری: گفته اند بازجویی ادامه دارد</title><content type='html'>با خانواده مرتضی الویری، عضو کمیته پی گیری امور آسیب دیدگان و بازداشت شدگان وقایع بعد ازانتخابات که از دو هفته پیش در زندان به سر می برد در مورد وضعیت وی مصاحبه کرده‏ایم. الویری در حالی در بی خبری مطلق در زندان به سر می‏برد که نه تنها هر روزبر تعداد بازداشت شدگان بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد افزوده می‏شود، که از آزادی کسانی هم که از سه ماه پیش دستگیر شده‏اند و در زندان به سر می برند، کمتر خبری هست. طی هفته‏های گذشته تنها تنی چند از این بازداشت شدگان، آن هم با تودیع وثیقه‏های سنگین آزاد شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرتضی الویری، دو هفته پیش، پس از توقیف اسناد و مدارک کمیته پی گیری امور آسیب دیدگان و بازداشت شدگان توسط ماموران دادستانی و همزمان با پلمپ دفتر مهدی کروبی، نامزد معترض به کودتای انتخاباتی، بازداشت شد. بازداشت شهردار سابق تهران که به اتفاق علیرضا حسنی بهشتی صورت گرفت، شوک عجیبی در میان محافل خبری و سیاسی ایران به وجود آورد. فرزند آیت الله بهشتی، هفته گذشته با قرار وثیقه آزاد شد اما الویری همچنان در بازداشت به سر می برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون با گذشت دو هفته از بازداشت مرتضی الویری، عضو کمیته پی گیری امور آسیب دیدگان و بازداشت شدگان وقایع بعد ازانتخابات که توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی ایجاد شد، هنوز اتهامی به او تفهیم نشده است و وی همچنان در بند 209 زندان اوین و در سلول انفرادی نگهداری می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هادی الویری، فرزند مرتضی الویری، درباره وضعیت پدرش در زندان به روز می گوید که از "اتهام یا اتهامات انتسابی به پدرش اطلاعی ندارد و فکر می کند که آقای الویری را در ارتباط با کمیته پی گیری امور آسیب دیدگان بازداشت کرده اند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او خبر از تماس تلفنی روز گذشته آقای الویری با خانوده اش می دهد و می افزاید: "وضع روحی پدرم خوب است؛ در مورد وضع جسمی ایشان هم باید بگویم که پزشک پدرم، دستگاهی تجویز کرده بود که با استفاده از آن پدرم بتواند شب ها موقع خواب، راحت تر نفس بکشد و اکسیژن کامل به او برسد. یک روز بعد از بازداشت پدرم تماس گرفت و این دستگاه را خواست که ما بردیم و به مامور زندان اوین تحویل دادیم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هادی الویری افزود: "پدرم در تماس روز گذشته خبر داد که خواست درتبدیل قرار به وثیقه را در زندان امضا کرده است اما تاکنون مسولین قضایی در این زمینه به ما هیچ اطلاعی نداده اند و در پی گیریهای قبلی هم به ما گفته اند که فعلا در مرحله تحقیقات است و بازجویی ادامه دارد و پس از پایان تحقیقات، نظر خواهند داد که پدرم آزاد شود یا نه."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پسر آقای الویری، با اشاره به کوتاه بودن تماس های تلفنی پدرش از زندان گفت: "این تماس ها بسیار کوتاه و فقط در حد احوالپرسی است و پدرم تا کنون درباره بازجویی ها، اتهامات یا نوع بازجویی هایش حرفی نزده است." وی با اشاره به تفتیش منزل آقای الویری از سوی ماموران دادستانی گفت که "هارد کامپیوتر و مدارک آقای الویری به همراه وسایل بی ربط دیگری همچون فیلم عروسی خواهرم و کاغذهای دانشگاهی و سی دی های بازیهای کامپیوتری برادرم را با خود برده اند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته هادی الویری، ماشین پدرش نیزاز سوی ماموران دادستانی مورد تفتیش قرار گرفته است و آنها مدارکی را ماموران با خود برده اند. فرزند آقای الویری با بیان اینکه از بازداشت پدرش به شدت متعجب شده است یادآور شد: "پدر من فردی تندرو نبود و من در ارتباطات ایشان میدیدم که حتی مخالفانش هم برای او احترام خاصی قائلند. بازداشت چنین شخصیتی با آن همه سوابق برای همه عجیب بود."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: روزآنلاین&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-5776533146337033968?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/5776533146337033968/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3544.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5776533146337033968'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/5776533146337033968'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_3544.html' title='فرزند مرتضی الویری: گفته اند بازجویی ادامه دارد'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-3836411323292371784</id><published>2009-09-23T06:30:00.002-07:00</published><updated>2009-09-23T06:31:21.053-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>مهدیه محمدی، همسر دبیرکل سازمان ادوار تحکیم: احمد زید‏آبادی را در زندان به شدت کتک می‏زنند</title><content type='html'>احمد زید آبادی دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران و روزنامه‏نگار سرشناس در زندان اوین توسط تیم بازجویی به شدت کتک‏زده می‏شود و مهم‏ترین اتهام او نگارش نامه‏ای سرگشاده به رهبری است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهدیه محمدی همسر احمد زید آبادی به بازگویی حقایق دردناکی در خصوص وضعیت همسرش دست زده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش ادوار نیوز به نقل از روز انلاین مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی که روز دوشنبه برای ملاقات با همسرش به زندان اوین مراجعه کرده و موفق به ملاقات نشده بود ضمن دادن خبر ضرب و شتم این روزنامه نگار در زندان، به روز گفت: روز دوشنبه گفتند که احمد ممنوع الملاقات است؛ هفته گذشته هم که برای ملاقات رفتیم به دلیل نامه ای که از قاضی پرونده داشتیم اجازه ملاقات دادند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی افزود: بازجویی آقای زیدآبادی که 35 روز در بند 2 الف و در جایی شبیه قبر زندانی بوده پس از انتقال به بند 240 شروع شده و بازجویی بسیار خشن به طرز وحشتناکی از او بازجویی کرده است. به گفته خانم محمدی، بازجو به آقای زیدآبادی گفته است که "دستور داریم تو را له کنیم و اگر همکاری نکنی هر کاری دلمان خواست با تو می کنیم و اگر این کاغذهای بازجویی را ننویسی همین کاغذها را به خوردت خواهیم داد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او که این سخنان را به نقل از زیدآبادی بیان میکرد افزود: "همین بازجو، احمد را به شدت کتک زده و خود احمد می گفت که خشونت وحشتناکی علیه او به کار برده اند." همسر آقای زیدآبادی گفت: این اواخر بازجوی او عوض شده و بازجوی جدید رفتاری انسانی تر با او داشته، اما چون او حاضر به قرائت متن نوشته شده توسط بازجو در دادگاه نشده است مجددا همان بازجوی خشن اولی برگشته و اکنون هم اوست که دوباره از آقای زیدآبادی بازجویی می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم محمدی سپس به اتهامات آقای زیدآبادی اشاره کرد و گفت: اوایل بازجویی اتهامات وحشتناکی از جمله اتهامات اخلاقی به احمد نسبت داده اند اما او حاضر به پذیرفتن این اتهامات دروغ نشده؛ اکنون هم یکی از اتهاماتش نامه ای است که به رهبری نوشته و در سایت ها منتشر شده بود. او را تحت فشار قرار داده اند که چرا نوشتی مقام رهبری و کلمه معظم را به کار نبرده ای!"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با بیان اینکه ارتباط با روزآنلاین و بی بی سی و دیدار با ابراهیم یزدی از دیگر موارد در بازجویی هاست، افزود: حالا دوباره با تغییر بازجو و آمدن بازجوی قبلی باز احمد تحت فشار شدیدی قرار گرفته تا به جای دفاع از خود، متن نوشته بازجو را در دادگاه بخواند و طلب بخشش کند. ضمن اینکه بازجو که عوض شده بود هفته ای یکبار احمد به منزل زنگ میزد و به ما ملاقات میدادند اما با آمدن بازجوی سابقش نه تماس مگیرد و نه ملاقات می دهند؛ گویا میخواهند کاری راکه با آقای عبدالله مومنی کردند با او نیز بکنند که اورا 40 روز در بیخبری مطلق نگه داشتند و بعد مستقیم به دادگاه بردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همسر آقای زیدآبادی گفت: آقایان اعلام کردند که زیدآبادی گفته وکیل نمیخواهم؛ من در آخرین ملاقاتی که داشتیم از احمد پرسیدم چرا گفته ای وکیل نمی خواهی که جا خورد و گفت من چنین چیزی نگفته ام؛ دروغ گفته اند. و از همان روز وکلای ایشان باز شروع به پیگیری کردند اما اکنون دقیقا دو هفته است که پرونده احمد روی میز آقای سبحانی، بازپرس شعبه دو است و از آقای سبحانی که می پرسیم چرا پرونده به صورت بلاتکلیف همچنان روی میز شما مانده، می گوید من قرار نهایی را صادر کرده ام، بروید از آقای حداد بپرسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم محمدی با بیان اینکه همسرش از او خواسته است مصاحبه نکند گفت: احمد می گوید هر بار که من مصاحبه می کنم او را بیشتر تحت فشار قرار میدهند. من هم میدانم که با این مصاحبه فشار روی احمد بیشتر می شود اما چاره دیگری ندارم؛ احمد الان صد روز است که در انفرادی به سر می برد؛ او را به شدت کتک زده اند، به مرز جنون و خودکشی رسانده اند و اکنون نیز فشار می اورند که اعتراف بگیرند و دیکته کنند و او بنویسد و بعد در دادگاه بخواند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم محمدی می افزاید:بازجویان به آقای زیدآبادی گفته اند که باید از رهبری بابت اینکه مقابل اسمش کلمه معظم را ننوشته است عذرخواهی کند؛ من میخواهم بدانم رهبری که میگوید انتقاد کردن آزاد است چرا احمد باید بابت این قضیه از او عذرخواهی کند و این چه نوع آزادی انتقاد است که به خاطر ننوشتن کلمه معظم برای ایشان، یک روزنامه نگار را تحت وحشیانه ترین فشارها قرار می دهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متن نامه سرگشاده احمد زیدآبادی خطاب به آیت الله خامنه ای که در فروردین ماه 86 در رسانه های اینترنتی منتشر شد در پی می آید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من از حساسیت‌های نظام سیاسی ایران در باره هرگونه انتقاد و یا پرسش از رهبری نظام جمهوری اسلامی به خوبی آگاهم و می‌دانم که ورود به این حیطه، عبور از خط قرمزی است که عملا در کشور ما اعمال می‌شود. به همین علت، با آنکه از سال‌ها پیش قصد نوشتن نامه‌ای به ایشان داشتم و بویژه می‌خواستم از قانون شکنی‌ها و اجحاف‌هایی که در طول دوره بازداشتم در سال 1379 بر من و دوستانم روا شد، نزد وی شکایت ببرم، اما هر بار از تصمیم خود منصرف شدم، زیرا حساسیت موضوع می‌توانست حمل بر خودنمایی و یا ابراز بی‌باکی و تهور شود. این بار اما بخصوص پس از سخنان رهبری در شهر مشهد، تصمیم گرفتم تا قصد دیرینه خود را عملی کنم و امیدوارم که این تصمیم به مسائلی مانند خودنمایی و ابراز بی‌باکی نسبت داده نشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چند که من نیز مانند هر موجود انسانی دیگر، از وسوسه خودنمایی در امان نیستم و از بی باکی هم به سهم خود بهره‌ای دارم، اما برای گریز از مواضع تهمت، تاکید می‌کنم که قصدم از نوشتن این مطلب، ابراز وجود سیاسی از طریق به چالش کشیدن مقام عالی نظام نیست و از همین رو، در سرتاسر این نوشته، تلاش می‌کنم تا در کاربرد واژه‌ها و عبارات، موقعیت خاص ایشان را در نظر داشته باشم و قلم را به ورطه بی‌احترامی و جسارت نکشانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در عین حال، هر چند که شاید از شجاعت هم خداوند برای من نصیبی قرار داده باشد، اما بر کسی پنهان نیست که من اهل ماجراجویی و گزافه‌گویی حتی در جایی که کمترین هزینه و خرجی هم نداشته باشد، نیستم و اینک نیز نمی‌خواهم با خطاب قرار دادن رهبری، دست به ماجراجویی بزنم. با این همه، ممکن است این پرسش پیش آید که چرا طبق سنت مالوف در ایران، پرسش‌ها و یا انتقادهایم را از رهبری در قالب نامه‌ای سربسته به دفتر ایشان ارسال نمی‌کنم و بر انتشار علنی آن اصرار دارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ پرسش فوق این است که آنچه می‌خواهم در این نوشته مطرح کنم، در شمار مسائل شخصی نیست که نیازمند ارسال نامه خصوصی باشد. در این نوشته در واقع قصد دارم برخی از بزرگترین مشکلات رویاروی جامعه ایرانی را طرح کنم و نظر رهبری را هم در این باره جویا شوم، به این امید که طرح این موضوع برای سایر ایرانیانی هم که مانند من می‌اندیشند، مفید افتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش نخست من از رهبری به همان حساسیت‌های موجود در مورد طرح پرسش و یا نقد اظهار نظرهای ایشان بر می‌گردد. سوال این است که به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و یا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و یا نقد گفته‌ها و عملکرد وی، عملا در جامعه ایران ممنوع است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نقطه نظر شرعی می‌دانیم که حتی انبیا و اولیای خداوند که در نزد ما از منزلت معنوی بی‌مانندی برخوردارند، هیچگاه افراد جامعه و از جمله پیروان خود را از به چالش کشیدن رفتار و گفتار خود بر حذر نداشته‌اند و سیره پیامبر اسلام و خلفای راشدین بخصوص امیرالمومنین علی نیز نشان می‌دهد که آن بزرگان، هیچگاه در مقابل تندترین برخوردهایی که افراد عادی جامعه با آنها داشته‌اند، شدت عمل نشان نداده‌اند و اگر هم از تعرض لفظی بی‌ادبانه و بی‌موردی به خشم آمده‌اند، کلام را با کلام پاسخ داده‌اند و نه با تشکیل پرونده و ارجاع به قاضی و وضع مجازات.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اینجا نمی‌خواهم با فهرست کردن شیوه برخورد پیامبر و اصحاب آن بزرگوار در برابر انتقادهای لفظی دیگران، فضل فروشی کنم، اما تاکید می‌کنم که مصونیت رهبری از طرح پرسش و انتقاد در جامعه ما، نه فقط سابقه‌ای در شرع ندارد، بلکه بدعتی بی‌سابقه در تفکر اسلامی به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نقطه نظر عقلی نیز همه دلایلی که در حوزه نقد و پرسش به ذهن بشر می‌رسد، دلالت بر ضرورت انتقاد از رهبران جامعه در هر سطحی دارد و حتی یک دلیل عقلی نیز نمی‌توان برای حرمت نقد و پرسش از رهبران سیاسی و مذهبی جوامع ارائه کرد. از لحاظ قانونی هم تا آنجا که من اطلاع دارم، توهین به رهبری در قوانین جمهوری اسلامی جرم شناخته شده، اما نقد گفتار و رفتار وی در هیچ قانونی منع نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از منظر عرفی نیز، امروزه در همه کشورهایی که رهبران آنها با رای مردم انتخاب می‌شوند، انتقاد و پرسش که جای خود، بلکه شهروندان از حق هر نوع تخطئه و تعرض لفظی به آنها نیز برخوردارند. نمونه‌ای از این تعرض‌ها و تخطئه‌ها را صدا و سیمای جمهوری اسلامی به نقل از مطبوعات آمریکا و انگلیس علیه رهبران این کشورها روزانه پخش می‌کند. حتی سیمای جمهوری اسلامی صحنه‌هایی از راهپیمایی معترضان به سیاست آمریکا در شهرهای مختلف آن کشور نشان می‌دهد که تصویر جرج بوش را به صورتی حیوانی خون آشام بر روی پلاکاردها حمل می‌کنند و پلیس هم متعرض آنان نمی‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر حال، وقتی که هیچ مبنای شرعی، عقلی، قانونی و عرفی برای منع نقد رهبری و پرسش از وی وجود ندارد، چرا کارگزاران امنیتی و قضایی نظام، در مورد کوچکترین اشاره غیر مستقیمی در گفته‌ها و نوشته‌های افراد به مواضع رهبری تا این اندازه سخت می‌گیرند و آن را ذنب لایغفر می‌پندارند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا رفتار آنان در این باره، مورد تایید رهبری است؟ اگر هست، بر اساس کدام حجت شرعی و یا عقلی؟ و اگر نیست چرا این موضوع علنی و صریح اعلام نمی‌شود تا هم راه نقد اصولی و منطقی گشوده شود و منتقدان احساس امنیت کنند و هم کارگزاران نظام امکان سوء استفاده از این مساله را پیدا نکنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا آنجا که من به یاد دارم، در دوران حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی، به رغم فضای سنگینی که برخی از هواداران آتشین مزاج ایشان در جهت منع هر گونه نقد آن مرحوم ایجاد کرده بودند، آیت الله خامنه‌ای خود یکی از معدود منتقدان به نسبت صریح نحوه اداره کشور و پاره‌ای از اظهار نظرهای مرحوم آیت‌الله خمینی بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به این سابقه، انتظار می‌رفت که در دوره رهبری خود ایشان، فضای نقد و پرسش از مقام‌های عالی نظام بسط و گسترش یابد، اما متاسفانه نه فقط چنین نشد، بلکه صداهای ضعیفی هم که در دوران حیات آقای خمینی در نقد ایشان بلند بود، در دوره بعدی یا خاموش شد و یا هزینه سیاسی و امنیتی در پی داشت. من هنوز توجیهی منطقی برای این مساله پیدا نکرده‌ام و امیدوارم شخص رهبری یا یکی از نزدیکان ایشان، در این باره توضیحی ارائه کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش دومم اما مربوط به مساله‌ای است که برای جامعه ایرانی سرنوشت‌ساز شده و چنانچه در مورد آن، تصمیم درست گرفته نشود، چه بسا کشور ما را در شرایط فوق‌العاده خطرناکی قرار دهد. همانطور که همه می‌دانیم، بحث دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته‌ای، مدت‌ها است که ایران را اسیر بحرانی بین‌المللی کرده و سبب صدور قطعنامه‌های الزام آوری از طرف شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اینجا من نمی‌خواهم از اهمیت یا عدم اهمیت برخورداری از چرخه سوخت هسته‌ای و یا از میزان تاثیر دستیابی به این چرخه در توسعه و پیشرفت کشور سخن بگویم. اصلا فرض را بر این می‌گیرم که آنچه مقام‌های کشور در باره اهمیت استراتژیک سوخت هسته‌ای و تاثیر آن در پیشرفت کشور می‌گویند، تماما درست و دقیق باشد، اما به گمان من مساله اصلی این است که از خود بپرسیم به چه هزینه‌ای؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در زندگی اجتماعی و فردی بشر بسیاری چیزهای مفید و خوب وجود دارد که به دلیل هزینه‌های مترتب بر آنها کنار نهاده می‌شوند، زیرا دنیا، دنیای تزاحم امور و نظام ترجیحات است. در نظام ترجیحات یک ملت، حفظ موجودیت کشور بی‌گمان در راس اولویت‌هاست و پس از آن حفظ امنیت داخلی و سرمایه‌های انسانی و ملی قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر قرار باشد دستیابی به یک دستاورد اقتصادی یا علمی، موجودیت یا امنیت یا سرمایه‌های ملی آن را به خطر اندازد، چه توجیه منطقی برای اصرار بر آن دستاورد وجود دارد؟ می‌دانیم که جمهوری اسلامی بر این نکته پافشاری می‌کند که منظورش از دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای، تولید سلاح اتمی نیست. با توجه به این نکته، چرخه سوخت هسته‌ای برای ایران تنها جنبه اقتصادی و علمی پیدا می‌کند. اما کدام دستاورد اقتصادی یا علمی در جهان وجود دارد که بتوان به آن از دریچه حق و باطل نگریست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر امر اقتصادی به ناچار باید با مکانیسم تحلیل اقتصادی یعنی هزینه و فایده آن، مورد ارزیابی قرار گیرد و از همین روست که منتقدان برنامه هسته‌ای کشور با توجه به اصل هزینه - فایده، خیری در ادامه این برنامه در شرایط حاضر نمی‌بینند چرا که تبعات منفی تحریم فزاینده کشور و یا احتمال حمله نظامی به مراتب پر هزینه‌تر از فایده‌های دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اینجا اما من از مقام رهبری نمی‌خواهم که نظر خود را رها کند و نظر منتقدان را بپذیرد چرا که هر کس بر اساس دیدگاه و اطلاعات خود، ارزیابی خاص خویش را از شرایط دارد. یک نفر ممکن است بر مبنای یک سری داده‌ها، شرایط را خطرناک تصور کند و فردی دیگر، بر اساس داده‌های متفاوت، اوضاع را عادی و معمولی فرض کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوال من از رهبری اما این است که چرا ایشان اصرار دارند که همه ایرانیان ارزیابی ایشان را از شرایط داشته باشند و اگر جز این باشد به تعبیر وی حرف دشمن را تکرار می‌کنند و یا به گفته برخی از مقام‌های امنیتی، از عوامل دشمن هستند. در دنیای امروز، روزانه میلیون‌ها خبر و گزارش در باره یک موضوع انتشار می‌یابد که مسلما یک نفر نمی‌تواند همه آنها را مطالعه کند. هر کس به فراخور دیدگاه کلی خود نسبت به نظام جهانی، بخشی از اخبار را گزینش و آنها را مطالعه می‌کند. از همین رو، ارزیابی افراد مختلف از شرایط خاص، به فراخور دیدگاه کلان خود و خبرهایی که خوانده‌اند، متفاوت است و این امری کاملا طبیعی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا از نظر رهبری، یک ایرانی بر مبنای مطالعات خود، نمی‌تواند ارزیابی متفاوتی نسبت به ایشان از شرایط کشور داسته باشد؟ و اگر ارزیابی متفاوتی داشت، نباید از حق بیان آن برخوردار باشد؟ اگر یک ایرانی بر اساس تجربه و نگاه خود، کشور را در معرض خطر ببیند، آیا می‌توان او را به دلیل نگرانی‌اش از آینده، مجرم و شریک دشمن دانست و به ترس و رعب متهم کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاکید پی در پی رهبری و نزدیکان ایشان بر مرعوب بودن طرفداران انعطاف در برنامه هسته‌ای بخصوص باعث تعجب و تاسف است. مسلما ترس و رعب در زندگی فردی و جمعی صفات پسندیده‌ای نیستند، اما به نوبه خود مکانیسم‌هایی برای ادامه بقای بشرند. اگر قرار باشد در وجود هیچکدام از افراد بشر ذره‌ای ترس از کسی یا چیزی وجود نداشته باشد، آیا جهان انسانی یک لحظه برقرار می‌ماند؟ آیا اگر فردی به اتکای نترسی و بی‌باکی شخصی خود، جمعیت کثیری را به ورطه بدبختی و هلاکت اندازد، مستوجب تحسین و پاداش است؟&lt;br /&gt;خدا رحمت کند کسی را که بر جان و مال و سرنوشت دیگران بیم و ترس داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر حال، واقعیت این است که بسیاری از ایرانیان، ارزیابی متفاوتی نسبت به ارزیابی مقام رهبری از مجموعه شرایط کشور و بحران هسته‌ای جاری دارند و دقیقا از آینده این کشور می‌ترسند! آیا باید ترس خود را کتمان کنند؟ و اگر نکردند، آیا باید مورد تهدید وزیر محترم اطلاعات قرار گیرند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بار دیگر تکرار می‌کنم که من از مقام رهبری نمی‌خواهم که نظر خود را فرو گذارد و نظر دیگران را بپذیرد، اما از ایشان می‌خواهم در باره مساله‌ای که به سرنوشت تک تک ما و فرزندانمان مربوط می‌شود، اجازه دهد که نظرات و ارزیابی‌های متفاوت، در فضایی امن و آزاد مطرح شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گمان من، در مساله‌ای در اندازه بحران هسته‌ای، تصمیم نهایی با همه ایرانیان است. ایرانیان برای تصمیم در این باره لازم است که نظر همه صاحبان اندیشه و نظر را بشنوند و در فضایی آرام و معقول از هر تصمیمی که صلاح می‌دانند، پشتیبانی کنند. آیا مقام رهبری با این مساله موافقند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به باور من، سرنوشت آینده ایران تا حدود بسیار زیادی به تصمیم رهبری کشور در باره موضوع فوق گره خورده است و اگر ایشان در این باره تصمیم صحیحی بگیرند، بدون شک گفتنی‌های بسیاری برای طرح نزد ایشان وجود خواهد داشت. خداوند همه ما را در شناخت حقیقت، که به تعبیر امیرالمومنین علی از موری سیاه بر سنگی سیاه در دل شبی سیاه، پنهان‌تر است، یاری رساند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-3836411323292371784?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/3836411323292371784/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8353.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3836411323292371784'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/3836411323292371784'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_8353.html' title='مهدیه محمدی، همسر دبیرکل سازمان ادوار تحکیم: احمد زید‏آبادی را در زندان به شدت کتک می‏زنند'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-4937883182760348199</id><published>2009-09-23T06:30:00.001-07:00</published><updated>2009-09-23T06:30:20.465-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>فراخوان جمع‌اوری امضا از دانش‌آموختگان سمپاد، دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های معتبر جهان برای آزادی علی پیرحسینلو و فاطمه ستوده</title><content type='html'>جمعی از دانش‌آموختگان مدرسه علامه حلی تهران ( استعدادهای درخشان) و نیز دانشجویان و اساتید معتبر دانشگاه‌های جهان خواستار آزادی علی‌ پیرحسینلو و همسرش فاطمه ستوده شده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فراخوان جمع‌آوری امضا برای آزادی این زوج بی‌گناه که هفته گذشته در منزل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند در وبلاگی که برای آزادسازی این زوج راه اندازی شده، آمده است. علاقمندان به درج امضای خود در پای این بیانیه، می‌توانند با مراجعه به لینک زیر و ثبت اطلاعات لازم، گامی در جهت آزادی این زوج بردارند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://freealpr.blogspot.com/2009/09/blog-post_22.html&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-4937883182760348199?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/4937883182760348199/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1019.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4937883182760348199'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/4937883182760348199'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_1019.html' title='فراخوان جمع‌اوری امضا از دانش‌آموختگان سمپاد، دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های معتبر جهان برای آزادی علی پیرحسینلو و فاطمه ستوده'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-7827271346189539003</id><published>2009-09-23T06:29:00.004-07:00</published><updated>2009-09-23T06:30:00.829-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>حال و آینده جنبش سبز</title><content type='html'>سید سراج الدین میردامادی&lt;br /&gt;هدف از انتشار این مقاله نگاهی از درون به حال و آینده جنبش سبز مردم ایران است. از درون، زیرا نگارنده خود را متعلق به این جنبش می‌داند و از اولین روزهای آغازین این جنبش فراگیر در داخل و خارج از کشور دوشادوش سایر هموطنان حضور داشته و نسبت به حال و آینده این جنبش دغدغه‌ها و نگرانی‌های بسیار دارد که در این نوشتار به این موارد خواهد پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کجا قرار داریم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از کودتای از پیش طراحی شده و رعد آسای ۲۳ خرداد عموم مردمی که شجاعانه در جنبش سبز برای مقابله با کودتاگران شرکت کرده بودند هدفی جز ابطال و تجدید انتخابات بر اساس استانداردهای دموکراتیک و نیز مجازات عاملان تقلب در انتخابات را دنبال نمی‌کردند. هیچ کدام از مردمی که روزهای پس از انتخابات حداقل تا ۲۵ خرداد به خیابان‌های تهران ریختند به دنبال تغییر بنیادین نظام سیاسی موجود جمهوری اسلامی نبودند و این کاملا مشهود بود. هدف مردم این بود که بپرسند چرا وزارت کشور با حمایت دولت و طبعا با حمایت رهبری نظام دست به این تقلب فراگیر در انتخابات زده است و آراء میلیونی مردم چنین ناجوانمرانه نادیده گرفته شده و کسی که حتی در مقام استانداری اردبیل هم ناکارآمدی‌اش ثابت شده بود، به رأس مدیریت اجرایی عالی کشور گمارده شد، حال آن‌که مردم ایران در روز ۲۲ خرداد با آراء خودشان نه بزرگی به او و رهبری حامی او گفته بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فاز اول جنبش، که برخی آنرا فاز "اعتراضات خیابانی" نامیده‌اند، حداقل تا قبل از کشتار بیرحمانه مردم در خیابان‌ها و نیز جنایات صورت گرفته در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های مخفی و علنی، هدفی جز آنچه در بالا ذکر آن گذشت دنبال نمی‌شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فاز دوم، که می‌توان آنرا فاز "اعتراضات مناسبتی" نامید و بطور مشخص از نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی آغاز گردید، مردم دیگر کمتر دنبال ابطال انتخابات بودند زیرا حداقل علی‌الظاهر پس از تأیید شورای نگهبان - آنچنان که انتظار می‌رفت - توقع ابطال انتخابات عملا از سوی حاکمیت نادیده گرفته شده بود و تکرار شعار "رأی من کو؟" هر چند می‌توانست یادآور هویت اولیه جنبش باشد اما عملا با گذر زمانی از آن مرحله، خواست‌ها و مطالبات جدیدی طرح شد که اهداف اولیه را در برداشته و در عین حال اهداف جدیدی را نیز پیگیری می‌نمود. مهم‌ترین هدف در فاز دوم جنبش، برخورد قاطع با سرکوبگران و جنایتکاران در جریان اعتراضات آرام مردم و محاکمه و مجازات آمرین و عاملین این فجایع بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آفات جنبش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر جنبشی با آفات و معایب ریز و درشتی در مراحل مختلف خود مواجه می‌شود و انتظار می‌رود رهبران‌، نخبگان و دلسوزان آگاه جنبش، سعی کنند معایب را برطرف سازند و آفات را بزدایند تا جنبش سالم و سرزنده به راه خود ادامه دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش سبز مردم ایران از همان روزهای ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری متولد شد. زنجیره انسانی سبز مردم در تهران و شهرستان‌ها نماد زیبای حضور آگاهانه مردم در ابتدای این راه سخت بود. در همان ایام تا ۲۳ خرداد که اعتراضات به نتایج اعلام شده و همزمان سرکوب خونین مردم آغاز شد، بسیاری از احزاب اپوزسیون نظام در خارج از ایران انتخابات را تحریم نمودند. بی شک تحریم انتخابات یک اقدام دموکراتیک است و کسانی که از حق رأی دادن برای ابراز عقیده خودشان استفاده می‌کنند، عده‌ای هم با رأی ندادن خودشان به مخالفت با یک ایده برمی‌خیزند و این نیز حق ایشان است که با دست کشیدن از حق رأی خود، یک اعتراض مدنی را سامان دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا اینجای کار ایرادی به دوستان تحریمی و احزاب با سابقه و محترم اپوزسیون نظام وارد نیست. حتی پیوستن ایشان به جنبش سبز مردم ایران و حضور چهره‌های محترم و شاخص ایشان در تظاهرات‌های خارج از ایران نیز محل اشکال نیست. اما ایراد کار از زمانی آغاز می‌شود که این عزیزان بخواهند اختیار هدایت و خط دهی اعتراضات مردمی را بدست بگیرند و مانع از حتی ظهور و بروز نمادهای حامیان نامزدهای محبوب مردم ایران - آقایان موسوی و کروبی - در اجتماعات شوند. حتی زمانی که به ایشان گفته شد که اجازه بدهید پیام مهندس موسوی در تجمع ایرانیان در برخی شهرها خوانده شود، پاسخ دادند ابتدا پیام را بدهید ما بخوانیم اگر مناسب دیدیم آن را انتشار خواهیم داد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهم‌ترین آفت این جنبش همین است که بخش خارج از کشور به دلیل اندیشه‌های انتزاعی و بعضا دور افتاده از واقعیات جامعه امروز ایران از جنبش در داخل کشور فاصله بگیرد و گمان برد که مردم در خیابان‌های تهران و شهرستان‌ها همان اندیشه و هدفی را دنبال می‌کنند که تظاهرکنندگان در خیابان‌های برلین، پاریس، لندن و نیویورک و...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دیگر آفات جنبش غلبه شور و احساس و هیجان و جو زدگی بر رهبران جنبش است. این‌که مردم در کوچه و خیابان در برابر عوامل سرکوبگر دچار شور و هیجان شوند و احیانا اقدامی احساسی را مرتکب شوند ایرادی ندارد اما رهبران و نخبگان جنبش نباید هیجان زدگی بر عقلشان غلبه کند. این آفت شاید در روزهای اول جنبش کم و بیش بود اما به مرور عقلانیت بیشتری در میان تصمیم گیران جنبش دیده می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاستی‌های جنبش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهم‌ترین کاستی جنبش در اولین گام ، فقدان یک رسانه مستقل و فراگیر است. رسانه‌های دیداری، شنیداری و مجازی زیادی در جریان اعتراضات خیابانی تا اعتراضات مناسبتی حضور گسترده مردم را پوشش می‌دادند اما هر یک از ایشان به رغم تلاش حرفه‌ای که مبذول می‌نمایند باز با تنگناها و نیز تضییقات و ملاحظاتی مواجه بوده و هستند که مانع می‌شود آنطور که باید و شاید فریاد حق طلبانه مردم ایران را به گوش و چشم جهانیان برسانند و اطلاع رسانی کاملی در داخل کشور انجام دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دیگر کاستی‌های جنبش می‌توان به فقدان هماهنگی لازم میان رهبران جنبش نیز اشاره نمود. خواه، ناخواه آقایان موسوی و کروبی دو رهبر شناخته شده‌ی این جنبش سبز می‌باشند که بسیاری از مردم ایران در داخل و خارج از کشور چشم به مواضع و راهبری ایشان دوخته‌اند. شایسته است این دو بزرگوار هماهنگی بیشتری با هم داشته باشند و پروژه‌های مشترک تعریف کنند و همراه و همسو با هم جنبش را هدایت نمایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقایان موسوی و کروبی بویژه شخص آقای میرحسین موسوی باید بیشتر با مردم و افکار عمومی ارتباط برقرار نماید. استفاده از فن‌آوری اینترنت، می‌تواند وسیله مناسبی برای ارتباط با مردم یعنی مهم‌ترین بخش جنبش سبز باشد. انتشار صدا و تصویر آقای مهندس موسوی بصورت منظم می‌تواند مردم بویژه کاربران اینترنت را به جنبش امیدوارتر سازد. این فاصله‌ها نباید بیش از یک هفته باشد. یعنی مردم باید حداکثر در هر هفته از موسوی و کروبی پیامی و یا اطلاعیه‌ای دریافت نمایند و از سوی دیگر بر روی اینترنت بتوانند صدا و تصویر ایشان را ببینند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگر کاستی جنبش، ارتباط نسبتا ضعیف جنبش با طبقات شهرستانی و روستایی است. جنبش سبز را شاید بتوان یک جنبش طبقه متوسط شهری دانست آن هم بیشتر در سطح پایتخت هر چند در سایر شهرهای بزرگ نیز اعتراضاتی صورت گرفت اما در قیاس با تهران، ابعاد کمتری داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استقلال جنبش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش سبز مردم ایران، جنبش برانداز نظام جمهوری اسلامی ایران نبوده و نیست - حداقل اینجانب اینگونه فکر می‌کنم. جنبش سبز مردم ایران جنبش دموکراسی خواهی و حقوق بشر است. به قول علما، علت محدثه این جنبش که استقلال آن از احزاب سیاسی شناسنامه دار داخل و خارج از کشور است می‌باید علت مبقیه آن نیز باشد‌.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این‌جا استقلال به معنای این نیست که جنبش مانع از حمایت ایشان می‌شود و یا از همراهی و همسویی ایشان استقبال نمی‌نماید، بلکه به این معنا است که جنبش آرمان‌ها، اهداف و روش‌های مبارزاتی خود را دارد و در صورتی که احزاب اپوزسیون بخواهند به این جنبش بپیوندند باید حداقل چارچوب کلی این اصول را بپذیرند که در غیر این صورت جنبش و رهبران آن مجبور خواهند بود با حفظ احترام ایشان، مرزهای خود را با ایشان برجسته‌تر نمایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بعد دیگر، جنبش باید از جناح‌ها و احزاب سیاسی داخل کشور هم مستقل باشد، زیرا احزاب دارای پروانه از وزارت کشور دولت نامشروع دهم، دارای تنگناها و محدودیت‌هایی هستند که نمی‌توانند تا انتها جنبش و اهداف و آرمان‌های بحق آنرا همراهی نمایند و در نتیجه ممکن است در میانه راه از صف جنبش جدا شوند، کما این‌که تا این روز بخشی از ایشان عملا با سکوت خود جدا شده‌اند. شاید بر اساس همین اصل هم میرحسین موسوی بدرستی از تأسیس حزب خودداری نمود و "تشکیلات راه سبز امید" را بنا نهاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهم‌ترین بعد استقلالی جنبش سبز مردم ایران، استقلال از دول خارجی است. بی تردید رهبران و توده‌های جنبش از اولین روزهای شکل گیری آن سر سوزنی از دول خارجی انتظار حمایت نداشته و ندارند و بر این باور بوده و هستند که مردم ایران باید خودشان مشکل خودشان را با اقتدارگرایان حاکم حل نمایند و مداخله دول خارجی در هر شکلی از آن به نفع تغییرات مدنی و مسالمت آمیز در داخل ایران نخواهد بود. بر این اساس بود که محفل امنیتی طراح نمایش موسوم به دادگاه کودتای مخملی در اعتراف‌گیری‌ها و کیفرخواست‌ها سعی داشتند اتهام وابستگی اصلاح طلبان و کلیت جنبش را به دول خارجی بویژه آمریکا و انگلیس به افکار عمومی القاء نمایند اما کمتر وجدان بیدار و آگاهی این اتهام مضحک را باور نمود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خشونت گریزی جنبش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل مسلم و پذیرفته شده‌ی پرهیز از خشونت نباید فراموش شود. کوچک‌ترین اقدام خشونت آمیز به ضرر جنبش تمام می‌شود، چرا؟ زیرا اولا وجهه‌ی جنبش نزد افکار عمومی داخل و خارج تخریب می‌شود. ثانیا افراد کمتری از نخبگان و طبقه متوسط و آگاه جامعه به جنبش می‌پیوندند و از سوی دیگر احتمال سرکوب فعالان شناخته شده جنبش بالاتر می‌رود و عناصر میدانی جنبش نیز با سرکوب وحشیانه‌تری مواجه می‌شوند که این باز موجب ریزش نیرو می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر شهروند یک رسانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شعار زیبای "هر شهروند یک ستاد" یاد و خاطره روزهای تبلیغات را برای مردم زنده می‌کند. اما در مرحله کنونی جنبش باید شعار جدید "هر شهروند یک رسانه" را با جدیت دنبال کند. زیرا با استفاده از فن آوری نوین اینترنت می‌توان از هر شهروند که دستی برای نوشتن دارد و موبایلی برای عکس و فیلم گرفتن‌، یک روزنامه نگار شهری ساخت، آنچنانکه در جریان اعتراضات اخیر شاهد آن بودیم. باید به پیر و جوان آموزش بدهیم که وبلاگ براه بیاندازند و در وبلاگها یک خبرگزاری فردی برای اطلاع رسانی عموم کاربران ایجاد نمایند. این بهترین راه حل عبور از سانسور شدید حاکم در داخل ایران است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اطلاع رسانی ایمیلی نیز از دیگر نمودهای شعار "هر شهروند یک رسانه" در فضای مجازی است. تجربه نشریات اینترنتی که مردم بصورت خودجوش آنرا سوار بر ایمیل‌های خود نموده و به بسیاری از آدرس‌های الکترونیکی ارسال می‌نمودند از تجربه‌های زرین این دو ماهه بود که باید با ابتکارات و نوآوری‌های خلاقانه ادامه یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نتیجه گیری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش سبز باید با مرور تجارب فاز اول، در فاز دوم نقاط ضعف دولت اقتدارگرای دهم را شناسایی و از آن موضع وارد و مبارزات مسالمت آمیز خود را ادامه دهد. این مقصود حاصل نمی‌شود مگر این‌که با تکیه بر عقلانیت مبتنی بر شناخت جامعه ایرانی، جنبش از سطح طبقه متوسط به سطوح دیگر جامعه نیز انتشار پیدا کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تکیه بر خون‌های به ناحق ریخته شده در ادامه‌ی راه این جنبش بسیار مهم است. چهلم، سالگرد و سایر مناسبت‌های مرتبط با شهدای جنبش و ارتباط مستمر با خانواده‌های ایشان و برآورده نمودن نیازهای مادی و معنوی آن‌ها، از دیگر وظائف فعالان و عموم علاقه‌مندان جنبش است. در این راستا باید در تمامی تظاهرات‌ها، تصاویر این شهدا در بین مردم بصورت گسترده‌ای توزیع شود، تا یاد این شهداء نزد مردم زنده نگه داشته شود. در این حالت جنبش سبز زنده و پایدار خواهد ماند. در این راستا می‌توان حتی معابر و خیابان‌هایی را به نام این شهدا نامگذاری نمود و با تابلوهای ساخته شده از سوی مردم آنرا به نمایش گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلام آخر آن‌که ، باید کاستی‌های جنبش که ذکر آن گذشت در کوتاه‌ترین زمان ممکن جبران و تأمین شود‌، آفت‌های مذکور در این نوشتار زدوده و استقلال جنبش بیش از پیش تضمین و جنبه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت آن نیز تقویت شود و هر شهروند بیش از پیش مجهز به ارتباط با دنیای مجازی اطلاع رسانی شود که در این صورت جنبش به اهداف خود دست خواهد یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از: پایگاه اینترنتی گذار&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-7827271346189539003?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/7827271346189539003/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_971.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7827271346189539003'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/7827271346189539003'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_971.html' title='حال و آینده جنبش سبز'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-2846908572119414747</id><published>2009-09-23T06:29:00.003-07:00</published><updated>2009-09-23T06:29:33.940-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>وقتی کیهان بدون یک جستجوی ساده اینترنتی مدرک رو می‌کند!</title><content type='html'>آنچه از پی می‌آید، از جمله دروغ‌های مکرر منتشر شده توسط روزنامه کیهان است. هر کاربر اینترنتی تازه‌وارد اگر تنها با یک جستجوی ساده در سايت سوروس نام خاتمي (Khatami) را سرچ کند؛ تنها با يك مطلب روبرو خواهد شد كه آن هم گزارشي است مربوط به يك فوروم كه افشين مولوي در آن سخن گفته است.* یعنی روزنامه کیهان مطمئن است که خواننده‌اش از يك جستجوی ساده اینترنتی هم عاجز و ناتوان است؟ نمي‌كند؟ اگر سرچ كرد چه؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دفتر آقاي سيد محمد خاتمي با ارسال نمابري به كيهان خبر ملاقات آقاي خاتمي با «جرج سوروس» را تكذيب كرده است كه متن تكذيبيه ايشان و توضيحات كيهان در پي مي آيد؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«با تأسف فراوان هر روز شاهد ادعاهاي بي اساس نسبت به شخصيت هاي انقلاب و كشور و افراد و شهروندان و ايراد تهمت هاي ناروا به آنان هستيم. اين امر اگرچه تازگي ندارد ولي اصرار بعضي محافل و رسانه ها بر اين اقدام زشت، بعد از بيانات روشن رهبري معظم در خطبه نماز عيد فطر درخور تأمل است و نشان دهنده ميزان صداقت دروغ پردازان در ادعاي پيروي از رهبري است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه به نقل از فردي به نام جرج سوروس در پاره اي مطبوعات و رسانه ها آمده يا تيترسازي شده است اساساً فاقد صحت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سيد محمد خاتمي نه اين شخص را مي شناسد و نه طبعاً در داووس يا جاي ديگري با ايشان ديدار و گفت وگوي شخصي يا مشخصي داشته است. البته در مجامع فراوان بين المللي كه ايشان شركت يا سخنراني كرده اند شنوندگان فراوان داشته است و مطالب بيان شده توسط ايشان كاملاً روشن است و مسئولان عالي رتبه نيز مرتباً چه به صورت مكتوب و چه شفاهاً در جريان قرار گرفته اند. همچنين متن سخنان و مصاحبه ها و مطالب ايشان نيز در رسانه هاي جهاني و ايراني به موقع منعكس شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه اين دروغ پردازي ها و تهمت زني ها در وجدان بيدار مردم شريفي كه اسلام و ايران و آزادي و پيشرفت و حرمت انسان را مي خواهند، بي اثر بلكه داراي اثر معكوس است، ولي از بداخلاقي در جامعه و نظامي كه بايد مهمترين شاخصه آن راستي و اخلاق باشد به خدا پناه مي بريم!!»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كيهان: درباره جوابيه آقاي خاتمي اشاره به چند نكته ضروري است؛&lt;br /&gt;1- خبر ملاقات خاتمي با جرج سوروس را شخص جرج سوروس مطرح كرده و در سايت خود نيز آن را پوشش داده است. جرج سوروس، در اين گزارش به جزئيات ملاقات خويش و نظرات رد و بدل شده ميان خود و خاتمي نيز پرداخته است. بنابراين آقاي خاتمي بايد اظهارات وي را تكذيب كند نه خبر كيهان را. ولي با توجه به نمونه هاي مشابه، اين احتمال قوت مي گيرد كه آقاي خاتمي بيم آن دارد كه در صورت تكذيب اظهارات جرج سوروس با ارائه اسناد ملاقات از سوي او مواجه شود!! كه اميدواريم اين احتمال مردود باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- ممكن است گفته شود جرج سوروس يك «فاسق» است و سخن او قابل استناد نيست كه ضمن تأييد اين نظر بايد گفت؛ اگر آقاي خاتمي او را فاسق مي داند چرا در جريان فتنه اخير دقيقاً دستورالعمل هاي مكتوب او و جين شارپ را به اجرا درآورده است؟! اين همخواني، قرينه ديگري است كه اظهارات جرج سوروس صهيونيست درباره ملاقات پنهان با خاتمي را قابل قبول نشان مي دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- كيان تاج بخش، جاسوس نشان دار «سيا» و مسئول وقت ستاد انتخابات آقاي خاتمي در آمريكا انجام اين ملاقات را تأييد كرده بود. البته آقاي خاتمي اظهارات وي را تكذيب كرد ولي براي استنادات وي دليلي ارائه نكرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- ديروز خبرنگاران از آقاي ظريف كه به گفته جرج سوروس در ملاقات مورد اشاره حضور داشته است درباره اين ملاقات سوال كردند اما ايشان از تكذيب صريح اين ملاقات خودداري كرده و طفره رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5-آقاي عطريان فر عضو برجسته ستاد انتخاباتي خاتمي و مشاور نزديك وي در سفر به آمريكا در منزل جرج سوروس با وي ملاقات و مذاكره داشته است. آيا جناب خاتمي كه ملاقات خود با جرج سوروس را تكذيب مي كند، مي تواند با توجه به شواهد و اسناد ياد شده ارتباط خود با وي را نيز تكذيب كند؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6-پيش از اين نيز آقاي خاتمي برخي از گزارش هاي كيهان درباره بعضي از اقدامات بيروني و داخلي خود را تكذيب كرده بود كه بعد از ارائه اسناد مربوطه درباره آن سكوت معني داري كرد!كه ماجراي اظهاراتش در سفر به آمريكا - اين سفر با رواديد ويژه بوش صورت گرفته بود - ، داستان دست دادنش با زنان نامحرم در ايتاليا، اختصاص 400 هزار دلار از بيت المال به يكي از كارگردانان و... از جمله آنهاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7- كيهان بسيار خشنود خواهد شد اگر اين ملاقات صورت نگرفته باشد ولي متاسفانه شواهد مورد اشاره و نيز پيروي موسوي و خاتمي از فرمول جرج سوروس، جين شارپ و مايكل لدين در فتنه انگيزي اخير، جاي زيادي براي قبول اين تكذيب باقي نمي گذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8-و بالاخره جرج سوروس مي داند اظهاراتش به موقعيت خاتمي لطمه شديدي مي زند ولي چرا ماجراي ملاقات خود را افشاء مي كند؟! كاش آقاي خاتمي مي دانست علت اصلي اين اقدام جرج سوروس آن است كه وي بعد از ماجراي اخير، تاريخ بهره گيري از آقاي خاتمي را تمام شده تلقي مي كند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها لینک موجود در سایت سوروس درباره خاتمی را اینجا می‌توانید ببینید.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7688493881226687696-2846908572119414747?l=bavaresabz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://bavaresabz.blogspot.com/feeds/2846908572119414747/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2213.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2846908572119414747'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7688493881226687696/posts/default/2846908572119414747'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://bavaresabz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2213.html' title='وقتی کیهان بدون یک جستجوی ساده اینترنتی مدرک رو می‌کند!'/><author><name>دختر سبز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/01913999241052659717</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7688493881226687696.post-8614910366081616873</id><published>2009-09-23T06:29:00.001-07:00</published><updated>2009-09-23T06:29:13.568-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار و اطلاعیه ها'/><title type='text'>مراسم تشييع پيكر مرحوم پرويز مشكاتيان پنجشنبه برگزار می‏شود</title><content type='html'>مراسم تشييع پيكر مرحوم پرويز مشكاتيان آهنگساز و سنتورنواز شهير كشور روز پنجشنبه دوم مهرماه از ساعت 10 صبح با حضور هنرمندان،‌دوستداران و خانواد
